دوشنبه، اردیبهشت ۲۰، ۱۳۸۹

دربارهٔ اعدام‌‌ها

اعدام‌ها برای شوک دادن بود. در این شکی نیست. جدا از این که جرم پنج نفری که دیروز خبر اعدام‌شان را شنیدیم چه بود، اعدام کردن دسته‌جمعی و ناگهانی آن‌ها برای آزردن ما بود و برای شوک دادن. اگرچه خبر تیز و سرد بود، اما دیدن این واکنش زنده بسیار امیدبخش است. این که می‌بینیم آدم‌هایی در همه جای دنیا به خاطر این اعدام‌ها اعتراض می‌کنند، درد می‌کشند و اشک می‌ریزند، نشان می‌دهد پیکر جمعی ما بی‌حس نشده.

اما یک مسأله را باید گفت و به بحث گذاشت: جرم و وابستگی واقعی این افراد چه بوده؟ به نظر من این مسأله خیلی مهم است و نباید در برابر ستم آشکاری که به آن‌ها شده، بحث جرم‌شان را مسکوت گذاشت. همگی کرد بودند و به اتهام عضویت در پژاک و اقدام تروریستی اعدام شدند. قبول دارم که اتهام‌هایی که به آن‌ها نسبت می‌دهند با عقل جور در نمی‌آید: شیرین علم هولی را در نظر بگیرید. دادسرای انقلاب ادعا می‌کند که وی بمبی در زیر یک خودرو در پارکینگ قرارگاه سپاه در غرب تهران کار گذاشته‌است. نمی‌گنجد خوب. چرا یک زن، حالا بگوییم تروریست، باید برود بمبش را در پارکینگ قرارگاه سپاه کار بگذارد؟ کسی یادش می‌آید در خردادماه ۸۷ خبری از این "اقدام تروریستی" شنیده‌باشد؟ چرا فرزاد کمانگر دبیر باید از کامیاران به تهران بیاید تا بمب بترکاند؟ با عقل جور در نمی‌آید، هرچند ناممکن هم نیست. پنهان‌کاری به نظر من از هر دو سو است. به طور خاص در مورد گروه‌های مسلح قومی (مانند کردها و بلوچ‌ها) اطلاعات موثق خیلی کم است و سابقه تاریخی خشونت‌باری هم دارند. احتمال وابستگی خارجی‌شان هم اصلاً کم نیست. مگر این همه کشورهای دوست و همسایه به همین ترتیب از پیکر ایران جدا نشدند؟ از آن طرف به ادعاها و اطلاعیه‌های حکومتی هم ابداً نمی‌شود اعتماد کرد.

در چنین شرایطی نمی‌توانم فقط محکوم کنم و یک سوی ماجرا را ببینم. اگر این جرم‌ها واقعی باشند، اگر این آدم‌ها واقعاً اقدام به بمب‌گذاری کرده‌باشند، خوب مجازاتشان در سیستم قضائی ایران مشخص است. اعدام مجازات خیلی سنگینی است، اما اعدام شدن این چند نفر (هرچند بدون رعایت حداقل حقوق متهمان و خانواده‌های‌ آن‌ها)، اساساً خیلی هم بدتر از اعدام شدن چند قاچاقچی مواد مخدر در روز قبلش نیست. در مورد جرم‌های تروریستی، من مخالف قطعی اعدام نیستم. جامعه ما فاصله زیادی تا پذیرش آن دارد. مخالفت با اعدام در شرایط اجتماعی کنونی ایران به نظر من همان قدر معقول است که خواهان حکومتی کاملاً سکولار بودن. فاصله‌مان خیلی زیاد است.
برای اعدام‌شدگان، و بیش از آن برای خانواده‌های آنها بسیار متأسفم. و از دیدن حساسیت عمومی نسبت به این مسأله خوشحالم. اما مجهول‌های داستان خیلی زیادند و نمی‌توانم نادیده‌شان بگیرم یا اهمیت‌شان را انکار کنم.


برچسب‌ها: , , , ,

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home