پنجشنبه، دی ۲۲، ۱۳۹۰

زیستن در میان اکوسیستم آزاد

می‌دانم که مدت زیادی است بسیار کم در این‌جا می‌نویسم و مدت بیشتری است که دربارهٔ مسائل فنی چیزی ننوشته‌ام، اما سابقه بد دلیل نمی‌شود که کم‌کاری را ادامه دهم.
تقریباً چهار سال است که من به طور کامل از ویندوز به سیستم‌های لینوکسی آمده‌ام و پشت‌سرم را هم هرگز با تأسف نگاه نکرده‌ام. البته همهٔ مردم نمی‌توانند این کار را بکنند. مثلاً کسانی که کارشان با ویرایش ویدئو درهم‌تنیده است، ابزارهای محدودی روی لینوکس خواهندیافت که بیشترشان در حد برنامه‌های پیشرفتهٔ این کار روی ویندوز نیستند. مشکل دیگر این افراد ناهماهنگی فرمت‌های صدا، تصویر و فایل است که به کدک‌ها مربوط می‌شود و بیشتر کدک‌ها هم آزاد نیستند (با تأسف!). نمونهٔ دیگرش آن‌هایی هستند که با نرم‌افزاری مانند اتوکد کار می‌کنند. وضعیت نرم‌افزارهای کد روی لینوکس زیاد جالب نیست (این را خودم نمی‌دانم و از استالمن نقل به مضمون می‌کنم.)، که البته می‌توان از اتوکد روی لینوکس استفاده کرد.
اما من مشکل بزرگی روی لینوکس نداشته‌ام، بلکه اصلاً نرم‌افزارهای متداول روی لینوکس را معقول‌تر و کاربرپسندتر از نمونه‌های ویندوزی یافته‌ام. مثلاً Gnumeric که یک برنامهٔ صفحه گسترده (spreadsheet) است، بسیار سبک‌تر و روان‌تر از اکسل مایکروسافت یا حتی LibreOffice Calc کار می‌کند و گراف‌های زیباتری هم می‌سازد. نمونهٔ دیگرش، gedit است که به نظر من بهترین ویرایشگر متن است و همچنین Nautilus که مرورگر فایلی بسیار خوبی است و قابلیت sftp و نیز اسکریپت‌های آن بخش جداناپذیری از زندگی روزانه من شده‌اند. می‌توانم این فهرست را ادامه دهم و البته می‌دانم که خیلی‌ها به هر دلیل با من موافق نیستند و می‌خواهند بر ضد کدام از مثال‌های من دلیل بیاورند. بحثم در این یادداشت روی این موضوع نیست.
چیزی که این‌جا می‌خواهم بگویم در ایران و هر جای دیگری که کپی‌رایت رعایت نمی‌شود و در ضمن آزادی اطلاعات هم یک شوخی است، مفهوم زیادی ندارد. البته من هم طرف‌دار بی چون و چرای کپی‌رایت نیستم، اما اگر اساساً با کپی‌رایت مخالف هم باشید، نمی‌توانید به دل‌خواه از هر محصولی استفاده کنید و پول نپردازید. در کشورهایی که کپی‌رایت جدی است، (برای نمونه) استفاده کردن از یک نرم‌افزار انحصاری بدون اجازه ناشر آن می‌تواند شما را حسابی به دردسر بیاندازد. یک پیامد این مسأله، این است که در استفاده کردن از ابزارهای تازه و سپس ترکیب کردن خلاقانه ابزارهای مختلف با هم، محدود به مجوزهایی می‌شوید که می‌توانید و یا می‌خواهید بخرید. برای نمونه، استاد بزرگوار من برای رسم کردن گراف‌ها از Matlab استفاده می‌کند که شبیه راندن یک تریلی به فروشگاه برای خریدن خوار و بار روزانه است (overkill). یک دلیل استفاده کردنش از این نرم‌افزار این است که بخش فیزیک مجوز آن را از طریق سرویس کامپیوتری مرکزی دانشگاه دارد و استادم مجبور نیست برایش پول بدهد. اگر مجبور بود، احتمالاً می‌رفت سراغ گزینه‌های دیگر، و یا با توجه به سن بالایش و دشواری‌اش در یادگیری نرم‌افزار، از خیر آن می‌گذشت. نمونهٔ دیگر که برای گروه ما پیش آمد، نرم‌افزاری بود که دینامیک مولکولی را با سرعت بسیار بالا (به ادعای سازندگانش) روی تراشه‌های گرافیکی Nvidia اجرا می‌کرد و قیمت گزافی هم داشت. هر دو استادم مدتی خریدن مجوز این نرم‌افزار را سبک و سنگین کردند و خوشبختانه منصرف شدند. گروه ما از نرم‌افزاری استفاده می‌کند که همان کار را می‌کند، اما رایگان و آزاد است و با مجوز GPL ارائه می‌گردد. سرعت اجرا شدن آن روی تراشه‌های گرافیکی در حد ادعای آن گروه دیگر نیست، اما دست‌کم قابل اطمینان است و ما هم الآن واقعاً کمبود توان پردازشی نداریم. این که برای تولید کردن نتیجه‌های علمی از نرم‌افزارهای بسته و انحصاری استفاده کنیم، به نظر من از اساس توجیه‌ناپذیر است، هرچند بسیاری از مردم این کار را می‌کنند.
