جمعه، دی ۱۱، ۱۳۸۸

ظاهرا یک نفر خودش مرده. احتمالا سکته بوده که در دست بررسی‌ست. یک نفر در همان وسط خودکشی کرده که او هم سالادش را داده‌اند برای بررسی بیشتر. یک نفر از پل افتاده که خب بیجا کرده. می خواست پشت سرش را نگاه کند. یک نفر تصادف کرده که حقیقتا به کسی ربطی ندارد. یک نفر هم گلوله خورده که قضیه بودار و مشکوک است. پلیس نبوده. چون قول داده‌بودند که اسلحه نداشته‌باشند، چون قضایای مشکوک کلا به پلیس ربطی ندارد. درباره لباس شخصی اما کسی حرفی ندارد. چرا دارد... من هم لباسم شخصی است. تو هم. همه‌ی ما متهمیم.

فیلم‌ها پخش می شود. باز بازی چرخ خورد. حالا دوباره تکذیب و تایید شروع می‌شود. ماشین که دزدی است. قضیه هم کلا با جایش مشکوک است. بنابراین کسی مسئولیت نمی‌پذیرد. فیلم صورت‌های پرخون که می آید کسی منزجر نمی‌شود. کسی محکوم نمی‌کند. دل اسلام به درد نمی‌آید. شبکه‌های بیگانه هم بیجا کرده‌اند دخالت می کنند. سفرایشان احضار می‌شوند و تو دهنی می‌خورند تا یاد بگیرند در امور داخلی ممالک دخالت نکنند. دستگاه قضا لبخند می‌زند.

دیروز... همایش پرشور عاشوراییان... مارایت الا جمیلا... پر از صلح و صفا. مجوزهای یک روزه برای تمام رسانه‌های بیگانه.همه با هم دوست و برادر. نه آتشی. نه بلوایی. نه حرمت شکنی‌ای. این را آخوند محل می‌گوید. این آشوبگران را باید رساند به سزای اعمالشان. بیجا می کنند می‌آیند توی خیابان وقتی گاز اشک‌آور را تاب نمی‌آورند. بیجا می‌کنند عصبانی می‌شوند از تیراندازی و زیر کردن مردم زیر ماشین پلیس. مامور اسحه‌دار که ترس ندارد؟

می گویند حرمت‌شکنی شده. پرده آتش زده‌اند. دست زده‌اند و رقصیده‌اند. اما نمی‌گنجد. خودشان هم می دانند نمی‌گنجد. اگر فیلم داشتند نشان می‌دادند حتما. بدترش را هم.


برچسب‌ها: ,

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home