یکشنبه، خرداد ۲۳، ۱۳۸۹

استامینوفن کدئین

احمدی‌نژاد با مجلس اختلاف پیدا کرده. لاریجانی تهدید می‌کنه. احمدی‌نژاد شاخ و شونه می‌کشه. بعد به جنتی نامه می‌نویسه که اینا منو اذیت می‌کنن. بعد جنتی نامه می‌نویسه که قانون تصویب شده و تو وظیفته که اجرا کنی و توی کار بقیه هم سرک نکش. وای‌ وای وای. می‌بینید چه جوری به جون هم افتادن؟ دلمون خنک شد، نه؟
اون هم درست در نیمهٔ دوم خرداد؟ هان؟ آقای لاریجانی، به قول خودت مختصر شعوری هم برای مردم قائل باش. از اون دو تا که انتظاری نیست. اونها حتی سابقهٔ یک کلمه حرف حساب زدنو ندارن. جنگ زرگری راه انداختین که بگید قانونی کار می‌کنین و احمدی‌نژاد هم مجبوره تسلیم قانون بشه؟ که اینها یعنی مثلاً به احمدی تشر زدین؟ وای وای وای. من که خیلی باور کردم. لابد فردا مجبورش می‌کنین نفتو هم بیاره سر سفره‌ها دیگه؟ هان؟ جون تو؟ آره، من باور کردم. فقط بگو ببینم خون بی‌گناها رو از روی دستت با چی می‌خوای بشوری؟ تجاوزها چی؟ شکنجه‌ها چی؟ زندان‌های در حال انفجار چی؟ از کی تا حالا سرطانو با استامینوفن درمان می‌کنن؟

برچسب‌ها: , ,

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home