وقتی در اکوسیستمی از نرم‌افزارها کار و زندگی کنید که بنیان‌اش بر آزادی نرم‌افزار و اطلاعات باشد، معمولاً دست‌تان برای استفاده کردن از ابزارهای تازه باز است و مجبور نیستید بودجهٔ مالی‌تان را برای استفاده از ابزارهای تازه بسنجید. امشب به ذهنم رسید امکان اجرا کردن بازی Fifa (محصول EA) روی اوبونتو را جستجو کنم و به بستهٔ نرم‌افزاری PlayOnLinux رسیدم (که ظاهراً بسیار مشهور است، اما من هم مانند شما همهٔ چیزهای مشهور را نمی‌شناسم.). البته برای اجرا کردن هر یک از نرم‌افزارهای تجاری غیررایگان از طریق PlayOnLinux، باید مجوز آن را بخرید و یا داشته‌باشید، اما خود این نرم‌افزار رایگان و آزاد است (زیر مجوز GPL) و مسألهٔ اصلی این است که گزینه‌های بسیاری را برای‌تان به رایگان فراهم می‌کند. مثلاً فرض کنید مجوز نسخه‌ای از اتوکد را برای ویندوز دارید، اما نمی‌خواهید یا نمی‌توانید هزینهٔ استفاده از ویندوز را بپردازید. می‌توانید آن را به رایگان بر روی PlayOnLinux اجرا کنید. در مورد خودم، حاضر نیستم برای بازی کردن برگردم به سوی ویندوز. هرگز! اما ممکن است بخواهم نسخه‌ٔ ارزان بعضی از بازی‌ها را بخرم و بازی کنم و این راه‌حل خوبی برای من است.
این البته دیدگاه کاربر است: زیستن در میان و همسایگی نرم‌افزارهای آزاد، بازمتن و (در بیشتر موارد) رایگان، امکان تجربه‌های بیشتر و خلاقانه‌تری را فراهم می‌کند. نمونه‌های دیگرش که این روزها بحث‌شان گرم است، نرم‌افزارهای مجازی‌سازی و هایپروایزرها هستند. در مورد نرم‌افزارهای علمی و پژوهشی هم تا حد زیادی همین گونه است.
از دیدگاه سازندگان نرم‌افزار؟ طبعاً برای آن‌ها ساده‌تر و دل‌پذیرتر است که کاربران برای کوچک‌ترین ابزارها و مجوزها هم تک‌تک پول بپردازند. اما جیب کاربران نامتناهی نیست و اگر به فرض هم شما آن قدر زرنگ باشید که کاربران نرم‌افزار یا سرویس‌تان را مجبور کنید برای هر چیزی پول بدهند (مانند مشتریان مفلوک آی‌تونز که برای هر ترانه‌ای جداگانه خراج می‌دهند و حتی اجازه ندارند فایل آن را برای خودشان روی نرم‌افزاری غیراپلی پخش کنند)، طبیعت اقتصاد و بازار رقابت، قدرت مانور شما را محدود خواهدکرد. در مورد آی‌تونز، اگر ترانه یا قطعه موسیقی‌ای را بخواهید، حتماً می‌توانید از جایی دیگر پیدایش کنید و اختیار خودتان را در دست بگیرید. اگر غیر از این بود، مطمئناً شادروان استیو جابز می‌کوشید انحصار مطلق فروختن صدا را از آن خود کند.
اما با فرض این که ارائه‌کنندگان نرم‌افزار و محتوا به سوی گرایش‌های آزادانه‌تر بروند، بالأخره چه‌طور باید حداقلی از سود را به دست بیاورند که کسب و کارشان را توجیه‌پذیر کند و امکان ماندن در بازار را به‌شان بدهد؟ همان طور که سودجویی نامتناهی از مشتری واقع‌بینانه نیست، انتظار آزاداندیشی و خیرخواهی مطلق از سازنده نرم‌افزار و محتوا هم نمی‌توان داشت.
پاسخ دادن به این پرسش دشوار است، اما دست‌کم می‌توان به شرکت‌هایی مانند ردهت، کنونیکال و نیز نویسندگانی مانند کوری داکتروف و صدها تن کسانی که محتوای باکیفیت و رایگان تولید می‌کنند و روی سایت‌هایی مانند یوتیوب می‌گذارند، اشاره کرد. همهٔ آن شرکت‌ها و بسیاری از آن افراد هم از این راه درآمد دارند، بی آن که لزوماً هرگز پولی از شمای کاربر یا مخاطب بگیرند. کسب و کار و فعالیت بر مبنای آزادی اطلاعات، به اکوسیستم اجتماعی و اقتصادی متفاوتی می‌انجامد که زیبایی‌ها و توانایی‌های بسیاری دارد، اما ممکن است به ایجاد نرم‌افزاری مانند فتوشاپ هم نیانجامد. ترجیح شخصی من البته گسترش آن گرایشی است که آزادی اطلاعات را مبنا بگیرد، و حدس می‌زنم و امیدوارم این گرایش پیوسته فراگیرتر شود و راه‌های تازه‌ای برای تولید کردن نرم‌افزار و محتوای بسیار تخصصی ارائه کند، اما تا آن‌جا راه درازی در پیش است.

