شنبه، آذر ۲۸، ۱۳۸۸

ابتر که سبز نمی‌شه

یک چیزهایی را نمی‌گوییم، چون نمی‌دانیم. یک چیزهایی را هم نمی‌گوییم، چون می‌دانیم، امّا به مقدسات گره خورده‌اند و مرور قرن‌ها هم باورهای نادرستی را تقویت کرده و به جزئی از باورهای سنتی تبدیل‌شان کرده. مختص اسلام هم نیست. چند تا آدم کباب شدند تا کلیسا قبول کند که زمین مرکز جهان نیست؟ چه قدر دعوا شد بر سر این که مردم قبول کنند نظریهٔ تکامل داروین درست است (امسال میلادی که روزهای آخرش را می‌گذرانیم، سال داروین بود، به مناسبت دویستمین سال تولدش و صد و پنجاهمین سال انتشار «منشاء گونه‌ها»).
این چیزها را ما که درون مذهب بار آمده‌ایم و امروز هم سبزیم، نمی‌گوییم، چون با کسی دعوا نداریم و نمی‌خواهی کسی دردش بیاید. صدایش را در نمی‌آوریم تا وقتش برسد. حالا این آقای محترم که وقتی داشتند مردم را می‌زدند و می‌کشتند صدایش درنیامد، رهبری را کوثر و دشمنش را ابتر خوانده‌است. آوردن این دو کلمه در کنار هم معنی مشخصی دارد که همگی می‌دانیم: ماجرای پسردار نشدن پیامبر و ابولهب و همسرش که هر روز حضرت رسول را دشنام می‌دادند و از جمله ابتر می‌خواندندش. و بعد از آن بود که سورهٔ کوثر نازل شد.
حالا این آقای بسیار نورانی، که هم اسمش نوری است و هم چهره‌اش خیلی پرنور است، رهبری را کوثر خوانده (لابد چون چند پسر دارد) و دشمن او را (یعنی کی می‌تونه باشه؟) ابتر، و حضّار را هم دعوت کرده که این شعار را تکرار کنند که طبیعتاً تکرار کرده‌اند.
ابولهب و معاصرانش دست‌کم در این زمینه تقصیر نداشتند که نمی‌دانستند سهم ژنتیکی زن و مرد در تولید مثل یکسان است. الآن می‌دانیم که هر شمار کروموزوم از پدرمان گرفته‌ایم، همان شمار هم از مادر داریم. در همان سطح اول درک این مسأله هم متوجه می‌شویم که اگر کسی فرزند دختر هم داشته‌باشد، نسلش همان قدر امکان ادامه یافتن دارد که اگر پسر می‌داشت. آن آیهٔ جنجال‌برانگیز «زنانتان کشت‌زارهای شمایند ...» نیز بر مبنای همین پندار است، که مرد دانه‌ای را در کشتزار وجود زن می‌کارد و اگر خاک خوبی بود، جوانه می‌زند (البته جنجال‌برانگیزی این آیه بر سر چیز دیگری است که می‌دانیم). حالا اگر بگوییم در قرآن اشتباه علمی است، این‌ها همه جای‌شان صدا می‌دهد که به مقدسات توهین کردی و دیگه با قرآن هم ... . عزیزان من، همین بحث‌ها عیناً دربارهٔ کتاب‌های آسمانی دیگر هم مطرح شده و خطاهای علمی‌شان ثابت شد. حالا شما اصرار دارید که قرآن تنها کتاب تحریف‌نشدهٔ آسمانی است؟ قبول. امّا به زور آسمانی بودن که نمی‌شود حقایق علمی زمینی را انکار کرد. می‌گویید این اشتباه علمی نیست و این آیات تأویل‌پذیرند؟ باز هم قبول. امّا آقای مرجع تقلید چه‌طور؟ ایشان در قرن بیست و یکم نمی‌دانند که «ابتر» مفهومی مربوط به گذشته است؟ نمی‌داند که این روزها دیگر یک آمیب نیمه‌جان را هم نمی‌شود ابتر خواند؟ این آقای مجتهد که باید به علوم زمانهٔ خودش واقف باشد، زیست‌شناسی را در حد دبیرستان هم بلد نیست؟ آن تأویل درستی که شما می‌گویید را، اگر مرجع تقلید نداند پس چه کسی باید بداند؟
حالا این استدلال علمی به کنار. انصافاً کوثر کدام است، ابتر کدام؟ فرزندان کوثر باید با کارت‌های موقتی بروند داخل دانشگاه که چماق و گاز اشک‌آورشان را استعمال کنند و فرزندان ابتر از پیش در دانشگاه بوده‌اند، مشغول درس و زندگی‌شان. فرزندان همین کوثر بودند که کشتند و تجاوز کردند. کوثر هم کوثرهای قدیم.
این همه نشانه‌ها را نمی‌بینید؟ هر کاری برای توهین و تحقیر و سرکوب کردن می‌کنید به شکل عجیبی می‌شود بلای جان خودتان. عکس مجید توکلی را با آن لباس منتشر کردید (اصلاً هم نگفتید مقنعهٔ آبی آسمانی در پلی‌تکنیک چه کار می‌کرده)، یک ریال آبرو هم اگر برای آن «پوشش برتر» مانده‌بود سوسک شد و رفت زیر زمین، و به همراهش تمام «از زن کمترم اگر ...»ها. عکس آیت‌الله خمینی را پیراهن عثمان کردید، بساطی شد که خودتان نمی‌توانید رسوایی‌اش را جمع کنید. حالا هم که آقای مرجع تقلید باهوش، نکته‌سنجی کرده‌اند، ببینید چند نفر این‌جا و آن‌جا با افتخار می‌گویند ما فرزند موسوی هستیم، در حالی که موسوی برای ما بیش و پیش از هر چیزی یک انسان شریف است و قرار نبود و نیست که رهبری کاریزماتیک باشد. عادت کرده‌اید به فعال مایشاء بودن و امروز هر فعلتان انفعال خودتان را در پی دارد. آقای نوری همدانی اشاره‌ای هم به مباهله کرده‌اند. جدّی پایه‌اید؟ ما هستیم ها! به خاطر همین بود که به جلسهٔ دعای کمیل حمله کردید؟

برچسب‌ها: , , , ,

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home