دوشنبه، خرداد ۲۵، ۱۳۸۸

برای ناباورها به تقلب

عده‌ای که کم‌شمار هم نیستند، حتی از میان کسانی که به موسوی یا کسی غیر از احمدی‌نژاد رأی داده‌اند، بر اساس تبلیغات بی‌امان تلویزیون و رسانه‌های حکومتی دیگر و به پشتوانهٔ برخی مشاهدات خودشان، هنوز اعتقاد ندارند که تقلب عمده‌ای در نتایج انتخابات جمعهٔ گذشته صورت گرفته‌باشد و حتی کسانی از رأی دادن به موسوی پشیمانند و فکر می‌کنند بازی خورده‌اند. واکنش فوری و ناخودآگاه همچو منی در برابر این افراد، خشم شدید است. اما در این نوشته، باوری را که تا این لحظه به آن رسیده‌ام (تقلّب اساسی در انتخابات و بلکه نشمردن آراء و اعلام نتایجی پیش‌ساخته) را ثابت‌شده فرض نمی‌کنم و سعی می‌کنم دلایلی را که برای این باورم دارم، بیان کنم:
  1. این نمودار که خودم با آمار رسمی اعلام شده در ایرنا تهیه‌اش کرده‌ام، از روشن‌ترین دلایل است. فایل داده‌ها را هم با آدرس منبع‌های اصلی در این‌جا گداشته‌ام. چه طور باور می‌کنید که نتایج یک رأی‌گیری عمومی که به تدریج با مشخص شدن آراء در مناطقی بسیار متفاوت باید معلوم شود، این‌چنین خطی و منظم باشد؟ قبول ندارید که درصد رأی نامزدها در تهران با شهرستان‌ها، در شهرها با روستاها و در داخل کشور با خارج از آن تفاوت زیادی دارد؟
  2. شمارش چند میلیون رأی در یکی دو ساعت و اعلام نتایج شعب را باور می‌کنید؟ تیتر زدن کیهان و فارس پیش از اعلام قطعی نتایج به نظرتان مشکوک نیست؟
  3. قطع سیستم SMS در کشور، فیلتر شدن سایت‌های رقیبان احمدی‌نژاد، اخراج شدن نمایندگان رسمی و قانونی آن‌ها از شعب، حبس خانگی موسوی و کروبی، سکوت بی‌سابقهٔ مراجع عمدهٔ قم (مانند مکارم شیرازی و جوادی آملی)، «مانور» پلیس بلافاصله پس از رأی‌گیری، دست‌گیری صد نفر از فعالان سیاسی و روزنامه‌نگاران طرف‌دار موسوی و کروبی، طرد ناگهانی هاشمی رفسنجانی توسط آقای خامنه‌ای و چندین حرکت دیگر، آیا هیچ کدام شما را حتّی ظنین به تقلب گسترده نمی‌کند؟
  4. باور می‌کنید کسی مانند احمدی‌نژاد با سابقهٔ طولانی‌اش در قانون‌شکنی، بی‌انظباطی مالی (اگر نگوییم فساد مالی) و دروغ‌های شاخ‌داری مانند هالهٔ نور، نقشه‌های ترور و ربوده شدنش، کشف انرژی هسته‌ای در زیرزمین توسّط دختری نوجوان، پیش‌بینی قاطع ارزان نشدن نفت به زیر صد دلار، پیش‌بینی انتخاب نشدن اوباما و حمایت مفتضحش از علی کردان و ده‌ها مورد ننگین دیگر، طرف مُحق و بی‌گناه این قائلهٔ فعلی باشد و موسوی که بیست سال از دایرهٔ اصلی قدرت کناره گرفته‌بود، و کروبی که یک‌تنه آن همه خطر کرد برای حقوق مردم، و محسن رضایی که تاکنون طرف اعتماد هر دو رهبر بوده‌است، هر سه به دروغ بگویند که نتایج نادرست است؟ با چنین فرضی بهتر نبود که اساساً انتخاباتی صورت نگیرد؟ اگر احمدی‌نژاد واقعاً در این شرایط طرف راست ماجرا باشد و چهار سال دیگر هم دولت را در دست بگیرد، چهار سال دیگر از کجای این نظام می‌شود دست‌کم دو آدم قابل وثوق پیدا کرد برای برگزاری رقابت انتخاباتی؟
  5. رفتار و گفتار احمدی‌نژاد را نمی‌بینید؟ آدم‌شناس نیستید؟ این رفتار یک شخص صالح است؟
  6. به قول داریوش محمدپور، منطق ایجاب می‌کند که اگر اکثریت، خواهان انتخاب مجدد دولت فعلی باشند، مشارکت پایین باشد، چرا که نگرانی زیادی دربارهٔ انتخاب شدن دولتی که در قدرت است وجود ندارد. شما باور می‌کنید که ۸۵ درصد مردم رأی داده‌اند، عمدتاً با انگیزهٔ انتخاب مجدد احمدی‌نژاد؟
  7. باز هم به قول داریوش محمدپور، «سيزده میلیون برگ رأی اضافه چاپ شده است و هيچ کس هنوز توضیح نداده است این برگ‌ها کجا رفته‌اند و چه بر سرشان آمده است.». این برای شما شک‌برانگیز نیست؟
  8. این پست از ایمایان را هم اگر دوست دارید بخوانید. نظرتان چیست؟
  9. باور می‌کنید که شمار رأی‌های کروبی کمتر از شمار آراء باطله و تعداد رأی‌های کروبی و محسن رضایی هر کدام زیر یک میلیون باشد؟ تعبیر خود کروبی هوشمندانه است که تعداد آراء اعلام‌شده‌اش را با رأی‌شماری مجلس مشروطه قیاس می‌کند، آن‌جا که رأی خود مدرس به خودش را هم نشمردند.
دلایل بسیار دیگری هم می‌توان برشمرد. به نظر من اگر خیلی بخواهم برای تشکیک در سلامت انتخابات خوددار باشم، دو سه مورد از دلایل بالا کافی است. حتّی اگر احمدی‌نژاد رأی اکثریت را می‌داشت، با چنین تقلّبی مشروعیتش را از دست می‌داد.

