جمعه، اردیبهشت ۲۵، ۱۳۸۸

NEXT PLEASE

صبحها اولین کاری که می‌کنم پیش‌بینی وضع هوا است. ساکنین تورنتو راه‌های پیشرفته‌ای برای اطلاع از چند و چون هوا دارند اما من مسافر هستم و حوصله‌ی سر زدن به سایت هواشناسی یا دیدن اخبار تلویزیون را ندارم و ترجیح می‌دهم از روش‌های ساده‌تر استفاده کنم یعنی هر صبح پنجره‌ی اتاقم را باز کنم و نگاهی به آسمان و بعد به سر و وضع رهگذران بیندازم. مثل همیشه هوا خنک است، زمین خیس است و آسمان ابری است و گاهی آفتاب از لابه‌لای ابرها خودی نشان می‌دهد و به سرعت پنهان می‌شود، تکلیف‌مان را روشن نمی‌کند. به مردمی که آن پائین از چهارراه کوچک کنار هتل می‌گذرند نگاه می‌کنم. یک نفر با کت زمستانی می‌گذرد و چتر بسته‌ای به دست دارد، که تفسیرش این است: هوا خیلی سرد نخواهد شد اما باران خواهد بارید. نفر بعدی پالتوی بزرگی پوشیده شبیه به آن‌هایی که اسکیموها می‌پوشند با کلاه خز و آستین‌های پف‌کرده، دستکش به دست دارد و چکمه‌های بلند لاستیکی به پا اما چتر به همراه ندارد، که تفسیرش این است: بارندگی در کار نیست اما هوا در طول روز به تدریج سردتر از انتظارمان خواهد شد و احتمال جاری شدن سیل و سقوط بهمن وجود دارد. نفر سوم با یک لا پیراهن آستین‌کوتاه و شلوارک و صندل از چهارراه می‌گذرد که بالطبع باید این‌طور تفسیر شود: امروز هوا عالی و آفتابی است و همان‌طور عالی و آفتابی باقی می‌ماند! از پیش‌بینی وضع هوا که ناامید می‌شوم پنجره را می‌بندم...

________________________________________________

کلاه قرمزي هم اين را فهميده بود

کلاه قرمزي مال نسل ماست. ما بچه مدرسه اي هاي دهه شصت بوديم که کلاه قرمزي را در اوايل دهه هفتاد ‏و در گذر از مرز 18 سالگي از آن خود کرديم. ما بوديم که به بزرگتر هايمان اين شجاعت را داديم که پاي ‏برنامه صندوق پست بنشينند و از آن لذت ببرند. ما که در کودکي، برنامه هاي عروسکي افسردگي آوري چون ‏کار و انديشه، چاق و لاغر و هادي و هدي را تحمل کرده بوديم، در سن بلوغ و دانشگاه قدر کلاه قرمزي را ‏بيش از هر کس ديگري مي دانستيم.


برچسب‌ها: ,

1 Comments:

At شنبه, اردیبهشت ۲۶, ۱۳۸۸ ۱:۵۸:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous sm4433 said...

روش جالبیه..............

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home