شنبه، آبان ۰۹، ۱۳۸۸

واژه شمار

خیلی وقت‌ها باید متنی بنویسیم که ماکزیمم و مینیمم بلندی آن از قبل با یک استاندارد یا قرارداد مشخص شده‌است. نمونه‌اش SOP است که خیلی از دانشگاه‌ها و کارفرماهای دیگر بلندی‌اش را مشخص می‌کنند (مثلاً می‌گویند ۸۰۰ کلمه باشد حداکثر). وقتی در واژه‌پردازهایی مثل MS Office یا OO Writer می‌نویسیم، خیلی راحت می‌شود تعداد کلمه‌ها را در کل متن یا در بخش انتخاب‌شده‌اش از برنامه پرسید. اما گاهی متن را در محیط آنلاینی ویرایش می‌کنیم یا می‌خوانیم و می‌خواهیم بفهمیم چند تا کلمه دارد. فکر کردم باید یک افزونهٔ فایرفاکس برای این کار وجود داشته‌باشد و با یک جستجوی کوتاه به این افزونهٔ مفید رسیدم. باشد که شما را نیز به کار آید.

برچسب‌ها: ,

پنجشنبه، آبان ۰۷، ۱۳۸۸

این فیلی است که جلوی هر خانه‌ای ...

از شنیده‌ها چنین برمی‌آید که فیل سپاه به ما ... گلاب به روی‌تان. دوستانی که از ایران کلیک رنجه می‌فرمایند، ممکن است لطفاً بگویند این وبلاگ را بدون امکانات فضانوردی می‌شود دید یا نه؟

برچسب‌ها: , ,

شنبه، آبان ۰۲، ۱۳۸۸

Linus(x) and Windows


Microsoft tried to torpedo the success of the Japan Linux Symposium by launching their Windows 7 product that same day. They even had setup a big promotion booth across the street from the conference center.

During a break, we decided to make some fun of Microsoft and dragged Linus over there. When we arrived there, Linus was sold immediately on the product as you can see in the picture. At least that's what the sales guy thought. He obviously had no idea who he was dealing with. But in the end Linus surprisingly did not buy a copy. Wise man!

منبع

با تشکر از او که این لینک را برایم فرستاد و خودش می‌داند کیست!

