جمعه، دی ۱۰، ۱۳۸۹

نور ازلی

نور ازلی

آه ای گل سرخ،
انسان نیازمندترین است،
و انسان دردمندترین است،
چگونه برگزینم که در بهشت بیاسایم؟
بر مسیری پهناور راه پیمودم،
که ناگاه فرشته‌ای کوچک سررسید، و خواست گمراهم کند،
نه، نخواهم گذاشت گمراهم کند!
من از خدایم و باید به سوی او باز روم!
خدای مهربانم پرتوی به من خواهد تابانید،
و همان نور مرا به زندگانی نیکوی جاودانی‌ام رهنمون خواهدساخت.




بشنوید (موومان چهارم سمفونی دوم مالر).




اجرا: ارکستر فیلارمونیک برلین - رهبر: سایمون رتل - خواننده متزو سوپرانو: مگدالنا کوژنا




ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
توضیح: برگردان نسبتاً آزاد من، از ترجمه تحت‌الفظی آلمانی به انگلیسی است که در ویکی‌پدیا داده شده.


برچسب‌ها: , ,

سه‌شنبه، دی ۰۷، ۱۳۸۹

Boredom

Perhaps you find it boring, just because you haven't mastered it yet.

برچسب‌ها: ,

پنجشنبه، دی ۰۲، ۱۳۸۹

حال

مشترک گرامی، و بچه‌های توی خونه،
حال خوش صبحگاهی (گاهی که به دست می‌آید)، سرمایه روزی است که در پیش دارید. با وقت‌گذرانی‌های کودکانه هدرش ندهید. به حال خود گند نزنید تا افسرده نشوید.

برچسب‌ها: , ,

چهارشنبه، آذر ۲۴، ۱۳۸۹

روز نهم

نشسته‌ایم در بار دانشگاه و ورقه تصحیح می‌کنیم، چون همکاران گرامی دوست ندارند بدون آبجو ورقه تصحیح کنند. نور کم است، مثل همهٔ بارها، و همه کم و بیش شادند، بابت پایان ترم و امتحان‌ها. من سخت‌ترین سؤال را برداشته‌ام، چون کمتر از بقیه حواسم پرت این محیط می‌شود و نمی‌خواهم بی‌کار بمانم. یکی‌یکی نمره می‌دهیم، اول آهسته و به تدریج تندتر. اشتباه‌های احمقانه و گاهی هم شوخی‌های دانشجوها که در ورقه امتحانی نوشته‌اند را به هم نشان می‌دهیم و می‌خندیم. و جالب است که اعتماد به نفس دانشجو برای طنز نوشتن در ورقه‌اش تقریباً مستقل از نمره‌ای است که می‌گیرد. زمان آسان می‌گذرد. یک گروه کوچک در آن سوی بار جاز خوبی می‌زنند و این فضا را به‌تر هم می‌کند.
تاسوعا است و من به تو فکر می‌کنم محمد نوری‌زاد. خودت را نکُش. لطفاً.

برچسب‌ها: , , ,

شنبه، آذر ۱۳، ۱۳۸۹

کاویدن

دانش‌پیشهٔ خوب نمی‌تواند ناامید یا افسرده باشد. پژوهیدن بر پایهٔ این نگرش استوار است که در چیزها، چیزهای بیشتری هست، که زیر پوست هر چیزی ژرفای نظام‌مند گسترده‌تری برای کاویدن، فهمیدن، و به کار بستن وجود دارد. این دقیقاً بر خلاف نگرش یک آدم افسرده یا پوچ‌گراست، که سیستم‌ها، صورت‌ها و جلوه‌های اطراف خود و تکاپوی انسان‌های دیگر را یک‌سره به زرق و برق‌های مبتذل و بی‌پایه فرومی‌کاهد و نگرش بهتری هم ارائه نمی‌دهد و نمی‌جوید.
به زبان دین، شاید پژوهش گذار از رحمانیت خداوند به رحیمیت او باشد. گذار از رحمتی که برای همگان دسترس‌پذیر است، به سطح ژرف‌تری از بهره‌مندی‌ها، لذت‌ها و شادی‌ها و ایمنی‌ها که ویژه پژوهندگان دقیق و جسور است. شاید.

برچسب‌ها: ,