چهارشنبه، خرداد ۲۰، ۱۳۸۸

جوگیری رسمی

به کارهای عادی روزمره‌ام نمی‌رسم. آن قدر حجم تولید محتوا در این روزها زیاد شده و هیجان به قدری بالا گرفته که نمی‌توانم تمرکز داشته‌باشم بر کارهای معقول و معمولی. و تازه من در تهران و ایران نیستم و این جوری هستم. وای به حال دانش‌جوها در این روزهای ایران.
راست گفته آن که شور و شعور را در تقابل با هم دانسته.

برچسب‌ها: , ,

2 Comments:

At پنجشنبه, خرداد ۲۱, ۱۳۸۸ ۳:۳۳:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous جیران said...

دقیقا چون گفتی از قالب قبلی خوشت نمیاد نظرت رو مبنا قرار دادم.
حتی من که رای نمی دم هم داشتم فکر میکردم باید یه راهی پیدا کن فردا صبح سرم گرم شه که از اضطراب نمیرم...

 
At پنجشنبه, خرداد ۲۱, ۱۳۸۸ ۵:۰۰:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous کیمیاگر said...

تو توی کانادا اون وضعته. ما دانشجوهای بدبخت که حتی شبا نریم توی خیابون اوضاعمون حسابی خرابه. فکر کنم این ترم یکی دو تا درس رو بیوفتم یا حذف کنم (:

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home