جمعه، تیر ۱۲، ۱۳۸۸

دعوای دست چپ و راست

پس گریه كن مرا، به طراوت
ژنرال! داستان این روزهای کشورمان، داستان دعوای دست چپ و راست است، که در آن مردم در نقش انگشتان دست ظاهر شده و بیش از همه آسیب می‌بینند، حال آنکه هرچه از دست بالاتر می‌روی تنش‌ها کمتر و کمتر می‌شود تا این که هر دوست از بالا بهم وصل می‌شوند!
ژنرال! دست چپ، دستی آلوده به ماجرای قتل عام‌های دهه شصت است و دست راست، دستی آغشته به خون ناشی از قتل‌های بعد از دهه شصت.
ژنرال! از ته دل آرزو می‌کنیم که دست تمام قاتلان وحشی از دامان پاک کشورمان کوتاه شود. به قول آن پیرمرد ساده‌ای که می‌گفت: "یَک یَکشون رو ..." آرزو می‌کنیم که یَک یَک این قاتلان وحشی جزای پلیدی‌هایشان را در آتیه‌ای قریب الوقوع ببینند.
ژنرال! این جمله ما را آویزه گوشت کن:
دین دست مایه‌ای بود برای تمدن انسان متحجر و دست مایه‌ای‌ست برای تحجر انسان متمدن.


خطِ قرمز: رییس‌جمهور ظالم ما
احمدی‌نژاد رییس‌جمهور ما باشد. رییس‌جمهور منتخب مردم ما هم باشد. می‌پذیرم. اما بداند رییس‌جمهور ظالم ما هم هست. رییس‌جمهور ماست که مخالفانش را دربند می‌کند. سربازش مردم را می‌زند، وحشیانه و بی‌رحمانه. سربازش - یا لباس شخصی‌هایش- مردم را می‌زنند و می‌کُشند و او حمایت می‌کند. او روزنامه‌ها را می‌بندد و نویسندگانش را زندانی می‌کند. او ۷ تن از دوستان من را فردای انتخابات بازداشت کرد. این‌ها همه ظلم است. گیرم که ۲۴ میلیون رای هم داشته باشد.

برچسب‌ها: , ,

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home