برچسب‌ها: ,

جمعه، آبان ۰۱، ۱۳۸۸

Stallman and Windows 7


منبع



برچسب‌ها: ,

دوشنبه، مهر ۲۷، ۱۳۸۸

Jacqueline du Pré

ژاکلین دو-پرِی (بخوانید Doo-Prey) در ۲۶ ژانویه ۱۹۴۵ در آکسفورد انگلیس به دنیا آمد. مادرش پیانیست بود و در آکادمی سلطنتی انگلیس درس پیانو می‌داد. ژاکلین به گفتهٔ خودش، هنگامی که چهار سال داشت، صدای ویولن سل را در رادیو شنید و از مادرش «یکی از آن‌ها» را خواست. ژاکلین درس‌های نخستین را بر روی این ساز از مادرش فراگرفت که قطعه‌های کوتاهی برایش می‌سرود و آن‌ها را با نقاشی‌هایی همراه می‌کرد. در سن پنج سالگی، ژاکلین را به مدرسهٔ ویولن سل لندن فرستادند. زمان زیادی نگذشت تا ژاکلین، در کنار خواهرش هیلاری که فلوت‌نواز خوبی بود، جایزه‌هایی را در مسابقه‌های محلی ببرند.
در حدود ۶ سال، از ۱۹۹۵ تا ۱۹۶۱، معلم ویولن‌سل ژاکلین چه در مدرسه و چه در درس خصوصی، William Pleeth بود که یکی از بزرگ‌‌ترین آموزگاران ویولن‌سل و نیز نوازنده‌ای بزرگ به شمار می‌رفت. ژاکلین دو-پری هم‌چنین در سال ۱۹۶۰ در مسترکلاس Pablo Casals در سوئیس شرکت کرد، دورهٔ کوتاهی را در سال ۱۹۶۲ نزد Paul Tortelier در پاریس به یادگیری گذراند و بالأخره دوره‌ای را نیز در سال ۱۹۶۶ در روسیه نزد جناب روستروپویچ (Mstislav Rostropovich) به آموزش گذراند. روستروپویچ چنان تحت تأثیر هنر ژاکلین قرار گرفت که ادعا کرد او «تنها ویولن‌سِلیست نسل تازه است که می‌تواند دستاوردهایی هم‌سنگ یا فراتر از خود او داشته‌باشد».
ژاکلین نخستین اجرای عمومی خود را به سال ۱۹۶۱ در سن ۱۶ سالگی در تالار Wigmore در لندن ارائه داد. سال بعد در سالن رویال فستیوال لندن با ارکستر سمفونیک بی-بی-سی به رهبری Rudolf Schwarz برای نخستین بار کنسرتو نواخت. قطعه‌ای که در این اجرا نواخت، کنسرتو ویولن‌سل ادوارد الگار بود. برداشت و ارائه ژاکلین دو-پری از این اثر به محبوبیت و شهرت این قطعه انجامید و مهم‌ترین قطعه‌ای که در رپرتوار دو-پری می‌شناسیم نیز همین قطعه است.
ژاکلین دو-پری در سال ۱۹۶۳ در BBC Proms به رهبری Malcolm Sargent همین کنسرتو را نواخت و اجرایش چنان پرطرف‌دار شد که تا سه سال بعد هر سال این قطعه را در آن برنامه می‌نواخت و اجراهای سالانه‌اش در Proms تا سال ۱۹۶۹ ادامه داشت.
در سال ۱۹۶۵، هنگامی که ژاکلین ۲۰ ساله بود، کنسرتو ویلن‌سل الگار را با ارکستر سمفونیک لندن به رهبری جان باربیرولی (John Barbirolli) برای EMI ضبط کرد. این اجرا از آن پس تبدیل به استانداردی برای این قطعه شد و چنان محبوبیت یافت که از آن پس تاکنون هرگز نشرش متوقف نشده‌است. ژاکلین این کنسرتو را در ۱۵ می ۱۹۶۵ با ارکستر سمفونیک بی‌بی‌سی به رهبری Antal Doráti در کارنِگی هال نیویورک نیز نواخت.
ژاکلین دو-پری با بسیاری از بزرگ‌ترین ارکسترهای جهان نواخته‌است، از جمله با ارکستر فیلارمونیک برلین، ارکستر سمفونیک لندن، ارکستر فیلارمونیک لندن، ارکستر فیلارمونیا، ارکستر سمفونیک بی‌بی‌سی، ارکستر فیلارمونیک نیویورک، ارکستر فیلادلفیا، ارکستر فیلارمونیک اسرائیل و ارکستر فیلارمونیک لس‌انجلس. همچنین به طور معمول با رهبران ارکستری هم‌چون باربیرولی، سارگنت، آدرین بولت، دانیل بارنبویم، زوبین مهتا و لئونارد برنشتاین هم‌کاری می‌نمود.
ژاکلین با دو ویولن‌سل استرادیواریوس می‌نواخت. یکی ساخته ۱۶۷۳ که اکنون «استرادیواریوسِ دو-پرِی» خوانده می‌شود، و دیگری ساخته ۱۷۱۲ که استرادیواریوس داویدوف نام داشت. هر دو ساز را مادربزرگش Ismena Holland به او هدیه داده‌بود! ژاکلین از سال ۱۹۶۱ تا ۱۹۶۴ با ساز ۱۶۷۳ نواخت. از سال ۱۹۶۴ که ساز دوم (داویدُف) را به دست آورد، بسیاری از اجراهای زنده واستودیویی‌اش را با این ساز نواخت. از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۰ بر یک ساز ساختهٔ Francesco Goffriller نواخت و از سال ۱۹۷۰ به بعد با سازی جدید که ساختهٔ Sergio Peresson از فیلادلفیا بود، نواخت.
ژاکلین دو-پری رابطهٔ دوستانه‌ای با برخی از مشهورترین رهبران و نوازندگان زمان خود داشت، از جمله با منیوهین، پرلمن، مِهتا، زوکرمن و بارنبویم. این روابط دوستانه خوشبختانه باعث شدند اجراهای پرشمار و بسیار ارزش‌مندی از او با هم‌راهی این موسیقی‌دانان (که همگی هم یهودی‌تبار هستند) بر جای بماند.
ژاکلین در سال نوی ۱۹۶۶ دانیل بارنبویم را برای نخستین بار ملاقات نمود. بارنبویم که اکنون از بزرگ‌ترین رهبران و پیانیست‌های جهان شمرده می‌شود، در آن هنگام به عنوان پیانیست و رهبر جوان و بااستعدادی شناخته می‌شد که از آرژانتین به اروپا آمده‌بود. ماجرای این دو خیلی زود به رابطه‌ای جدی و نزدیک انجامید و ژاکلین در سال ۱۹۶۷ اندکی پس از پایان جنگ شش‌روزهٔ اعراب و اسرائیل، تمام برنامه‌هایش را معلق کرد، و همراه دانیل بارنبویم به بیت‌المقدس رفت. در آن‌جا به یهودیت گروید (قبلاً مسیحی بود) و در کنار دیوار ندبه با بارنبویم ازدواج کرد. ازدواج این دو یکی از پرثمرترین پیوندهای تاریخ موسیقی شمرده می‌شود و با پیوند رابرت و کلارا شومان مقایسه می‌شود. از آن پس این دو اجراها و ضبط‌های ارزشمند بسیاری با یک‌دیگر داشتند که در هر کدام بارنبویم یا در نقش رهبر و یا پیانیست ظاهر می‌شد.
از سال ۱۹۷۱ نوازندگی ژاکلین رو به افول گذاشت و به تدریج در انگشتان و بقیه قسمت‌های بدنش دچار بی‌حسی شد. سرانجام در اکتبر ۱۹۷۳ معلوم شد که به ام-اس مبتلا شده‌است. به جبر این بیماری مرموز، به تدریج برنامه کاری‌اش را سبک‌تر کرد و در فوریه ۱۹۷۳ در نیویورک برای واپسین بار بر صحنه ظاهر شد، در حالی که تنها ۲۸ سال سن داشت. برنامه برای چهار اجرای دوبل-کنسرتوی برامس با زوکرمن و برنشتاین بود که ژاکلین نتوانست در آخرین اجرا حاضر شود و اشترن به جای او بر صحنه حاضر شد و کنسرتو ویولن مندلسون را نواخت.

