پنجشنبه، خرداد ۰۵، ۱۳۹۰

روز تمام شد

یک روزهایی هست که به سر می‌رسد بی آن که توانسته‌باشی کار مفیدی انجام بدهی و تا لحظهٔ آخر هم دست و پا می‌زنی که کاری کرده‌باشی که از زندگی‌ات در آن روز کمی راضی بشوی، و نمی‌شود. انگار که یکی را که برایت خیلی گرامی است بعد از مدت‌ها دیده‌باشی و دو ساعت با هم بنشینید و یک چیزی فضا را سنگین کند و بعد وقت بدرود گفتن برسد و حسرت که از لبانش ... (اذیت نکن حافظ).
بله، خواستم گفته باشم که از این روزها هم هست. به امید فردا نباش. بزرگی کن و همین امروزت را هضم کن. فردایی اگر باشد، نباید تاوان امروز را بدهد. ستم است.

برچسب‌ها: , ,

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home