یکشنبه، اردیبهشت ۱۲، ۱۳۸۹

ستیزه‌جویی

نوشتهٔ کذائی شادی صدر به قدر کافی در اطراف وبلاگستان مورد نقد منصفانه و نامنصفانه قرار گرفته (برای نمونه‌ای از خوب‌هایش، ببینید این‌جا، این‌جا، این‌جا و مخصوصاً این یکی را). فکر نمی‌کنم حرفی برای اضافه کردن داشته‌باشم که در همین چهار مطلب و کامنت‌های‌شان نباشد. با این حال هنوز چیزی در این میان، بالاتر از خود این مسأله هست که هر بار به شکلی تکرار می‌شود.
نوشتهٔ خانم صدر مطلق‌گرا و مغالطه‌آمیز است. نکته یا نگرش جدیدی ندارد و نقطهٔ عطفش همان تعمیم نابخردانه است. در مورد ریشه و انگیزه‌هایش حرفی نمی‌زنم، چون اساساً روا نیست. اما پیامد ناجورش، هیاهوی بسیاری است که بر سر هیچ به راه انداخته. این یادداشت را می‌شد آدم‌های کم‌تر شناخته‌شده‌ای بنویسند و به جایی هم برنخورد. کم نیستند زنانی که به هر دلیل، همه مردان را خلاصه‌شده در آلت تناسلی‌شان می‌دانند و از آن سو هم مردان بسیاری نگرش مشابهی به زنان دارند.
درد از آنجاست که شادی صدر این حرف را زده، کسی که در همین سال گذشته سه جایزه بین‌المللی در زمینه حقوق‌بشر دریافت کرده‌است. درد از این است که این آدم به زعم ما از کسانی بوده که برای بهتر شدن کشورمان تلاش می‌کرده. آیا در تمام این مدت چنین ذهنیتی داشته‌است؟ باید نامش را از فهرست آدم‌های تأثیرگذار و قابل اعتنای ایران پاک کنیم؟ من منتظرم که از بخش توهین‌آمیز و نادرست نوشته‌اش بازگردد و پوزش بخواهد. من منتظرم که این خودسوزی اجتماعی ترمیم شود.

و آن چیز تکراری عذاب‌آور که در ماجرای نقد این مقاله بروز کرده، نیاز همیشگی ما به سنگربندی و تیرپرانی است، و عقده‌هایی که در صورت مجال یافتن، بی‌محابا می‌گشاییم. می‌دانم و خوب هم می‌دانم آزار جنسیتی بر زن ایرانی فراوان و همیشگی است. بیان درست ادعای خانم صدر آن است که هیچ زنی در ایران بدون دریافت آسیب جنسیتی به سن بلوغ نمی‌رسد، نه این که همه مردان ایران کاظم صدیقی هستند.
به یاد نمی‌آورم که خودم چنین آزاری به کسی رسانده‌باشم، حتی یک موردش را، و می‌دانم که مانند و بهتر از من بسیارند که آزار نمی‌رسانند و تلاش می‌کنند که آزاررسانی نباشد. اما وقتی خانم صدر آن‌گونه تعمیم می‌دهد، خیلی‌ها حمایتش می‌کنند و طبیعی هم هست. هر کس درباره این گونه مسائل تند حرف بزند، بالأخره گروهی برایش سوت می‌کشند. تلخی ماجرا در دامنه‌دار بودن این سنگربندی است. ما می‌گوییم سخن خانم صدر مغالطه‌آمیز، و به نادرستی کلی‌گرایانه است و چندین نوشتهٔ خوب در دلایلش هست. چرا عده‌ای از دوستان‌مان می‌خواهند به هر قیمت از خانم صدر (و تازه نه از نوشته‌اش، بلکه بیشتر از خودش) دفاع کنند؟ چرا از چنین خطای آشکاری حمایت می‌کنید؟ چه نیازی هست و چه انگیزه‌ای؟ این حمایت‌های نادرست خود سدی می‌شوند در برابر برگشتن احتمالی نویسنده از نظر نادرستش. چنین اظهار نظرهایی و چنان حمایت‌های ناصوابی کم‌ضررتر از قانون‌ها و رفتارهای تبعیض‌آمیز نیستند، و بلکه ضررشان بیشتر است، چرا که از جانب کسانی ابراز و حمایت می‌شوند که مثلاً قرار است در این زمینه‌ها روشن‌بین‌تر و مطلع‌تر و در نهایت خیرخواه و خیراندیش باشند.
در سوی دیگر بحث، چه حقی داریم که بر اساس یک نوشتهٔ ناجور، بیاییم و شخصیت کسی را «تحلیل» کنیم و بلکه در مورد پیشینه‌اش نظریه ببافیم؟

مصرف دوست و دشمن‌مان بالاست. زود قطبیده، بل‌که یونیده می‌شویم. بهانه که پیش بیاید، زود آرایش جنگی می‌گیریم، حتی اگر شده پشت کسی که فرماندهی‌اش را قبول نداریم و بدتر از آن، زود در برابر دوستان‌مان آرایش جنگی می‌گیریم.


برچسب‌ها: , ,

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home