ژاکلین دو-پری در ۱۹ اکتبر ۱۹۸۷، در حالی که تنها ۴۲ سال سن داشت از دنیا رفت و امروز سال‌روز وفات اوست. نام او هم‌واره آمیزه‌ای از زیبایی و استواری هنرش را در کنار تراژدی بیماری و مرگ زودهنگامش تداعی می‌کند.

بنیاد Vuitton ساز داویدف او را به بیش از یک میلیون پوند خرید که اکنون به امانت در اختیار یویوما قرار دارد. ساز استرادیواریوس دو-پری (که توسط Lynn Harrell به این نام خوانده شده) اکنون متعلق به نوازنده‌ای روس به نام Nina Kotova است. ساز Peresson او نیز که ساختهٔ سال ۱۹۷۰ بود، به امانت در اختیار نوازنده‌ای به نام Kyril Zlotnikov از گروه کوارتت اورشلیم (بیت‌المقدّس) است.
ژاکلین جایزه‌ها و عنوان‌های افتخاری متعددی را نیز در دوران زندگی‌اش و پس از آن دریافت نمود که از جمله می‌توان به جایزه معتبر Guilhermina Suggia اشاره نمود که او نخستین برنده‌اش بود (در سن ۱۱ سالگی) و تاکنون نیز جوان‌ترین برندهٔ این جایزه محسوب می‌گردد.
هیلاری، خواهر ژاکلین و پیرز برادر کوچک او، پس از درگذشتش کتابی دربارهٔ او نوشتند به نام A Genius in the Family که دست‌مایهٔ اصلی فیلم Hilary and Jackie شد. آن کتاب و این فیلم با اعتراض‌های بسیاری از جانب بارنبویم، روستروپویچ و دیگران مواجه گشتند. من آن کتاب را نخوانده‌ام، اما فیلم را دیده‌ام و توصیه می‌کنم نبینیدش، چون اساساً فیلم بی‌مایه‌ای است، گذشته از آن که رخ‌داد‌های درونش واقعاً بازنمایی حقایق باشند یا نه، و نیز این که چه قدر رسوخ کردن در زندگی شخصی افراد مجاز باشد.
به جای آن فیلم (که به نظر من زردنگاری است) این ویدئوی کوتاه را بگیرید و ببینید از پشت صحنهٔ اجرای کوینتت ماهی قزل‌آلا که ژاکلین دو-پرِی، پرلمن، زوبین مهتا و دانیل بارنبویم را در آن می‌بینید. ژاکلین و پرلمن برای سرگرمی سازهای‌شان را عوض می‌کنند و ... . قسمتی از اجرای خود قطعه نیز در ادامه آمده‌است. بقیه‌اش را خودتان ببینید (لینک ویدئو در یوتیوب).
ویدئوی کامل یک اجرای ژاکلین دو-پرِی و دانیل بارنبویم از کنسرتو ویولن‌سل الگار (احتمالاً با ارکستر بی‌بی‌سی) با ارکستر فیلارمونیا را می‌توانید در پنج قسمت روی یوتیوب ببینید، در این‌جا، این‌جا، این‌جا، این‌جا و این‌جا، و یا فایل‌هایش را از این‌جا، این‌جا، این‌جا، این‌جا و این‌جا بگیرید.

مجموعهٔ کامل ضبط‌های ژاکلین‌ دو-پرِی با EMI را این شرکت چند سال پیش منتشر نمود که فقط می‌شود گفت یک گنج ارزان‌قیمت است (لینک آمازون). از دیگر مجموعه‌های این‌چنینی که EMI منتشر کرده‌است، می‌توان به مجموعه ضبط‌های روستروپویچ اشاره کرد و نیز به مجموعه ضبط‌های اویستراخ که جناب فاریا این‌جا درباره‌اش نوشته‌اند.

