دوشنبه، مهر ۲۵، ۱۳۹۰

اسعد تقی‌زاده

چند باری پیش آمده که در خبرها بشنویم شکارچی‌های غیرمجاز با محیط‌بانی درگیر شوند و او را به قتل برسانند. نام‌ها را به یاد ندارم، اما از صفحه فیس‌بوک جلوگیری از اعدام اسد تقی‌زاده این نام‌ها را می‌توان برشمرد:سعید پرهام، یحیی شاهکو محلی و حسین صادقی و ظاهراً شمار شهدای محیط‌بان پس از انقلاب افزون بر 100 است.
صدور حکم اعدام برای یک محیط‌بان که در هنگام انجام وظیفه با شکارچیان غیرمجاز درگیر شده، عجیب است. اگر دلایل دیگری برای صدور این حکم وجود دارد، قوه قضائیه باید برای اقناع افکار مردم اعلام می‌کرد. اگر اسعد تقی‌زاده واقعاً در هنگام انجام وظیفه و برای انجام وظیفه مرتکب قتل شده، منطقاً نباید مجرم شناخته شود، وگرنه باید قوه قضائیه بگوید اساساً یک محیط‌بان چگونه باید از حیات طبیعی و نیز از جان خودش دفاع کند، در حالی که قانون از او حمایت نمی‌کند. چگونه قانونی داریم که از مجری خود دفاع نمی‌کند و بلکه می‌خواهد جانش را بستاند؟
بیشتر مردم شهرنشین ایران ذهنیت درستی از اصل مسألهٔ محیط‌بانی ندارند، چرا که از محیط زیست طبیعی دور هستند و طبیعت‌گردی هم بخشی از فرهنگ همگانی ما نیست. اگر (برای مقایسه) کسی به چاه‌های نفتی ایران حمله مسلحانه نماید، آیا دفاع نظامی و احیاناً به هلاکت رساندن متجاوز نادرست شمرده می‌شود؟ نفت چندی دیگر تمام می‌شود. حتی اگر فرض کنیم 150 سال دیگر نفت داریم، مجموع دوران نفت در طول تاریخ بشر دوره چندان بلندی نیست. اما محیط زیست و حیات وحش سرمایه بسیار مهم‌تری است که همواره نیازمند نگهداری از آن خواهیم‌بود. در عین این نیازمندی، فرهنگ همگانی ما اکنون اهمیت چندانی به مسأله محیط زیست و حیات وحش نمی‌دهد و آن‌هایی که برای حفاظت از آن می‌کوشند، در واقع برای همهٔ جامعه فداکاری می‌کنند. بی‌انصافی است که زیر پای آنان را خالی کنیم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی‌نوشت: اطلاعات تازه‌تری روی سایت بی‌بی‌سی فارسی منتشر شده. انگار اصل مسأله را اشتباه فهمیده‌بودیم.


برچسب‌ها: , ,

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home