جمعه، اردیبهشت ۳۰، ۱۳۹۰

روز

کودک که بودیم در مدرسه برای‌مان دیکته مذهبی می‌گفتند که هر شب که می‌روید بخوابید، روزتان را بازبینی کنید و ببینید (مثلاً) کار خوب به اندازه کافی کرده‌اید یا نه و از این حرف‌ها. بی‌معنی بود و بی‌فایده. ما حتی آزادی تباه کردن یک روز را نداشتیم. حتی ارزش‌های نداشتیم که برای خودمان ارزش باشند. همه چیز دیکته می‌شد.
حالا آن آموزه را برای خودم دوباره کشف کرده‌ام. هر روز یک زندگی است، یک پروژه. باید سهمی از همهٔ چیزهایی داشته‌باشد که می‌خواهیم در زندگی داشته‌باشیم. من راهی جز این برای بهتر زیستن نمی‌شناسم. هر روز را باید زندگی کرد، انگار که همه‌اش همین یک روز است، حتی اگر خود این جمله مبتذل شده‌باشد.

برچسب‌ها: ,

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home