پنجشنبه، تیر ۲۵، ۱۳۸۸

حجّ مستضعفین

این جملهٔ آیت‌اللّه خمینی را اهل نماز‌جمعه خوب می‌شناسند: نمازجمعه، حجّ مستضعفین است.

نمازجمعهٔ این هفته واقعاً حجّ مستضعفین است. مستضف چه کسی است؟ مستضعف مترادف با فقیر نیست. مستضعف کسی است که دچار ضعف است و این ضعف ذاتی او یا ناشی از بدشانسی او نیست. مستضعف کسی است که دچار استضعاف شده، یعنی به ضعفش کشانده‌اند. این هم که در قرآن آمده:

و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمهٔ و نجعلهم الوارثین

که ارادهٔ خداوند بر رساندن مستضعفان به مقام امامت و وراثت را بیان می‌کند، نشانهٔ برتری مستضعفان است، در حالی که مستضعف اگر فقط ضعف ذاتی داشته‌باشد، امتیازی بر بقیه ندارد (بلکه امتیاز منفی دارد بر اکثریت متوسط جامعه). منطقی نیست که خداوند را پروردگار گیگیلی‌ها بدانیم.

این که چرا مستضعف بر بقیه شرف دارد، بحثی است که اهلش باید بشکافند و بگویند، امّا در حدّ فهم خودم می‌گویم که گویا مستضعف، توانمندی است که مورد ظلم قرار گرفته و حقش را از او ستانده‌اند و او به ملاحظاتی، به هر دلیل نجابت کرده و این نجابت مانع احقاق حقش شده. البته باز هم باید پی‌گیری در کار باشد، چون آدم پخمه نمی‌تواند امتیازی بر سایرین داشته‌باشد. حق می‌تواند ثروت باشد، موقعیت تحصیلی یا کاری باشد، یا خیلی چیزهای دیگر، و از جمله، رأی.

این تعبیر را اگر بپذیریم، اکثریتی که در انتخابات اخیر به رقبای احمدی‌نژاد رأی دادند نیز مستضعفند. چه بسا سطح درآمد و رفاه مادّی این جماعت مستضعف بالاتر از قومی باشد که به احمدی‌نژاد رأی داده‌اند (با همهٔ احترامی که برای رأی چند میلیونی آن‌ها قائلم)، امّا آن‌ها که در شرایط فعلی مورد استضعاف قرار گرفته‌اند، بیشتر جمع مخالف احمدی‌نژاد هستند، گروهی که توان‌مندانه رأی داده‌اند، رأی‌شان مورد خیانت و بی‌اعتنایی قرار گرفته و کشته و مجروح و مفقود و زندانی داده‌اند و همه نوع خشونت دیده‌اند و می‌بینند و کماکان پی‌گیر حقّ خود هستند. از این هم نباید گذشت که حامیان پاک‌دل احمدی‌نژاد نیز مورد استضعاف قرار گرفته‌اند، چرا که تلقی ناراست اکثریت بودن و بر حق بودن به آن‌ها القا شده. البته در مورد این طبقهٔ اخیر واژهٔ استحمار را مناسب‌تر می‌بینم.

یکی از ترفندهای پلید دهه‌های اخیر (تا حدّ زیادی زیر تأثیر چپ‌گرایی افراطی) در تبلیغات حکومتی ما این بوده که مستضعف را مترادف با فقیر جا زده‌اند و تلقّی عزیز و نور چشم بودن فقرا به تودهٔ گرفتار مردم القا شده، چنان که گویی ثروت پلید است و ثروتمند به هر حال دزد است. بگذریم از آن که «بنیاد مستضعفان» خود در استضعاف پیش‌رو بوده‌است. وضعیت حاضر به وضوح وارونگی این تصویر را نشان می‌دهد.

مستضعف ماییم. ما که از همه چیزمان هزینه کردیم و می‌کنیم تا ایران برای ایرانی جای بهتری باشد. پرگویی چرا؟ مستضعف در ادبیات حاضر جامعه، همان خس و خاشاک است. نمازجمعهٔ این هفته حجّ مستضفان است. طواف خس و خاشاک را باید دید.

برچسب‌ها: ,

2 Comments:

At جمعه, تیر ۲۶, ۱۳۸۸ ۱۲:۴۴:۰۰ قبل‌ازظهر, Blogger linus said...

بعضی از پست‌ها را که در این ریدر می‌خوانی، آنقدر به دلت می‌نشیند که مجبور می‌شوی بدوی بیایی در صحن وبلاگ نویسنده و یک تکبیر بگویی و احتمالا از هوش بروی!

این پست شما هم از همان دست بود!
از همان دست پست‌هایی که نیاز دارند تکبیر بگویی برایشان!

شاد زیید

 
At جمعه, تیر ۲۶, ۱۳۸۸ ۲:۳۹:۰۰ بعدازظهر, Blogger kimia said...

با linus كاملا"موافقم و ميخوام بگم نظر خودش هم از همان دست بود

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home