چهارشنبه، مرداد ۱۴، ۱۳۸۸

میکرو-دیکتاتور

با دوستم چت می‌کنم. از دست استاد راهنمایش شاکی است. آزارش می‌دهد و زور می‌گوید. بی‌ملاحظه نظرم را می‌گویم. معمولاً این جوری نیستم که برای دیگران نسخه بپیچم، امّا تجربهٔ این یکی را خودم دارم. تجربهٔ استاد راهنمای بد را. خوبش را هم الأن دارم تجربه می‌کنم. به او گفتم و این‌جا هم بازگو می‌کنم: فرق استاد راهنمای خوب و بد، مثل تفاوت مثبت تا منفی بی‌نهایت است. بالآخره شمس تبریزی هم یک جورهایی استاد راهنمای مولوی بوده.
از زورگوئی استادها هم حرصم می‌گیرد. خیلی زیاد. فقط به معنی این ترکیب فکر کن: استاد راهنما. خیلی عنوان بزرگی است. بعد چنین آدمی بیاید و به دانشجوی تحصیلات تکمیلی زور بگوید... . دوستم نیمه‌های راه دکترا است. می‌گوید تحمل می‌کنم تا زودتر تمام شود. باز قاطی می‌کنم. می‌گویم انگار دارند به‌ات تجاوز می‌کنند. این چه طرز فکری است؟ چه دانشگاهی است که دانشجوی دکترایش می‌گوید تحمّل می‌کنم تا تمام شود؟

میکرودیکتاتور. این کلمه اختراع خودم است. استاد راهنمای بد، معلّم قلدر، پدر زورگو، خواهر و برادر زورگو، هم‌کلاسی گردن‌کلفت ... . همهٔ این‌ها را می‌گویم میکرودیکتاتور. میکرودیکتاتورها زمینه‌ساز رشد دیکتاتورهای بزرگ می‌شوند.

اما یک فرق اساسی هست بین میکرودیکتاتور با دیکتاتورهای ماکروسکوپی: با میکرودیکتاتور می‌شود حرف زد و می‌شود درستش کرد. ممکن است درست کردنش هزینه بردارد، امّا به هزینه‌اش می‌صرفد. خیلی هم می‌صرفد. باید با میکرودیکتاتورها حرف بزنیم. باید هزینهٔ زور گفتن را برای‌شان بالا ببریم. مهم‌تر از همه، باید کاری کنیم که از زور گفتن شرمشان بشود. میکرودیکتاتورها هنوز مسخ نشده‌اند، امّا خیلی استعدادش را دارند. باید بیمار حسابشان کنیم. این باید جزئی از فرهنگ ما بشود. تقریباً مطمئنم که در آن صورت نسل دیکتاتورها خود‌به‌خود منقرض می‌شود.

برچسب‌ها: ,

2 Comments:

At چهارشنبه, مرداد ۱۴, ۱۳۸۸ ۱۰:۳۵:۰۰ بعدازظهر, Blogger Leyla said...

I agree

 
At یکشنبه, مرداد ۱۸, ۱۳۸۸ ۵:۵۳:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous جیران said...

دوست عزیز...اولا که دوستی یکطرفه یعنی چی؟این حرف ها چیه؟
ثانیا واقعا خداییش تو این حرف ها رو که پسر ها به هم میزنند نشنیدی؟یعنی واقعا عین همین حرف ها را به هم نمیگویند؟تقریبا تمام پسر های روشنفکر دور و بر من همین شیوه ها را استفاده میکنند.مثال هایی که اورده ام عین به عین نقل از واقعیت است .خشونت علیه مردان؟عیبی ندارد.قرنها مردها خشونت کردند حالا بگذار یک زن هم علیه مردها خشونت کند!اصلا جذاب نیست نه؟پس فکر کن ماها در طول تاریخ چی کشیده ایم...

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home