برچسب‌ها: , , , , ,

3 Comments:

At پنجشنبه, دی ۲۲, ۱۳۹۰ ۱۰:۲۲:۰۰ بعدازظهر, Anonymous سولوژن said...

پیش‌نهاد خواندن یک کتاب را می‌دهم که به این بحث ربط دارد:
Reinventing Discovery: The New Era of Networked Science
به قلم Michael Nielsen.

 
At پنجشنبه, دی ۲۲, ۱۳۹۰ ۱۰:۵۶:۰۰ بعدازظهر, Blogger Mostafa said...

ممنونم سولوژن. به فهرست بلند نخوانده‌های خواندنی افزوده شد!

 
At شنبه, دی ۲۴, ۱۳۹۰ ۱:۱۹:۰۰ قبل‌ازظهر, Blogger مهدی said...

اگر از ابتدا بجاي داس با لينوکس آشنا شده بودم الان سالها تجربه اي داشتم که ماندگاري و آزادي آن تضمين شده بود. در حاليکه چند سالي است لينوکس کار شده ام وتمام تجربه هاي کاربري و حرفه اي ويندوزي ام مستقيما به سطل زباله ملحق شده اند. اگر اينطور نباشد و کاربران آزادي را درک و به آن خو کنندمشکلات و کمبودها زودتر برطرف مي شود.

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home