جمعه، اسفند ۲۷، ۱۳۸۹

کتاب‌هایی برای سال نو

به رسمی که چند سالی است از وبلاگ راز آموخته‌ایم، در پایان سال 89 هم برگزیده‌ای از کتاب‌هایی که امسال خواندیم را برای سال نو معرفی می‌کنیم. حالا ممکن است بخواهید این کتاب‌ها را در تعطیلات سال نو بخوانید، یا همین جوری به عنوان گزینه‌های خوب دم دست داشته‌باشید.
کتاب‌های زیر را لیلا معرفی کرده و من دستم کاملاً خالی است، چون امسال هیچ کتابی را تمام نکردم و تازه اگر هم تمام می‌کردم همگی از کلاسیک‌هایی بودند که خودتان بهتر می‌شناسید. با آرزوی درد نکردن دست و پنجول لیلا، توجه شما را به ایشان جلب می‌کنم:
 
من امسال دنبال این بودم که بیشتر از نویسنده‌های ایرانی کتاب بخونم برای همین هم اکثر کتاب هایی که الان معرفی می‌کنم کتاب‌هایی هستند که بیشتر به دلیل ایرانی بودن نویسنده اش انتخابشون کردم، ولی بعد از خوندن اون کتاب دیدم که این قدر خوبه که نه تنها مثل بعضی از کتاب های دیگه از خودم دورشون نمی‌کنم بلکه می‌تونم به دیگران هم توصیه‌شون کنم.


1- شهری چون بهشت _سیمین دانشور _نشر خوارزمی 
به نظرم خانم دانشور یک رده از تعداد کمی از نویسنده های ایرانی  و چندین درجه نسبت به اکثر نویسنده های فارسی زبان، بالاتر هستند . داستان‌هاشون کاملاً ملموسه . تشبیهات ظریف و دقیقی دارن که برخلاف اکثر نویسندگان ایرانی حوصله را سر نمی‌برد. قصه‌هاش کشش دارن و مهم‌تر از همه اینه که پشت هر کدومشون کلی شعور هست ولی بعد از خوندن قصه از زیادی درک و شعور احساس روشنفکری به آدم دست نمی‌ده. به نظر من «شهری چون بهشت» کتابیه که اگه حوصله داستان کوتاه و فضای ایرانیش رو داشته باشید حتماً باید بخونید.



  شاید من آدم سخت گیری باشم ولی واقعاً کتاب ایرانی دیگه ای به نظرم نمیاد که نویسنده‌ی ایرانی داشته باشه و من بتونم از همه نظر اون رو تایید کنم و به دیگران پیشنهاد کنم. گزینه‌ی دوم پیشنهادی من اینه:

اگه از داستان کوتاه خوشتون میاد ماهنامه‌های داستان همشهری رو از دست ندین. این مجله پر از داستان‌های کوتاه واقعاً خوب هستش. نویسنده‌هایی ایرانی هستند که از کتاباشون خوشم نیومده ولی داستانی که در مجله داشتن واقعاً خوب بوده . همچنین کلی هم داستان‌های کوتاه خارجی با ترجمه‌های واقعاً خوب داره و کلی چیزای خوب دیگه. خلاصه اگه مثل من نیستین و اعصاب اینو دارین که اکثر وقت‌ها داستان کوتاه بخونین گزینه واقعاً خوبیه.




ولی اگه در گروه افرادی هستین که از زویا پیرزاد با کمی طعم فهیمه رحیمی خوشتان می‌آید بهتون «به وقت بهشت» رو پیشنهاد می‌کنم که خانم نرگس جورابچیان اونو نوشتن و نشر آموت هم چاپش کرده. البته از همین حالا هشدار میدم که ته‌مزه فهیمه رحیمی‌اش گاهی غلیظ می‌شود.






 آخرین پیشنهادم در مورد نویسندگان ایرانی هم «این مردم نازنین» نوشته‌ی رضا کیانیانه که نشر مشکی چاپش کرده . این کتاب شرح خاطرات آقای کیانیان در برخوردهاشون با مردمه .مسلماً علت این که این کتاب تو ایران در عرض یک سال به چاپ ششم رسیده صرفاً محتوای اون نبوده ولی در هر صورت خوندن این کتاب رو بهتون توصیه می کنم هر چند که فکر می‌کنم اگه قرار باشه خوندن چیزی به آدم دید بازتری نسبت به مردم رو بده، خوندن خیلی از وبلاگ ها به خواندن این کتاب ترجیح داره.





3- آکواریوم های پیونگ یانگ - نوشته‌ی کانگ چول - هوان، پیر ریگولت - ترجمه‌ی بیژن اشتری - نشر ثالث
این کتاب خاطرات یک پسر ساکن کره‌ی شمالی است . کتاب نثر روانی داره و به خوبی هم ترجمه شده، ولی نکته مهمش داستانشه که برای من خیلی عجیب بود . بیشتر کتاب‌هایی که من تا حالا در مورد کره خوندم مربوط به جنگ جهانی دوم می‌شد و من از دوران بعد از اون هیچ اطلاعی نداشتم. نسخه‌ای از این کتاب رو که من دارم چاپ سال 85 هستش و فکر هم نمی‌کنم بعد از اون اجازه تجدید چاپ گرفته باشه، ولی می‌تونید اسمش رو به یاد بسپارید ، شاید یه روزی توی یه کتاب‌فروشی اون پایینا چشمتون بهش خورد.






4- دختری در غبار خاطره ها - کیم ادواردز - اصغر اندرودی - نشر درّ دانش بهمن
کتاب خوبیه . خیلی تنش نداره و در عین حال اون قدر کشش داره که خواندنی بشود . جذابه و داستانش هم نسبتاً جدیده . کلاً از اون دسته کتاب‌هائیه که با خوندنش دنیا تکون نمی‌خوره، ولی به خود آدم خوش می گذره . با این محتوا امسال کتاب «کجا میریم بابا؟» نوشته‌ی ژایی لون فورنیه رو هم خوندم که سعیده بوغیری ترجمه‌اش کرده و نشر نکوراد اونو چاپ کرده. این کتاب به شدت تلخه ولی در کل یه کتاب طنز به حساب میاد. به هر حال کتابیه که می‌تونم توصیه‌اش کنم.




بر حسب اتفاقی مبارک، این پست هزارمین پست «مسیر یک ذره» است. وبلاگ‌صاحاب از این فرصت استفاده نموده و در برابر خوانندگان این وبلاگ کرنش می‌نماید.

برچسب‌ها:

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home