سه‌شنبه، تیر ۰۲، ۱۳۸۸

برچسب‌ها:

3 Comments:

At سه‌شنبه, تیر ۰۲, ۱۳۸۸ ۴:۵۸:۰۰ بعدازظهر, Anonymous ناشناس said...

تهران- خانواده‌ای سیاه پوش در پیاده رو ایستاده اند. یک زن میان سال به گونه‌هایش چنگ میزند و با صدای بلندی شیون می‌کند ، پدر- یک مرد نحیف که به عنوان دربان در کلینیکی در مرکز تهران کار می‌کند- با سر خم شده به آرامی میگرید. دقایقی قبل یک آمبولانس پیکر تنها پسرشان کاوه علیپور را که تنها ۱۹ سال سن داشت میاورد. روز شنبه که بیشترین درگیری‌های خشونت بار بین ماموران امنیت و تظاهر کنندگان پیش آمد، کاوه علیپور هنگامیکه در چهار راهی‌ در مرکز تهران ایستاده بود از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت. به گفته خانواده او از کلاس بازیگری میامد و تنها یک هفته به عروسیش مانده بود. جزئیات مرگ او مشخص نیست، همسایگان و اقوام می‌گویند او در شلوغی گرفتار شده و در در درگیریهایی که بیش از یک هفته از آن می‌گذرد فعالیت سیاسی نداشته. محمد همسایه‌ای که او را از کودکی میشناخته میگوید ،"او یک پسر مودب و خجالتی بود". زمانکه شنبه شب علیپور به خانه نرفت خانواده او نگران شدند، آنها صدای تیراندازی را از صبح شنیده بودند. یوسف پدر کاوه ابتدا به نامزد او و سپس به دوستانش زنگ زد ولی‌ هیچکس از او خبری نداشت. با طلوع خورشید پدر شروع به جستجوی تمام ایستگاه‌های پلیس، بیمارستان‌ها و سپس سردخانه ها کرد. اقوام می‌گویند زمانیکه آقای علیپور از مرگ فرزندش آگاه شد به او گفته شد که باید مبلغ ۳۰۰۰ دلار به عنوان پول تیر - که برای کشتن او استفاده شده بود - بپردازد. آقای علیپور به آنها گفت که همه دارایی او به ۳۰۰۰ دلار نمیرسد و با آنها بحث کرد که باید از این پول بگذرند چون او خود در جنگ ایران و عرق به کشور خدمت کرده است. به گفته خویشاوندان مقامات سرانجام موافقت کردند اما به خانواده دستور دادند که هیچ نوع مراسم یادبودی در تهران برگزار نکنند، سرانجام پیکر کاوه بی‌ هیچ سر و صدائی به رشت منتقل شد و در آنجا که خویشاوندانی حضور داشتند دفن گردید. همه همسایه‌ها خانواده کاوه را میشناسند، آنها به جز او ۲ دختر دارند. مغازه دار‌های محل عکس‌های کاوه را به پنجره مغازه‌هایشان زده اند. کاوه در عکس لباس تیر با خطوط خاکستری به تن دارد، موهایش با دقت به یک سمت شانه‌ شده و لبخند خفیفی به لب دارد. راننده تاکسی در محل میگوید،"او سرشار از زندگی‌ بود، آرزوهای زیادی داشت، او برای چه مرد؟".

 
At سه‌شنبه, تیر ۰۲, ۱۳۸۸ ۵:۱۶:۰۰ بعدازظهر, Anonymous ناشناس said...

مخمصه:

دوستان همانطور که از اخبار شنیدیم شورای نگهبان در خواست ۵ روز مهلت بیشتر برای رسیدگی به شکایت نامزدها نموده که البته با موافقت رهبری همراه شده است این خبر نشان دهنده آن است که به احتمال بسیار قوی رفسنجانی‌ در مسافرت به قم توانسته نظر مثبت مراجع و طلاب این شهر را با خود که همان تشکیل شورای رهبری است را باخود به تهران ارمغان آورد و یک لابی حد اقلی در خبرگان رهبری را با خود همراه سازد.این رای زنیها دلیل خوبی‌ برای غیبت رفسنجانی‌ محسوب میشود.حال شورای نگهبان با اطلاع از این قضیه منتظر حضور و حمایت مردم در راه پیمای‌های هستند که از سوی میر حسین یا کروبی اعلام و اجرا میشوند یعنی‌ ۵ روز آتی خصوصا ۴شنبه و ۵شنبه. اگر این ۵ روز حیاتی و خصوصا ۲ روز فوق الذکر با حضور میلیونی مردم روبرو شوند تمام اعتراضات این ۲ هفته با کمترین هزینه به بار می‌نشیند ولی‌ اگر حضور کم رنگ باشد کودتا و کودتاچیان از بن بست رهایی پیدا میکنند و زمان را به سود خود میخرند.پس به حرمت خون ندا و ندا‌های دیگر با حضور میلیونی در فراخوان های میر حسین و کروبی سر نوشت خودمان را خودمان رقم بزنیم نه اروپا یا آمریکا یا هر کشور دیگر.صمیمانه می‌خواهم این مطلب را اطلاع رسانی کنید.

 
At سه‌شنبه, تیر ۰۲, ۱۳۸۸ ۷:۰۳:۰۰ بعدازظهر, Anonymous ناشناس said...

استراتژی مبارزه برای آقای کروبی و آقای موسوی

خوب به نظر می‌رسد که کیهان و فارس پروژه متهم کردن آقای موسوی رو به منظور منزوی کردن و حتی دستگیری ایشون کلید زدن. شکی نیست که آقایان موسوی و کروبی در صورت به نتیجه نرسیدن اعتراض‌های قانونی‌شان در آینده سیاسی کشور جایگاهی نخواهند داشت. سناریویی که میشود متصور بود این است: یکی از همین روزها آقای خامنه‌ای با توپ پر اعلام خواهد کرد که این آقایان دارند خواسته یا نه خواسته به دشمن کمک میکنند. در حالت اول خائن هستند و در حالت دوم ساده لوح(این سناریو تکراری است، یادتان میا د؟). سپس آقای خامنه‌ای ایشون رو از هر گونه اظهار نظر سیاسی من میکنه و بنا برین این اقایون به طور طبیعی ممنوعه المصاحبه، ممنوعه التصویر، و ... خواهند شد. دیگر نه از بیانیه خبری خواهد بود نه از هیچ چیز دیگر. پس چه باید کرد. به نظر این حقیر به نظر میرسه که آقایان موسوی و کروبی میتوانند در یک حرکت غافل گیر کننده آقای خامنه‌ای رو اچمز کنند. کافی‌ است که نامه سرگشاده و بسیار صریحی به تمامی اعضای مجلس خبرگان و نیز به مراجع بزرگ و مستقل بنویسند و از آنها بخواهند نسبت به صلاحیت آقای خامنه‌ای برای تصدی جایگاه رهبری، با توجه به قانون شکنی و بی‌ تدبیری و انحصار گرایی ایشون تجدید نظر کنند. این کار چند مزیت دارد:

۱- آقایان را در وضعیت تدافعی قرار میدهد و از حجم حملات میکاهد.

۲-اگر آقای خامنه‌ای بخواهد واکنش شدیدی نشان دهد چهره واقعی خودش رو آشکار خواهد کرد. نبایستی اجازه داد که آقای خامنه‌ای از این جریان قصر در بره و بایستی حداقل روی دیکتاتورش رو آشکار کرد..

۳-بدنه مؤمن و معتقد نیروهای مسلح رو از آقای خامنه‌ای جدا می‌کند. از آن مهم تر تقابل بین روحانیون بلند پایه و رهبر ایجاد می‌کند و جایگاه آقای خامنه‌ای رو تضعیف می‌کند. کاملا محتمل است که این کار وضعیت آقای هاشمی رو تقویت کنه که در نهایت به نفع کشور است.

۳-از همه مهمتر یک بار و برای همیشه مشروعیت آقای خامنه‌ای رو خدشه دار و حتی بی‌ اعتبار می‌کند و سبب میشود مردم با انگیزه بیشتر به مبارزات خود ادامه دهند.

۴- در صورت شکست اعتراضات مدنی آقایان کروبی و موسوی در احزاب خود خواهند توانست در مورد تغییر قانون اساسی‌ و حذف رهبری حرف بزنند و یک اپوزوسیون واقعی را رهبری کنند.

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home