من این‌جا در کانادا در این شهر آرام و زیبا نشسته‌ام و تا همین سه روز پیش از زندگی لذّت می‌بردم. تا کمتر از یک سال پیش هم در ایران بودم و از کارهای احمدی‌نژاد کم آسیب ندیده‌ام. فقط یک قلمش این که ویزای دانشجویی گرفتن از سفارت کانادا (با مدارک کامل و پذیرش خوب) بیش از ۹ ماه برایم طول کشید و ۹ ماه خودم و نزدیکانم شکنجه کشیدیم. امّا الآن همان حسّی را دارم که وقتی کیف مادرم را زدند، یا وقتی با موتور تصادف کرد، داشتم. من حس می‌کنم به حریم زندگی من تجاوز شده. حسّی که دارم، فوق‌العاده بد است. حس می‌کنم چیزی که همیشه در اخبار می‌شنیدیم و فکر می‌کردیم برای ما رخ نخواهد داد (به بهای تحمل کردن همه جور مصیبت منحصربه‌فرد دیگر)، حالا برای خود ما رخ داده. ایرانی که مغول‌ها و افغان‌ها و اعراب مهاجم وحشی را هضم کرد و آدم ساخت، حالا خودش بدتر از آن‌ها را ساخته و اسیرش شده. این پیکری که سالم بود و منبع سلامتی، حالا سرطان به جانش افتاده.

هر کس به هر دلیلی به احمدی‌نژاد رأی داده، رأیش برای من محترم است، امّا به دلایلی که برشمردم و به چندین دلیل دیگر که ننوشتم، یک لحظه هم باور نمی‌کنم که احمدی‌نژاد رأی اکثریّت را داشته‌باشد. به هر کس هم که چنین تصوّری دارد، با همین بیان نصفه و نیمه‌ام می‌گویم که این شواهد را ببین و قضاوت کن. انصاف داشته‌باش. اگر او تقلّب کرده و تو جانبش را بگیری یا حتّی ساکت بمانی، به سهم خودت شریکی در بدکرداری او.

چرا این‌ها را می‌نویسم؟ چون هواداران احمدی‌نژاد را اهریمن نمی‌دانم. شما که طرف این آقا را می‌گیرید، دلایلی برای خودتان دارید که پاره‌ای را می‌دانم و شاید شماری را هم ندانم. امّا از دید من و بسیاری دیگر، تقلّب چنان گسترده و سهم‌گین بوده که مرتکبش هر که باشد، شایستگی قدرت و امانت را ندارد. حرف من این است که شما اگر به احمدی‌نژاد هم رأی داده‌باشید یا مدافعش باشید، با دیدن چنین خیانتی تکلیف اخلاقی دارید که طردش کنید.

