یکشنبه، بهمن ۰۳، ۱۳۸۹

موسیقی و متن

آدم‌هایی که موقع چیز خواندن موسیقی گوش می‌کنند را نمی‌فهمم، یعنی می‌فهمم. شاید درستش این است که بگویم آن‌ها من را نمی‌فهمند. موسیقی شنیدن و مطالعه برای من جمع‌نشدنی هستند. یکی دو بار امتحان کردم که ببینم می‌شود یا نه، و یک کمی هم شد، اما فهمیدم که من آدمش نیستم. انگاری که m=1 دل و n>1 دلبر.
برای من موسیقی متن معنی چندانی ندارد. موسیقی خودش متن است. زیاد پیش آمده که موسیقی متن یک فیلم بیشتر از خود فیلم من را جذب کند (مثلاً موسیقی متن Atonement) و بارها گوشش می‌کنم، بی آن که دوباره سراغ فیلم بروم.
موسیقی را تبدیل به موسیقی متن کردن، یعنی درجه دو کردن موسیقی. حالا اگر کسی می‌تواند یک چیزی گوش کند و چیزی هم بخواند، دست‌کم یکی را (متن یا موسیقی را) درجه‌ دو می‌کند. ستم‌کارگی است. به نوع موسیقی هم بستگی دارد البته، اما بیشتر برمی‌گردد به این که چه قدر شنونده هستی و چه قدر خواننده.

برچسب‌ها: ,

1 Comments:

At یکشنبه, بهمن ۰۳, ۱۳۸۹ ۸:۰۱:۰۰ بعدازظهر, Anonymous shobeir said...

من هم امتحان کردم نشد! یا موسیقی من رو با خودش برد یا کتاب و من یکی از این دو را قطع کردم!

شاد زیید

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home