یکشنبه، آذر ۰۷، ۱۳۸۹

لابی

اگر رسانه نسبتاً مستقلی در ایران وجود می‌داشت، این می‌توانست سوژه یک گزارش خوب یا دست‌کم جالب باشد:
گزارشگر در خیابان می‌گردد و از مردم می‌پرسد: لابی (lobby) یعنی چی؟
فکر می‌کنید اگر از صد نفر در میانه شهر می‌پرسید، چند نفر معنی‌اش را می‌دانستند؟

برچسب‌ها: , ,

دوشنبه، آبان ۲۴، ۱۳۸۹

مالر و بتهوون

جوان که بودیم و به کلاس ساز می‌رفتیم، معلم سی و سه-چهار ساله‌مان یک بار در مورد ذائقه موسیقی فرمودند که دیگر سن‌شان از بتهوون گوش کردن گذشته. گفت الآن من باید مثلاً مالر گوش کنم. وبلاگ‌صاحاب که در آن زمان بسی ارادت داشت به لودویگ بزرگ، این سخن را سخت ناپسند داشت و با خود در این اندیشه بود که مگر ممکن است آدم روزی بتواند چیزی را برای شنیدن بر بتهوون ترجیح دهد. البته وبلاگ‌صاحاب در آن زمان مالر نشنیده‌بود و عکس رسمی مالر بر روی کاست‌هایی که در فروشگاه بتهوون می‌دید هم ترغیبش نمی‌کرد چندصد تومان پول بی‌زبان برای‌شان بدهد. اصلاً شاید به خاطر آن گفته آموزگار ساز، کمی هم از مالر بدش می‌آمد!

حالا وبلاگ‌صاحاب چند روز است (و درست در آغاز این چهارمین دهه) که اگر سمفونی دوم مالر را که به تازگی برلین فیلارمونیک به رهبری سایمون رَتِل نواخته گوش نکند، شبش روز نمی‌شود. ارکستر فیلارمونیک برلین امسال همه سمفونی‌های مالر را خواهدنواخت (به یک مناسبتی که یادم نیست!) و تا اکنون دو تای اول را نواخته‌است. پارسال هم سمفونی‌های سیبلیوس را جملگی نواختند. آدم دلش کباب می‌شود که ارکستر سمفونیک تهران یکی از این اثرها را اگر بخواهد بنوازد رخداد تاریخی محسوب می‌شود، آن وقت ... خوب البته هر ارکستری که برلین فیلارمونیک نمی‌شود، اما در مورد تهران، کل مملکت یک ارکستر بیشتر ندارد. وضعش باید این باشد؟

اگر شما هم فیلارمونیک تشریف دارید و در بلاد خارجه هستید، بر شما باد کام جستن از دیجیتال کنسرت هال برلین و نیز سایت مدیچی. برای استفاده از اولی باید پول بپردازید، اما اگر اهلش باشید، اشتراک یک‌ساله‌اش چندان برای‌تان گران نخواهدبود. دومی یک سایت تلویزیونی است که می‌توانید به رایگان تماشا کنید، اما با پرداخت هزینه اشتراک می‌توانید آرشیوش را به دلخواه ببینید. تماشا کردن اجرای موسیقی با شنیدن آن تفاوتی دارد که بر شمایان پوشیده نیست.
اما اگر مالر گوش کردن نشانه افزایش سن است، نشانه خوبی است!

برچسب‌ها: ,

جمعه، آبان ۲۱، ۱۳۸۹

30

فقط برای ثبت در تاریخ: وبلاگ‌صاحاب امروز سی‌ساله شد.
:(

برچسب‌ها:

فیس‌بوک و گوگل‌خوان

یک فرق مهم فیس‌بوک با گوگل‌خوان در این است: فیس‌بوک را عموم مردم پر می‌کنند، کسانی که نوعاً آفریننده نیستند و چیزهایی که آن‌جا می‌گذارند معمولاً حاصل آفرینندگی‌شان نیست. وقت گذراندن زیادی در آن‌جا فقط کشتن وقت است. گوگل‌خوان را آفریننده‌ها پر می‌کنند. پر از ایده و الهام است. دو ساعت خواندنش اگر به آدم ایده نوشتن ندهد، دست‌کم انگیزه‌اش را می‌دهد. پس توبه باید مر بنده را از فیس‌بوک به سوی گوگل‌خوان.

برچسب‌ها: , ,

پنجشنبه، آبان ۱۳، ۱۳۸۹

Hey you

تو که می‌خواهی یک ساعت تمام پرسش‌هایت را بپرسی، چرا مثل فرزند آدم با گوگل‌تاک یا اسکایپ به من زنگ نمی‌زنی؟ میکروفون خیلی گران شده یا شرم داری از هم‌کلامی؟ بعد هم شکوه می‌کنی که چرا جواب چت کردنت را نمی‌دهم. چرا فکر می‌کنی عاشق اینم که یک ساعت بنشینم و تایپ کنم؟ نمی‌دانی حرف زدن راحت‌تر از تایپ کردن است؟ روی نوستالوژیک بودن من زیادی حساب نکردی؟

تو که می‌خواهی یک ساعت با من چت کنی، چرا مثل فرزند آدم فارسی تایپ نمی‌کنی؟ بلد نیستی؟ باور کن من دوست بی‌سواد ندارم. پس تو هم بی‌سواد نیستی. نمی‌دانی من از فینگلیش متنفرم؟ ها؟

چه فایده. تو که این‌جا را نمی‌خوانی. اما تو که این‌جا را می‌خوانی به او که نمی‌خواند بگو. شاید همانی باشد که روی اعصاب من یورتمه می‌خرامد.

برچسب‌ها: , , ,

چهارشنبه، آبان ۱۲، ۱۳۸۹

اینه

اینترنت پرسرعت یعنی این که یک فیلم را روی هارد اکسترنال داشته‌باشی، اما هوس دیدنش را که بکنی، آسان‌تر و سریع‌تر این باشد که دوباره دانلودش کنی.



برچسب‌ها: