شنبه، شهریور ۰۵، ۱۳۹۰

رخوت

روزهای رخوتناکی که کار زیادی نداری و می‌توانی از برنامه معمولت هم سبک‌تر باشی. روزهایی که نه مهلت رو به پایانی در پیش است و نه هیاهویی در کار است و نه تقلایی لازم به نظر می‌رسد. روزهایی که ممکن است فکر کنی به خودت استراحتی بدهکاری، که می‌توانی کمی تن و روانت را لوس‌تر کنی.
به نظرم این جور روزها همان روزهایی هستند که معلوم می‌کنند چه قدر قرار است بهتر شویم. این‌ها روزهای میان دو دوره تکاپو هستند. دوره بعدی تکاپو در هر صورت خواهدرسید، و این روزهای میانی را اگر به رخوت بگذرانیم، بهترین دوران برای گسست کاری و بدتر از آن، گسستن رشته اندیشه‌ها و یادها هستند. پیوستگی اندیشه و حافظه و کردارمان بیش از هر زمانی در این روزها تهدید می‌شود. رخوت، زهری شیرین است.

برچسب‌ها: ,

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home