سه‌شنبه، فروردین ۲۳، ۱۳۹۰

روبنده

سرکار خانمی که اصرار داری با روبنده در یک مکان آموزشی\خدماتی\اجتماعی مدرن ظاهر شوی، چه در ایران، چه عربستان، چه فرانسه، یا در همین کانادا یا هر جای دیگر،
تو که احتمالاً این‌جا را نمی‌خوانی، اما برای من چندان فرقی هم ندارد. کاش به معنی پوششت بیاندیشی. با آن نقاب به همهٔ مردها داری می‌گویی شما پلیدتر\خطرناک‌تر از آن هستید که روی من را ببینید. پوشش تو (اگر با انتخاب و اصرار خودت باشد)، نمونهٔ زشتی از تبعیض جنسیتی بر ضد مردان است. توهین‌آمیز است. تو در جامعه‌ای با آن پوشش می‌گردی که نیمی مرد است، و آن نیمه را مطلقاً نامحرم می‌شماری. از دید من خیلی هم خوب است که پلیس فرانسه دستگیرت کرده. 
 امیدوارم در دوره‌ای که در بازداشت هستی تا حدی به مفهوم آن چند تکه پارچه پی ببری.
می‌توانم تصور کنم که اصرارت شاید به اجبارها یا فشارهای درون خانه مربوط باشد، اما اگر آن قدر خوش‌اقبال هستی که در جامعه‌ای مدرن زندگی کنی، حتماً می‌توانی برای چیره شدن بر آن‌ها هم کمک بگیری.
برای من مهم است که آدم‌ها در انتخاب‌های‌شان تا جایی که آزادی همگانی اجازه می‌دهد، آزاد باشند. اما همان طور که برهنه گشتن در عرصهٔ همگانی ناموجه است (به چندین دلیل)، سراسر پوشیده گشتن هم عقلانی نیست. افزون بر آن، زنی که در یک جامعه مدرن بر پوشش بدوی داشتن اصرار می‌ورزد، بهانه‌ای مضاعف هم به سیستم‌های طالبانی می‌دهد: ببینید «زنان مسلمان در جامعهٔ غرب» را (آن‌ها که از تعمیم دادن پروایی ندارند). با چنگ و دندان می‌خواهند حجاب‌شان را حفظ کنند. پس شما هم باید چنین کنید. نمی‌گویند شما هم خوب است چنین برگزینید، چون خودشان حق انتخاب را به رسمیت نمی‌شناسند، اما آن را به رخ می‌کشند. نمی‌گویند در همان جامعهٔ غربی دست‌کم امکان اعتراض کردن به قانون، زیر پرسش بردن و در معرض چراگویی نهادن قانون وجود دارد. فقط همان یک تکه‌ای را که می‌خواهند می‌گویند. این سوءاستفادهٔ کثیف، خودش دلیل دیگری است برای ناموجه بودن برقع‌طلبی در غرب.
تو ای زن برقع‌خواه، تو که همهٔ مردها را پلید می‌دانی، به چه جرأت در جامعه‌ای ظاهر می‌شوی که دست‌کم نیمی از آن و دستاوردهایش ساختهٔ دست و ذهن مردان است؟ در خانه بمان و به محارمت خدمت کن.

برچسب‌ها: ,

6 Comments:

At سه‌شنبه, فروردین ۲۳, ۱۳۹۰ ۱:۰۷:۰۰ بعدازظهر, Anonymous ناشناس said...

