دوشنبه، خرداد ۱۷، ۱۳۸۹

موسیقی ایرانی برای غیرایرانی‌ها


جبران خلیل جبران جایی گفته (یا به احتمال بیشتر نوشته) که: «انسان می‌تواند آزاد باشد، بی آن که بزرگ باشد، اما هرگز نمی‌تواند بزرگ باشد، بی آن که آزاد باشد.» به نظر من این بلایی است که بر سر مردمان استبدادزده می‌آید و به تمام زاویه‌های زندگی فردی و جمعی‌شان نفوذ می‌کند. آزاد که نباشی، نکبت رفته‌رفته فرا می‌گیردت. بسطش بماند حالا. باید آزاد شد.

با دوستان کانادایی که می‌گردم، می‌بینم به موسیقی‌ای گوش می‌دهند که به گوش من موسیقی نمی‌آید. قسمتی از نفهمیدن چیزی مثل موسیقی راک، البته مربوط می‌شود به این که در نوجوانی روی آن سرمایه‌گذاری زمانی نکرده‌ام، خوشبختانه یا بدبختانه. اما خوب، الآن دست‌کم در موسیقی عامه‌پسند ایرانی فرق خوب و بد را می‌فهمم، یا فکر می‌کنم که می‌فهمم. در عوض آن قدر کلاسیک‌های غربی و ایرانی گوش کرده‌ام که برای بقیهٔ عمرم نگرانی از بابت موسیقی نداشته‌باشم! همیشه باور داشته‌ام که ذائقه را باید تربیت کرد. همان طور که ذائقهٔ خیلی‌ها معتاد می‌شود به غذاهای فوری، ذائقهٔ شنیداری بیشتر ما ایرانی‌ها هم آلوده است به نواهای ناگوار لس‌آنجلسی و نمونه‌های داخلی و حتی زیرزمینی‌اش. موسیقی عامه‌پسند در مفهوم کلی‌اش هنر مصرفی است: تولید و مصرف می‌شود، بر خلاف موسیقی و هنر واقعی که آفریده و دریافت می‌شود.

از آن سو، موسیقی خوب واقعاً در ایران کم تولید نمی‌شود، حتی با وجود محدودیت‌های ابلهانه. اما موسیقی خوب ما چیست؟ خیلی وقت‌ها دوست دارم قطعه‌هایی از موسیقی خوب ایران را به دوستان غیرایرانی‌ام بدهم تا بشنوند، اما مشکل این است که برای ذائقهٔ راک‌پروردهٔ آن‌ها، موسیقی ایرانی غالباً آهسته و ملایم است (ریتم). مسألهٔ دیگر این است که در واقع عمدهٔ موسیقی خوب ما (اعم از سنتی، سمفونیک، ملی و حتی موسیقی‌های عامه‌پسندتر) به طور کلی خیلی محزون است. خوب وقتی موسیقی تند، مصداق غنا و حرام و ممنوع باشد و بالا رفتن صدای زن هم فقط موقع زاییدن مجاز باشد، وضع همین می‌شود که موسیقی و به طور کلی هنر و ادبیات ما دچارش شده.

آواز که شاید شاخص‌ترین فرم موسیقی ایران باشد، معمولاً حزین است. تصنیف‌ها و ترانه‌های ما غم‌بارند و حتی فرم‌های بی‌کلام‌مان. می‌دانم، الآن چند مثال نقض به ذهن هر کدام‌تان می‌آید، و هدف من هم دقیقاً همین است که این مثال‌های نقض را گردآوری کنم. قصد دارم چندین قطعه از موسیقی ایرانی پیدا کنم که اولاً محزون نباشند، و ثانیاً برای شنوندهٔ غیرفارسی‌زبان فهم‌پذیر باشند (حتی اگر خواننده داشته‌باشند) و ثالثاً برای کسی که گوش راک‌شنیده‌ای دارد، خواب‌آور نباشند. این گردآیه احتمالاً برای خودمان هم بی‌فایده نخواهدبود.

خودم مدتی است به این مسأله فکر کرده‌ام و قطعه‌هایی را در نظر دارم. مثلاً چهارمضراب شکسته، اثر مجید درخشانی در آلبوم «در خیال» و یا چهارمضراب بیداد در آلبوم رندان مست. بعضی از آثار همایون شهبازیان، جواد معروفی، پرویز مشکاتیان، حسین علیزاده، فرامرز پایور و فرهاد فخرالدّینی را هم می‌توانم به فهرست اضافه کنم. اما این‌ها همه از موسیقی کلاسیک ایرانی است. از موسیقی عامه‌پسندتر ایرانی چه پیشنهادهایی دارید؟ من فکر می‌کنم (برای نمونه) ترانهٔ ترنج محسن نامجو برای غربی‌ها قابل فهم باشد. بعضی از ترانه‌های آبجیز هم همین‌طور، البته بیشتر منظورم کلیپ‌هایی است که روی ترانه‌های خودشان ساخته‌اند. دیگر چه؟ آهان، خیلی از آثار محمد اصفهانی هم به نظر من قابل ارائه هستند. مثلاً به ترانهٔ «تا من بدیدم روی تو» در آلبوم «ماه غریبستان» گوش کنید. غنای ملودیک این ترانه واقعاً شعف‌برانگیز است و صدای محمد اصفهانی هم که جای خود دارد. لطفاً کمک کنید این فهرست را بزرگ‌تر کنم. خودتان را جای شنوندهٔ غربی بگذارید و به موسیقی‌ای که در نظر دارید گوش کنید. ببینید آیا می‌توانید ارتباط خوب و نسبتاً سریعی برقرار کنید؟ اگر حتی یک قطعه به ذهن‌تان می‌آید و مطمئن هم نیستید، بگویید. ممنون می‌شوم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تصویر بالا، تابلویی با عنوان «موسیقی در خفا» است، اثر ایمان ملکی.

برچسب‌ها: , ,

2 Comments:

At جمعه, خرداد ۲۱, ۱۳۸۹ ۱۰:۳۹:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous آذین said...

سلام. امیدوارم خوب و خوش باشی. من یک چیز به ذهنم می آد و مطمئن هم نیستم، اما خب بهتره که در میان بگذارم. البته بیشتر قضیهء تلفیق کلام فارسی با موسیقی ایست که در اصل غربیست. اما گمان می کنم کارهای رعنا فرهان رو غربی ها باهاش خوب ارتباط برقرار می کنن. یک بار در یک ایمیل به یک دوست آمریکایی اشاره ای به او کردم. تعجب کردم که خودش رفت تحقیق کرد و فرداش با خوشحالی بهم گفت یادم نیست یکی دو تا کارها رو همون دیروز آنلاین خریده و خیلی لذت برده و از این حرف ها. خلاصه هر چه باشه همین هم خودش خوبه. نمی دونم به درد لیست شما بخوره یا نه البته.

http://www.4shared.com/audio/y9qZO_H3/Rana_Farhan_-_Drunk_With_Love.htm

 
At دوشنبه, خرداد ۳۱, ۱۳۸۹ ۱۲:۰۰:۰۰ بعدازظهر, Blogger Talented Moron said...

کارهای گروه کیوسک به نظرم به ذائقه شان بسازد. من خودم از ایرانی های راک گوش کن هستم و اولین بار که ترانه‌ی روزمرگی این گروه رو شنیدم یاد گروه دایر استریتز افتادم. هم سازهاشون هم صدای آرش سبحانی شبیه کارهای دایر استریتز است.

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home