شنبه، مرداد ۰۱، ۱۳۹۰

ترور

آدم کشتن بد است. بدترین کار است، یا چیزی نزدیک به آن. اگر قرآن خوانده‌‌باشید، می‌دانید که آن‌جا می‌گوید آن که یک نفر را بکشد گویی همه انسان‌ها را کشته‌‌است.
واقعاً هم نمی‌شود گفت کشتن چه کسی بدتر است. یک فیزیک‌پیشه، یا یک کودک، یک ورزشکار، یا یک پیرزن یا یک دانشجو...
اما خبر قتل نباید به آن کاری بیاید که مورد نظر قاتل اصلی (یعنی طراح و آمر قتل) بوده. ترور، به منزلهٔ قتل سیاسی، آغاز یک جنایت است، نه پایان آن. مسعود علی‌محمدی را کشتند، آن طور فجیع و بی‌رحمانه. چه کسی کشت؟ آمریکا و اسرائیل؟ البته از زبان وزیر محترم اطلاعات (وزیر تحمیل شده از رهبر تحمیلی بر دولت تحمیل‌شده از رهبر تحمیلی به مردم) جز این نمی‌تراود. شاید هم واقعاً آن‌ها کشته‌اند، یا هر عامل خارجی دیگر. اما عقل و سوادتان را ندهید دست سپاه و کودتاچی‌ها. الآن می‌دانیم که علی‌محمدی شروع کرده بوده به پرسیدن، به بحث سیاسی کردن، و از سرکوب حکومتی بیزاری جستن. و نیز می‌دانیم که هیچ ربطی به فناوری هسته‌ای نداشت و کار نظری می‌کرد. دست‌کم زیر لب تکرار کنید که مظنون اصلی در قتل او خود حکومت است، نه خرج دارد و نه خطر. بعد هم نام و سابقه و حتی پیکرش را دزدیدند، همان که با صانع ژاله کردند.

امروز یکی دیگر را کشتند که هنوز خبرگزاری‌ها هم نمی‌دانند دانشجوی فوق‌لیسانس برق بوده در دانشگاه خواجه نصیر یا فیزیک‌پیشه و عضو هیأت علمی دانشگاه محقق اردبیلی. هنوز هویت مقتول مبهم است و وزیر اطلاعات می‌گوید ترور «محصول مشترک آمریکا و اسرائیل» بوده. من باور می‌کنم که خود احمدی‌نژاد هم به این حرف مصلحی می‌خندد. احیاناً پیش آمده تا حالا که از این فیلم‌های تحقیق دربارهٔ عاملان ترور را ببنید؟ این تحقیق‌ها آن قدر پیچیده و دامنه‌دار است که دست‌مایه فیلم‌های سینمایی می‌شود. بعد وزیر اطلاعات هنوز خون بر آسفالت خشک نشده عاملان را شناسایی کرده و یک جوری می‌گوید محصول مشترک، انگار که مارک ترور در صحنه جا مانده و روی آن نوشته محصول مشترک این و آن. چگونه کسی می‌تواند این قدر دربارهٔ چنین موضوع پیچیده‌ای مطمئن باشد، جز آن که یک‌راست خالی ببندد، یا این که از پیش بداند واقعاً ماشه را چه کسی چکانده و به دستور چه کسی؟
دیگر این که (برای هزارمین بار) دانشمند نداریم. این اصطلاح مسخره و خجالت‌آور «دانشمند هسته‌ای» ساختهٔ حکومت است و برای مبتذل و یا مبهم کردن وضع و نیز برای بزرگ جلوه دادن قربانی‌ها به کار می‌رود. دانشمند واژه‌ای تاریخ‌گذشته‌است. دانش آن قدر گسترده است که حتی نمی‌توان نام همه شاخه‌‌هایش را آموخت، چه رسد به دریافتن همهٔ آن‌ها. در مورد فیزیک هسته‌ای هم، بیشتر کسانی که در آن کار و پژوهش می‌کنند اصلاً ربطی به فناوری هسته‌ای (نظامی یا غیرنظامی) ندارند. ساختن رآکتور و سانتریفیوژ هم در مقیاس ملی دیگر کار بزرگی نیست. بمب داشتن البته وزن سیاسی دارد، اما اگر هدف این‌ها واقعاً صلح‌آمیز بود، می‌توانستند تا الآن چند نیروگاه ساخته‌باشند و جهان هم برای تأمین سوخت لج‌بازی نمی‌کرد. یادمان باشد که نخستین رآکتور هسته‌ای در حدود شصت سال پیش ساخته شده و دیگر ساختن رآکتور هدف بزرگی نیست. اما جمهوری اسلامی روی چیزی سرمایه‌گذاری می‌کند (غنی‌سازی) که بیشترین فایده را ندارد (از کدام گوری اورانیوم خام می‌آورید که بریزید آن تو؟) و بیشترین حساسیت جهانی را برمی‌انگیزد، چون هدفش خیر نیست و فقط تبلیغات سیاسی داخلی و خارجی برایش مهم است.

این قتل‌ها چه به دست دولت و سپاه انجام شوند و چه به دست خارجی‌ها، نفرت‌انگیزند. جنایتی است برای مبهم کردن بیشتر فضا، برای ماهی گرفتن از آب خون آلود، که کوسه‌ها را برمی‌انگیزد. «تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک» نشویم.

برچسب‌ها: , , , ,

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home