یکشنبه، فروردین ۲۲، ۱۳۸۹

نظام و وظیفه

در ایران اگر با یک راننده اتوبوس، یا کارمند بانک دعوایت شد و خواستی اعصابش را مچاله کنی، کافی است بگویی فلان چیز وظیفه تو است، مثلاً: وظیفه شما است که در هر ایستگاه نگه دارید. روی وظیفه هم تأکید کن. البته حفاظت از ناموس و جانت دیگر بر عهده خودت است و اگر هم کارت انجام نشده، با گفتن این کلمه احتمال انجام شدنش به صفر میل خواهدکرد.
مغروریم و زیر سلطه، از سربازی تحمیلی شوم بگیر تا فیلترینگ و کودتا.
این‌جا مردم خودشان گاهی می‌گویند که مثلاً وظیفهٔ من است که فلان کار را انجام بدهم. نه تحقیری هست و نه دلخوری. وظیفهٔ من است که فلان چیز را انجام دهم، یعنی من آن قدر آدم توانا و قابل اعتمادی هستم که این کار را به من سپرده‌اند. یعنی I'm in charge.

یک نمونه بود فقط.


برچسب‌ها: , , , ,

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home