یکشنبه، خرداد ۱۰، ۱۳۸۸

در دادگاه رخ داده

گفتگوهای زیر از کتابی به نام Disorder in the American Courts نقل شده‌اند و متن انگلیسی‌شان را این‌جا می‌توانید بخوانید. این‌ها نمونه‌هایی از محاوره‌هایی است که واقعاً در دادگاه‌های آمریکا رخ داده و بعد توسط گزارش‌گران نقل شده‌اند.


وکیل مدافع: آیا شما فعالیت جنثی دارید؟
شاهد: نه، من فقط آن‌جا دراز می‌کشم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وکیل مدافع: این داروی myasthenia gravis، آیا اصلاً اثری بر حافظهٔ شما دارد؟
شاهد: بله.
وکیل مدافع: و به چه اَشکالی بر حافظه‌تان اثر می‌گذارد؟
شاهد: (چیزها را)فراموش می‌کنم.
وکیل مدافع: فراموش می‌کنید؟ می‌توانید نمونه‌ای از چیزی را که فراموش کرده‌اید برای ما بگویید؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این یکی را باید به انگلیسی بخوانید. voodoo به معنی جادوگری است:
ATTORNEY: Do you know if your daughter has ever been involved in voodoo?
WITNESS: We both do.
ATTORNEY: Voodoo?
WITNESS: We do.
ATTORNEY: You do?
WITNESS: Yes, voodoo.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وکیل مدافع: خوب دکتر، آیا این صحت ندارد که وقتی شخصی در خواب می‌میرد، تا صبح روز بعد متوجّه این مسأله نمی شود؟
شاهد: شما واقعاً در امتحان وکالت قبول شده‌اید؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وکیل مدافع: جوان‌ترین فرزند، همان که بیست و یک ساله است، او چند سال دارد؟
شاهد: بیست. مثل آی-کیوی تو.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وکیل مدافع: پس روز لقاح جنین هشتم آگوست بود؟
شاهد: بله.
وکیل مدافع: و آن موقع شما داشتید چه کار می‌کردید؟
شاهد: دراز کشیده بودم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وکیل مدافع: او سه فرزند داشت، درست است؟
شاهد: بله.
وکیل مدافع: چند تای آن‌ها پسر بودند؟
شاهد: هیچی.
وکیل مدافع: هیچ کدام دختر بودند؟
شاهد: عالی‌جناب، فکر کنم یک وکیل مدافع دیگر لازم دارم. می‌توانم یک وکیل دیگر بگیرم؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وکیل مدافع: ازدواج اوّل شما چگونه خاتمه پیدا کرد؟
شاهد: با مرگ.
وکیل مدافع: و با مرگ چه کسی؟
شاهد: حدس بزن.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وکیل مدافع: می‌توانید آن شخص را توصیف کنید؟
شاهد: قدش متوسط بود و ریش داشت.
وکیل مدافع: مرد بود یا زن؟
شاهد: اگر آن موقع سیرکی در شهر نبوده، به نظرم مرد بوده.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وکیل مدافع: آیا حضور شما امروز صبح در این‌جا در پی آگهی استشهادیه‌ای است که برای وکیل مدافع‌تان فرستادم؟
شاهد: نه، من وقتی می‌خواهم بروم سر کار این جوری لباس می‌پوشم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وکیل مدافع: دکتر، چند تا از کالبدشکافی‌های‌تان را بر روی آدم‌های مرده انجام داده‌اید؟
شاهد: همه‌شان را. با زنده‌ها زیادی باید کلنجار رفت.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وکیل مدافع: تمام پاسخ‌های شما باید شفاهی باشد، خوب؟ شما به کدام مدرسه رفته‌اید؟
شاهد: شفاهی.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وکیل مدافع:آیا زمانی را که به بررسی جسد پرداختید به یاد دارید؟
شاهد: کالبدشکافی حدود ساعت ۸:۳۰ شب آغاز شد.
وکیل مدافع: و آقای دنتون در آن موقع مرده‌بود؟
شاهد: اگر هم نه، وقتی کارم را تمام کردم حتماً مرده‌بود.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
وکیل مدافع: شما صلاحیت دادن نمونهٔ ادرار را دارید؟
شاهد: شما صلاحیت پرسیدن این سؤال را دارید؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و آخرین نمونه:


وکیل مدافع: دکتر، پیش از انجام دادن کالبدشکافی، آیا وجود علائم حیاتی را چک کردید؟
شاهد: نه.
وکیل مدافع: آیا فشار خون را چک کردید؟
شاهد: نه.
وکیل مدافع: چک کردید که آیا تنفس دارد یا نه؟
شاهد: نه.
وکیل مدافع: پس، ممکن است که وقتی کالبدشکافی را شروع کردید مصدوم زنده بوده‌باشد؟
شاهد: نه.
وکیل مدافع: چه طور می‌توانید این قدر مطمئن باشید دکتر؟
شاهد: چون مغزش در یک شیشه روی میزم بود.
وکیل مدافع: متوجهم، با این حال آیا ممکن است که مصدوم هنوز زنده بوده باشد؟
شاهد: بله، شاید هنوز زنده بوده و کار حقوقی می‌کرده.

برچسب‌ها: ,

8 Comments:

At دوشنبه, خرداد ۱۱, ۱۳۸۸ ۲:۳۶:۰۰ بعدازظهر, Blogger Leyla said...

خیلی خوب بود

مسی

 
At سه‌شنبه, خرداد ۱۲, ۱۳۸۸ ۱۲:۵۶:۰۰ بعدازظهر, Anonymous غزل said...

آقا رسمن شب ما رو ساختی حالی بردیم بس عظیم.

 
At سه‌شنبه, خرداد ۱۲, ۱۳۸۸ ۴:۰۵:۰۰ بعدازظهر, Blogger mohsen said...

خیلی باحال بود. لااقل از پست های غیرقابل تحمل سیاسیتان بهتر بود.

 
At سه‌شنبه, خرداد ۱۲, ۱۳۸۸ ۱۱:۱۴:۰۰ بعدازظهر, Anonymous سولوژن said...

عالی بود! (:

 
At دوشنبه, خرداد ۱۸, ۱۳۸۸ ۵:۴۹:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous ناشناس said...

من که چیزی نفهمیدم.منظورشو نفهمیدم

 
At جمعه, مرداد ۰۸, ۱۳۸۹ ۸:۰۵:۰۰ قبل‌ازظهر, Blogger الهام - روح پرتابل said...

یعنی محشر بود
خنده واقعی کردم نه فقط لبخند

این عزیزمون ناشناس بنده خدا اوضاعش خرابه ها، کلاً ماجرا رو نگرفته!

 
At جمعه, مرداد ۰۸, ۱۳۸۹ ۱۰:۱۶:۰۰ قبل‌ازظهر, Blogger مصطفا said...

فوق العاده بود

 
At یکشنبه, مرداد ۱۰, ۱۳۸۹ ۱:۵۱:۰۰ بعدازظهر, Anonymous ناشناس said...

KHEYLI KHOB BOD , VAGHAN SHADI AFARIDI MAKHSOSAN BA ON GHALATE EMLAIYE AVALE MATN KE KOLI KHANDIDAM.

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home