یکشنبه، تیر ۰۷، ۱۳۸۸

پرده‌ها

امبرتو اکو می‌گويد پسامدرنيسم يعنی چيزی مثل اين که يک مرد بخواهد به يک زن بگويد خيلی دوستت دارم ولی نتواند بگويد چون می‌داند که آن زن خبر دارد، و زن هم از راز مرد خبر دارد. جمهوری اسلامی به ضرب چماق حکومتش را حفظ کرد. اين را هم ما می‌دانيم، هم خودش و همين هم هست که جمهوری اسلامی ما را به دنيای پسامدرن هل داد. در تاريخ ايران، آنقدری که من خوانده‌ام، دو گروه هميشه در کنار هم بوده‌اند. يکی شاهان و دومی روحانيون. گاهی هر دو گروه يکی شده‌اند و آن که شاه بوده همزمان فقيه هم بوده، مثل تيمور لنگ. منتها همه جای تاريخ اين دو طبقه با هم حکمرانی کرده‌اند. شاه به نيابت از خدا، و روحانيون برای تثبيت اين نيابت. اما شاه با همه‌ی نيابتی که از خدا برای خودش تراشيده بود به آدم‌های زمينی که ‌رسيد اين چماقداران بودند که تاج و تختش را برای او حفظ کردند. يعنی تا دنيا دنياست روز 28 مرداد با اسم شعبان جعفری يا شعبان تاجبخش مترادف است. و از قضا همه‌ی بدنامی سلطنت در ايران به همان مترادف بودن تاجبخشی‌ ِ شعبان جعفری‌ به مقام سلطنت است. حالا گروه دوم هم برای بقا در حکومت به همان چماقداران تکيه کرد. معنی‌اش اين است که آن دو گروه شاهان و روحانيون همه‌ی آنچه که دارند تا در قدرت بمانند از صدقه‌ی سر چماقداران است. همين که الان رضا پهلوی هم آش دهان سوزی برای ايران امروز نيست مربوط است به همان ننگ شعبان جعفری که از دامن خانواده‌اش پاک نمی‌شود و اگر شعبان نبود رضا پهلوی هم خيلی سال بود که در کار نبود. جمهوری اسلامی هم همين ننگ چماقداری را برای روحانيون به ارمغان آورد و صد سال ديگر هم که حکومت کنند باز اين ننگ از دامن‌شان پاک نمی‌شود که حکومت‌شان را چماقداران به آن‌ها بخشيدند. همين است که آدم به خودش می‌گويد‌ جمهوری اسلامی هم همان چيزی‌ست که حکومت شاه بود. احساس پيروزی ما آدم‌های عادی جامعه مربوط به اين است که به هر زحمتی که بود پرده‌های حکومت دينی را کنار زديم تا آن پشت و پسله‌ها را ببينيم. پسامدرن در جامعه‌ی ايرانی يعنی همين باور که شاه و روحانی هر چه دارند از چماق دارند. هم خودشان می‌دانند، هم ما می‌دانيم. همين است که ما برنده شديم.

برچسب‌ها: , ,

1 Comments:

At یکشنبه, تیر ۰۷, ۱۳۸۸ ۵:۴۲:۰۰ بعدازظهر, Anonymous مریم said...

آفرین

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home