چهارشنبه، تیر ۲۴، ۱۳۸۸

آناتومی گری

من: بعضی از کتابهای معروف توی ایران افست می‌شن و می‌شه خیلی ارزون‌تر خریدشون؟
استادم (با تعجّب): واقعاً؟
من: آره، مثلاً این کتاب آرفکن رو من توی ایران خریدم ۸ دلار (کتاب رو از قفسه‌ام در میارم و می‌دم دست استادم).
استادم: یا مسیح! خیلی عالیه (کتاب را ورق می‌زند و کیفیت چاپ را نگاه می‌کند).
من: یا مثلاً این کتاب جکسون رو هم خریده‌ام ۸ دلار (آن یکی را هم برمی‌دارم و می‌دهم دست استادم). بعضی از این‌ها از چاپ اصلی‌اش بهتره (با خنده).
استادم: (در حالی که کتاب جکسون رو بالا و پایین می‌کنه) واووووووووووو. عالیه. کاتالوگی از این کتاب‌ها توی ایران هست که به من بدی؟ مثلاً می‌خوام ببینم این کتاب جدید واینبرگ هم توشون هست.
من: (آخه مرد حسابی، تو رشته‌ات کیهان‌شناسیه مگه؟ چرا منو دق می دی؟ رمز موفقیت شما چیه لطفاً؟) تعدادشون توی فیزیک زیاد نیست. فقط اونهایی رو چاپ می‌کنن که خریدارش زیاد باشه. فکر نمی‌کنم اون کتاب توی ایران چاپ بشه، چون حدّاکثر ۱۰۰ نفر می‌خوانش.
استادم: اما فکر کنم بیشتر باشه.
من: امممم.............. نمی‌دونم. (بگم چی؟ بگم عمراً؟ نه، واقعاً بگم عمراً؟)
استادم: پس کاتالوگی نیست؟
من: راستش نه، اما من می‌دونم چه کتاب‌هایی هست. می‌تونم یه لیست درست کنم. یکی دیگه‌اش این کتاب گلدستاینه (کتاب را در قفسه نشان می‌دهم).
استادم: یا مسیح! پس چرا مال خودت اصله؟
من: (از کجا فهمیدی اصله آخه؟) من قبل از این که توی ایران چاپ بشه خریدمش.
استادم: آهان.
من: بیشتر کتاب‌های پزشکی توی ایران به این شکل چاپ می‌شن. تقریباً تمام کتاب‌های معروف پزشکی...
استادم: (با خنده) مثلاً آناتومی گری رو هم چاپ کردن؟
من: هممممممممممم؟
استادم: (باز هم با خنده) آناتومی گری، می‌دونی چیه؟
من: (از خندهٔ استادم به اشتباه افتاده‌ام) آره، یه سریال تلویزیونیه...
استادم: یه کتاب آناتومی خیلی قدیمیه. الان باید توی ویرایش بیستم و این حدودها باشه.
من: آهان....
استادم: برادر من هم وقتی جوان بود یه مقداری توی اون کتاب نقش داشت. برادرم پزشکه.
من: واو... (نوبت تعجب عوض شده).
استادم: پدرم هم پزشک بود. پدرم آدم باهوشی بود. سه تا پسر داشت. من فیزیک خوندم، یکی دیگه حقوق خوند، یکی دیگه هم پزشک شد.
من: (انگار که این بدیهی‌ترین نوع وراثت باشه) یکی توی هر شاخه...
استادم: به هر حال، پس گفتی کتاب‌های زیادی رو ندارن.
من: آره، چون بازارش خیلی بزرگ نیست.
استادم: توی چین هم از این چاپ‌ها زیاده، اما دولت چین با آمریکا توافق‌نامه بسته که دیگه نقض کپی‌رایت نکنه.
من: آره، اما اون بین دولت‌هاست. مردم کار خودشونو می‌کنن.
استادم: آره، اما توی ایران که دولت شما می‌خواد با آمریکا دشمنی کنه، اون رئیس‌جمهورتون، امدی... اسمش چی بود؟
من: احمدی‌نژاد (قبلاً به‌اش گفته‌ام که احمدی‌نژاد رو دیگه رئیس‌جمهور نمی‌دونم).
استادم: آره همون، اون که می‌خواد با آمریکا مخالفت کنه، این راه خوبیه. این که کتاب‌های غربی رو بدون اجازه چاپ کنن و بفروشن.

من: (به‌به، دیگه همین کارمون مونده‌بود. برای دهن‌کجی کردن به دنیا فقط همین کم بود که حق نویسنده‌های بیچاره رو به شکل حکومتی ضایع کنیم. استاد گرامی، جون بچه‌ات این حرفو به امدی‌نژاد نزنی.) اگر بازار خوبی داشت، کشورهای اطرافمون می‌کردن.
استادم: آخه ایرانی‌ها خیلی باهوشن.
من: این کشورهای کوچیک عربی اطرافمون توی بازاریابی خیلی باهوشن. از داخل ایران هم سخت می‌شه با جاهای دیگه کار کرد.
استادم: آره، اونها تجارتشون خوبه، اما باهوش نیستن. اونها می‌رن دنبال تجارت فرش و جواهرات. ایرانی‌ها می‌رن دنبال کتاب‌های این جوری.
من: راستش دوست دارم بگم اون‌ها باهوش نیستن، امّا واقعیتش اینه که هستن. اما توی ایران اگر چیزی بازار داشته‌باشه منتشر می‌شه. مثلاً آخرین فیلم‌های آمریکا رو می‌شه کنار خیابون دونه‌ای یک دلار خرید.
استادم: (با خنده) جدّی؟
من: آره، البته پلیس ممکنه بگیردشون. دولت دوست نداره مردم فیلم سانسورنشده ببینن.
...


برچسب‌ها: , , ,

2 Comments:

At پنجشنبه, تیر ۲۵, ۱۳۸۸ ۹:۵۱:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous ناشناس said...

سحام نیوز:مهدی کروبی این هفته در نماز جمعه تهران شرکت می کند.اسماعیل گرامی مقدم سخنگوی حزب اعتماد ملی با اعلام این خبر گفت:آقای کروبی در نماز جمعه این هفته همراه با مردم شریف تهران شرکت می کند.

 
At پنجشنبه, تیر ۲۵, ۱۳۸۸ ۱۰:۲۱:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous ناشناس said...

هنوز خیلی ها نمی دانند که فردا باید رد نماز جمعه شرکت کنند.
هر کس به ده نفر از دوستانش خبر بدهد.

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home