فکر می‌کنم صحبت کردن با هواداران احمدی‌نژاد در این روزها یکی از مهم‌ترین کارهایی است که باید انجام دهیم. حقیقت را اگر درست بیان کنیم، کار خودش را می‌کند و دور دروغ‌گو خالی می‌شود. مردمی که جانب احمدی‌نژاد را می‌گیرند مثل خود ما هستند. انسانند و اشتباه می‌کنند، مانند همه. بدسرشت دانستن آن‌ها شرط خرد نیست و فقط به خشونت دامن می‌زند.

از همین راه دور هر کار بتوانم می‌کنم که ایران کشوری دیکتاتوری نشود. من نمی‌دانم چه برآیندهایی از حرکت‌های این روزهای ما ممکن است به دست آید، امّا ایمان دارم که باید فعال باشیم و بهترین کاری را که به ذهنمان می‌رسد انجام دهیم. در آغاز و انجام به خدا پناه می‌برم از این ستم آشکار.
_________________________________
ترجمهٔ انگلیسی این نوشته (با کمی جرح و تعدیل) در بالاترین

برچسب‌ها: , , ,

7 Comments:

At دوشنبه, خرداد ۲۵, ۱۳۸۸ ۴:۲۲:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous ناشناس said...

برای چنين انتخاباتی می‌شد از ناظرهای بی‌طرف بين المللی استفاده کرد. حساسيت شدید آقا(!) به این مسئله گویا است

 
At دوشنبه, خرداد ۲۵, ۱۳۸۸ ۵:۰۸:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous saam said...

دوستان عزیز،

تجمع و راهپیمایی امروز ساعت ۴ به قوت خودش باقی‌ است. اینکه این راهپیمای لغو شده شایع است و به نظر میرسه که برخی‌ سایتهای هوادار آقای موسوی (مثل کلمه و قلم نیوز) هک شده‌اند. خواهشن امروز ساعت چهار خودتون رو به میدون انقلاب برسونین. همراه خودتون پلاکارد هم بیارین که روی اون نوشته باشید که خواستار ابطال انتخابات هستید.

 
At دوشنبه, خرداد ۲۵, ۱۳۸۸ ۷:۱۸:۰۰ قبل‌ازظهر, Blogger Pedram Rahimi said...

این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.

 
At دوشنبه, خرداد ۲۵, ۱۳۸۸ ۸:۳۶:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous شادی said...

مرسی خیلی خوب بود. من هم دقیقا حال کسی را دارم که شریک بهش خیانت شده. بقول یکی این دیگر توهین به حماقتمان است!

 
At دوشنبه, خرداد ۲۵, ۱۳۸۸ ۹:۲۰:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous saam said...

http://ankabut.blogspot.com
آیا این بار می/
‎‌توان از میدان انقلاب به خیابان آزادی رسید؟

موسوی تسلیم خامنه‌ای نشد: با آن که از دیشب تلفنی خبر داده بود که تحت‌الحفظ است امروز خبر دیدارش با خامنه‌ای را تیتر یک زده‌اند رسانه‌های حکومت (یعنی برده‌اند اش آن‌جا؛ که ضعف آقا مشخص است) آقا با تأکید بر «لزوم حفظ آرامش و متانت» فرموده اند که «به یاری پروردگار انتخابات با اتقان، صحت و آرامش خوبی برگزار شد» و خب حالا هم «شما هم مسائل مورد نظر را از طریق قانونی پیگیری کنید»! ببخشید اما انگار به کسی تجاوز کنند و بعد بگویند حالا متانت‌ات را حفظ کن وبعد هم که کارشان تمام شد بگویند به یاری پروردگار حال خوبی کردیم و شما همبرو پلیس بیار که البته اون هم شیتیل بگیر خودمه! موسوی هم البته کوتاه نیامده و همین رفتن برای حفظ آرامش را بهانه کرده.

مهدی جامی: «دیدار خامنه ای و موسوی وقتی ارزش سیاسی دارد که تمام بازداشتها متوقف شود و تمام فشارها بر رسانه های مستقل تمام شود و پلیس از خیابانها جمع شود تا بتوان در فضای غیر امنیتی شورای نگهبان را داور کرد. تحت رژیم کودتا نمی توان دل به وعده رسیدگی قانونی بست.»

اصلاً بحث رسیدگی که هیچ، بحث مبارزه ی قانونی هم انحرافی است. کدام قانون؟ قانون ولایت مطلق که پارادوکسیکال است، قانون است برای نفیِ قانون. با کسی که پیشاپیش شرط می کند که من هر وقت خواستم پیمان شکنی می کنم که نمی توان پیمان بست.

