یکشنبه، مرداد ۱۶، ۱۳۹۰

کلاسیک‌ها

کلاسیک‌ها مثل یک خانهٔ ایمن هستند، گرم و نرم و آرام، با دیوارهای ستبر و آتشی همواره سوزان در بخاری دیواری، بر فراز تپه‌ای مه‌آلود. دست خرابکاران و آشوب‌گران از آن کوتاه است. اگر یک بار راهت را به درونش گشوده‌باشی، تا مدت‌ها نمی‌خواهی بیرون بروی.
اما یک روز بالأخره حوصله‌ات سر می‌رود و می‌زنی بیرون تا جهان برهنهٔ وحشی را ببینی. از آن پس همیشه تصویر آن خانه در ذهنت می‌ماند، و گاهی دوباره سر می‌زنی و چند اتاق و کمد و تالان رازآلود دیگر می‌یابی و به وجد می‌آیی، یا به همان گوشه‌هایی که پیشتر کاویده‌بودی سر می‌زنی و نکته‌ها به یاد می‌آوری. این خانه تصویر خردمندانهٔ همان جهان بیرون است. می‌مانی و می‌آموزی و آرام می‌شوی. بعد دوباره می‌زنی بیرون تا نوبت بعد که پناهگاه بخواهی.

برچسب‌ها:

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home