منبع بیش‌تر اطلاعاتی که در این‌جا آوردم این صفحهٔ ویکی‌پدیا دربارهٔ ژاکلین دو-پرِی است.

برچسب‌ها:

یکشنبه، مهر ۲۶، ۱۳۸۸

Bach: Erbarme dich


اجرای اول: Julia Hamari و ارکستر و رهبری که نمی‌دانم.









فایل ویدئو را از این‌جا می‌توانید بگیرید.




دوم، اجرایی خیلی قدیمی‌تر که خواننده‌اش Eula Beal است و سولیست ویولنش منیوهین و رهبر ارکستر هم Antal Dorati است. باز هم معلوم نیست خود ارکستر کدام ارکستر است.








ویدئوی این یکی را هم می‌شود از این‌جا گرفت.




سوم، اجرای کارایان با ارکستر فیلارمونیک وین و گروه کر Vienna Singverein که قبلاً این‌جا درباره‌اش نوشته‌ام. این یکی فقط فایل صوتی است (اجرا در سال ۱۹۵۰ بوده) و خواننده‌اش هم Kathleen Ferrier است. فایل صوتی‌اش را از این‌جا می‌توانید بگیرید.

برچسب‌ها:

پنجشنبه، مهر ۲۳، ۱۳۸۸

نمونه‌ای از علوم انسانی گمراه‌کنندهٔ غربی





برچسب‌ها:

یکشنبه، مهر ۱۹، ۱۳۸۸

خون با طناب پاک می‌شود

اگر بخواهید بکشید، نه رئیس قوه، نه حتی رئیس کل قوا نمی‌توانند متوقف کنندتان. کشتن در سرزمین ما حق است، گاهی در زندان، گاهی در خیابان. بارها شنیده‌ایم: مرگ حق است. اما تاکنون شنیده‌اید کسی گفته‌باشد زندگی حق است؟ مگر خدا خودش حق نیست؟ و مگر خدا خودش حی نیست؟ چگونه است که خدا را با متضادش مترادف کرده‌ایم؟
پنج بار تا پای دار رفت و برگشت. هر یک بارش خردکننده است. کاش به آن پنج بارش رحم می‌کردید. یک بار کشت، چند بار کشتندش؟
نه، بی‌خود می‌گویم. حق داشتید بکشید. زندگی کردن و زنده کردن گناه نابخشودنی است، وگرنه کشتن حق است. مبارکتان باشد. تسکین یافتید؟ می‌دانم به شما هم سخت گذشت. داغ دیدید و بعد زیر فشار بودید. اما همهٔ این فشارها نتوانست از حق کشتن محروم‌تان کند.
بهنود الآن کجاست؟ در میانهٔ دوزخ؟

برچسب‌ها:

وقتی فایرفاکس معذرت می‌خواهد



برچسب‌ها: ,

گذار

کم‌کم خودمان را می‌میرانیم از ترس ناگهانی مُردن، از ترس درد مرگ. نمی‌ترسیم که شاید زمانی به یک‌باره مجبور شویم زنده شویم.
درد زنده شدن بیش‌تر است یا درد مُردن؟


برچسب‌ها: ,

جمعه، مهر ۱۷، ۱۳۸۸

فایرفاکس خیّام را می‌شناسد، خاتمی را نه

برچسب‌ها: , ,

سه‌شنبه، مهر ۱۴، ۱۳۸۸

بوش و اوباما

از ایمیل‌های دوستان (ببخشایید اگر تکراری است) :

بوش و اوباما در یک بار با همه نشسته‌بودند. مردی پیش آن‌ها رفت و گفت: شما دو تا می‌خواین چی کار کنین؟
بوش گفت: ما نقشهٔ جنگ جهانی سوم را می‌کشیم.
مرد گفت: واقعاً؟ می‌خواین توی اون جنگ چی کار کنین؟
بوش گفت: این بار می‌خواهیم ۱۴۰ میلیون مسلمان را بکشیم به اضافهٔ آنجلینا جولی ...
مرد گفت: آنجلینا جولی؟ حالا چرا آنجلینا جولی؟
بوش رو به اوباما کرد و گفت: می‌بینی؟ نگفتم؟ هیچ کس نگران اون ۱۴۰ میلیون مسلمان نمی‌شه.

برچسب‌ها: , ,

شنبه، مهر ۱۱، ۱۳۸۸

از ما گفتن بود

اوبونتوی بتا شرف دارد به ویندوز فاینال.

برچسب‌ها: ,