حتی اگر که روبنده نشان پلید شمردن همه‌ی مردان باشد باز دلیلی نمی‌شود که بخواهیم آن را به اجبار از کسی بگیریم. جایی که روبنده به کسی آسیب نمی‌رساند کسی حق محدود کردن آن را ندارد اگر چه بخواهد آن را بی‌خود و یا مشمول هر صفت دیگری بداند. در ضمن اصولا ساده‌ترین تفسیر آزادی این است که فارغ از این که چه کسی چه فکری در مورد بقیه (مثلا نصف مردان دارد) کسی حق سلب حقوق اساسی او را ندارد.
سوای همه این حرف‌هااصولا برقع پوشی بیشتر برخواسته از یا هویت‌خواهی است و یا احساس امنیت از حرکت در مسیرهای سنتی و ربطی به تفسیر پلیدبینی ندارد. همچنین فکر کنم بتوانید تصور کنید که اگر که برقع پوشی ناشی از فشار خانواده باشد برای کسی که مهارت‌های اجتماعی‌اش در حداقل هستند (حتی برای آن کسی در حداکثر هم باشد) باز شکستن این رابطه ساده نیست، واقعا تغییر به آن سادگی که می‌گویید نیست. تجربه‌های شخصی ما شاهد این مدعاست.

 
At سه‌شنبه, فروردین ۲۳, ۱۳۹۰ ۷:۱۷:۰۰ بعدازظهر, Blogger Mostafa said...

«حتی اگر که روبنده نشان پلید شمردن همه‌ی مردان باشد باز دلیلی نمی‌شود که بخواهیم آن را به اجبار از کسی بگیریم. جایی که روبنده به کسی آسیب نمی‌رساند کسی حق محدود کردن آن را ندارد اگر چه بخواهد آن را بی‌خود و یا مشمول هر صفت دیگری بداند.»
- آیا همین قانون را برای رفتارهای ضد زن هم درست می‌دانید؟ برای رفتارهای نژادپرستانه چه طور؟ کاکاسیاه خواندن تیره‌پوستان هم بر اساس تفسیر شما آسیبی در بر ندارد، پس باید مجاز باشد، بلکه از حقوق اساسی مردم.
«سوای همه این حرف‌هااصولا برقع پوشی بیشتر برخواسته از یا هویت‌خواهی است و یا احساس امنیت از حرکت در مسیرهای سنتی و ربطی به تفسیر پلیدبینی ندارد.»
- این که قذافی هر جای دنیا می‌رفت می‌خواست درون خیمه‌اش باشد هم نوعی هویت‌خواهی می‌توان شمرد. شترسواری هم ممکن است نوعی هویت‌خواهی تاریخی دانسته شود، و همچنین بسیاری رفتارهایی که امروزه اخلاقی نمی‌توان دانست‌شان.
«همچنین فکر کنم بتوانید تصور کنید که اگر که برقع پوشی ناشی از فشار خانواده باشد برای کسی که مهارت‌های اجتماعی‌اش در حداقل هستند (حتی برای آن کسی در حداکثر هم باشد) باز شکستن این رابطه ساده نیست، واقعا تغییر به آن سادگی که می‌گویید نیست. تجربه‌های شخصی ما شاهد این مدعاست.»
- من انتظار ندارم کسی بر ضد خانواده‌اش بشورد، اما دست‌کم آنهایی که در حمایت از این پوشش تبلیغ و حرکت می‌کنند، فراتر از فشار خانوادگی هستند. افزون بر آن، چون روبنده پوششی است که به دین نسبت داده می‌شود و دین موظف است حقیقت‌جو و حقیقت‌پذیر باشد، نمی‌توان چنین رفتار توهین‌آمیزی را با سنت‌های خانوادگی توجیه کرد. دختر یا زنی که از سوی خانواده‌اش آن قدر آزادی دارد که به تنهایی در عرصه عمومی ظاهر شود، حتماً می‌تواند دست‌کم در مورد این پوشش چراجویی کند. نمی‌شود کسی خودش را مؤمن سفت و سخت بداند و از چنین پرسش‌هایی فرار کند. منافقانه است.

 
At چهارشنبه, فروردین ۲۴, ۱۳۹۰ ۵:۴۸:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous ناشناس said...