در وضعیتی که قانون از خشونت علیه هر شهروندی حمایت می‌کند نکته‌ی مهم مسالمت‌آمیز بودن مبارزه است نه قانونی بودن‌اش.

از داریوش محمدپور، از عماد خاتمی فرزند سید محمد خاتمی: وب سایت خاتمی هک شده بود. پیام دعوت به آرامش جعلی بود. موسوی، خاتمی و کروبی برای جلوگیری از برخورد با مردم راهی میدان انقلاب شده اند.

توئیتر کرباسچی: کرباسچی: امروز ساعت 4در تجمعی آرام و مسالمت آمیز و دور از خشونت در کنار آقای موسوی و کروبی شرکت کنید.

توصیه به شرکت کنندگان در راهپیمایی: با دوستان خود حرکت کنید و از یکدیگر دور نشوید و در صورتی که از آنها خبر نشد مفقود شدن اون را اطلاع دهید. حتما با خود کبریت یا فندک، سیگار جهت برطرف کردن اثرات گاز اشک آور همراه داشته باشید.

‌می‌گویند نفس‌ات از جای گرم در می‌آید. از دور دستی بر آتش داری و مردم را شیر می‌کنی. می‌گویم کاش الان تهران بودم نه پای این قوطی لعنتی. میدان انقلاب با هم فلافل هم می‌خوردیم. من چیزی نمی‌گویم. کسی که شما را دعوت کرده به راهپیمایی خودش راهی است. او را که نمی‌توان گفت از دور دستی بر آتش دارد. خودش وسطِ آتش است

 
At دوشنبه, خرداد ۲۵, ۱۳۸۸ ۴:۲۲:۰۰ بعدازظهر, Anonymous ناشناس said...

این پست شما به انگلیسی ترجمه شد و در بالاترین انگلیسی قرار گرفت:

http://en.balatarin.com/2009/06/15/for-those-who-don%E2%80%99t-believe-the-fraud-in-election/#more-31

 
At سه‌شنبه, خرداد ۲۶, ۱۳۸۸ ۴:۰۴:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous ناشناس said...

خبر فوری:تجمع 26 خرداد در میدان ولی عصر با آرامش و سکوت و یک شاخه گل ساعت 17

توطئه بر هم زنندگان سکوت را خنثی کنید
با مخالفان مردمی درگیر نشده و تحت هر شرایطی از جمعیت جدا نشوید.

برای مقابله با موج سبزما" ایرنا:دعوت به تجمع حامیان احمدی نژاد در ساعت 15 در ولیعصر"




آقای مهندس موسوی با اعلام تجمع 26 خرداد در میدان ولی عصر از مردم خواستند که عظمت حضور پر صلابت و آرام خود را فردا در میدان ولی عصر به آشوب طلبان و جنگ طلبان داخلی و بین المللی نشان دهند.
وی ضمن اعلام آمادگی برای شرکتدر انتخابات مجدد خاطر نشان کرد که از آرای مردم تا آخرین توان خود صیانت خواهد کرد.

این خبر حاکی است که مردم امروز با نشان دادن شعور بالا و درک عمیق سیاسی خود بر هم زنندگان نظم و آشوب طلبان منافق را که خود را با "لباس شخصی" در بین جمعیت پنهان کرده بودند، طرد و توطئه آنان را عقیم گذاشتند.

این مسئله تا حدی بود که بغض آنها بدلیل عدم توفیق آنها در ایجاد در گیری و اغتشاش برای اطلاق توطئه براندازی و آشوب طلبی به راهپیمایان باعث شد تا ناشیانه از بالای ساختمانی در خیابان نوریاب نزدیک میدان آزادی به تیراندازی و مجروح و شهید کردن هموطنان شریف بپردازند.

در همین جا از این فرزندان فریب خورده حاکمان زر و تزویر و هم مذهبان غیر ایرانی مسلمان درخواست می‌کنم تا وجدان خود را قاضی کرده و بدور از هیاهوی زور گویان و تمامیت طلبان و دنیامداران بدانند که با فرزندان، برادران، مادران و خواهران خود چنین نکنند و آنها را به خاک و خون و نکشند و به کمک حاکمان تزویر و دنیا خواهانِ دوزخ مکان به ظاهر اسلام‌پرست مقام بسیج و ولایت را آلوده نساخته و به خود و به مردم بازگردند.

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home