۱-مثالهایتان مع‌الفارغ است. زن‌ستیزی و یا لفظ عبارت کاکا سیاه از حوزه شخص بیرون می‌رود و خارج از او تاثیر می‌گذارد و اصولا کسی نمی‌تواند بگوید که من نیاز داشتم مثلا بگویم کاکاسیاه. در عوضش یک نفر ممکن است مثلا رستورانی که سیاه‌پوستان هستند نرود و اگر چه ممکن است کارش مذموم باشد اما قانونی علیه او وجود نرود.
۲-بله اتفاقا مثال قذافی خوب است. قذافی رسانه‌های غربی را رها کنید و قذافی را از منظر یک لیبیایی (حتی مخالفش) ببینید. دقیقا استدلال فذافی برای این کارهایش ( و مثلا لباس‌های برای ما عجیبش) این بود که این‌ها روش مردم من هستند و دلیلی ندارد که از روش مردم یک جای دیگر تبعیت کنم. من به شخصه این استدلال را دوست ندارم و اصولا اصرارهای بیش از حد قوم‌گرایانه را ناخوش دارم اما به هر حال نظر او این بوده و اگر منتخب مردمش بود (که نیست) و کارش آسیبی به کسی نمی‌رساند باید بدون بحث همانطوری او را قبول می‌کردیم. معنای لیبرالیسم همین است.
۳-کاملا با بخش سوم حرفتان موافقم. شما می‌گویید منافقانه من می‌گویم کافرانه. کسی که حقایق بزرگ را سعی کند که نبیند کافر (پوشاننده) است. جای درست کارزار هم همین‌جاست نه محدوده آزادی‌های شخصی. کارزار درست باید این باشد که با ابزارهایی که با فلسفه‌ی آزادی‌های شخصی در تضاد نیستند به جنگ آدم‌هایی رفت که روبنده را می‌خواهند به عنوان جزئی از دین غالب کنند و بفروشند و تثبیت کنند. این جنگ عرصه‌اش محدودیت‌های قانونی نیست بلکه اطلاع رسانی و بصیرت پراکنی است و این که مطمئن شویم که کسی کانال‌های اطلاع‌رسانی را نبسته و این که کسی را به زور (چه فیزیکی و چه با محدود کردن مهارت‌های اجتماعی) مجبور به ماندن در یک گوشه نکرده‌اند.

 
At چهارشنبه, فروردین ۲۴, ۱۳۹۰ ۷:۱۵:۰۰ بعدازظهر, Blogger جایی برای بودن said...

من با هر دو نظر نا شناس موافقم.
خودم با حجابم و در خارج از ایران درس می خوانم و البته از هیچ کسی در جمهوری اسلامی هم حمایتی دریافت نمی کنم که بخواهم به خاطر آن حجابم را نگه دارم.
از نظر من مردها ممکن است مثل شما دچار سوء تفاهم باشند، اما پلید نیستند حتی آنهاییکه از من خوششان نمی آید. حجاب برای من دقیقا مفهموم هویتی دارد
بدون حجاب دیگر خودم نیستم واز آزادیهای حجاب نداشتن هم لدتی نمی برم.
امیدوارم زندگی در جوامعی که کمتر از جوامع ما پر از قضاوت و شخصی کردن مسائلی هستند که مستقیما نه کسی را آزار می دهند و نه آزادی کسی را محدود می کنند، به همه ما کمک کند که کمتر یکدیگر را قضاوت کنیم.

 
At پنجشنبه, فروردین ۲۵, ۱۳۹۰ ۱۲:۲۲:۰۰ بعدازظهر, Anonymous روزبه said...

خیلی خیلی احساسی (و به نظر من بدون منطق) نوشده شده بود. از شما انتظار دیگه ای داشتیم.

 
At جمعه, فروردین ۲۶, ۱۳۹۰ ۱:۵۳:۰۰ بعدازظهر, Anonymous Libero said...

سلام دوست عزیز،
من از طریق نقدی که توی وبلاگ بامدادی نوشته شده بود، با وبلاگ شما - و مطلب اخیرتون - آشنا شدم، توی وبلاگ ایشون بحث خوبی پی گرفته شده، خواستم ازتون تشکر کنم که به هر حال دقت نظر و نوشته خوبتون آغازگرش بوده.
پیروز باشید.

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home