دوشنبه، اردیبهشت ۲۱، ۱۳۸۸

آزادی صابری

وقتی مهدی جامی نوشته‌بود «من اطمینان دارم که رکسانا صابری مانند هاله اسفندیاری و کیان تاجبخش و علی شاکری پس از مدتی کوتاه آزاد می شود»، به درستی پیش‌بینی‌اش شک داشتم و راستش هنوز هم باورم نمی‌شود روشی برای پیش‌بینی رفتار حکومت ما در این جور موارد وجود داشته‌باشد.

امّا خوب، حالا که شکر خدا خانم صابری را آزاد کردند، روسیاهی مضاعف به ذغال ماند. هرچه باشد، هیچ حکومتی منطقاً نباید یک جاسوس را به این سادگی‌ها رها کند، آن هم حکومت ما. همان قدر که اتّهام جاسوسی زدن به یک خبرنگار ساده توجیه‌ناپذیر و مضحک بود، آزاد کردنش در این زمان ویژه هم باز دروغی بودن اتّهام و ناروائی آن حکم را نشان داد.

اگر فرضاً صابری خبرنگار فارس بود و در یک کشور اروپایی به هر اتّهامی زندانی و بعد آزاد می‌شد، لابد کیهان و فارس تیتر می‌زدند: انّ اللّه مع الصّابرین. ما این کاره نیستیم، امّا فکر می‌کنم شیوه‌ی مبارزه‌ی تمام کسانی که برای آزادی صابری تلاش کردند، از جمله خود او، و البته موقعیّت‌شناسی آن‌ها، باید به عنوان تجربه‌ای مفید در ذهن‌ها بماند.

نامه‌ی دکتر زیباکلام به رئیس قوّه‌ قضائیه را به نظرم باید در مسیر آزادی صابری بسیار مهم دانست، مخصوصاً جنبه‌ی پیش‌گیرانه‌ی آن در مورد نوارسازی از او:
می رسیم به "اعترافات" و "اقرارهای" وی که ممکن است یکی از این شب‌ها زینت بخش تلویزیون‌هایمان هم شود. همانطور که اعترافات هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو و... را شاهد بودیم. زندان اوین چنان عظمت و شکوهی دارد که خیلی از غولها را به آسانی تشویق و ترغیب به اقرار و اعتراف می‌نماید. چه رسد به رکسانا صابری که شخصیتی بسیار معمولی دارد و در مملکتی غریب زندگی می‌کرد. اوین که جای خود دارد، رکسانا صابری که بنده می‌شناسم اگر حتی یک شب در کلانتری نزدیک منزلشان هم به سر می‌برد، احتمالاً صبح به بسیاری از جرم‌ها و گناهانش اعتراف می‌کرد.

رکسانا صابری خوش‌اقبال بود که تابعیّت دوگانه داشت و حامیانی نیرومند. بسیار کسان دیگر مانند او هنوز زندانی‌اند و بی‌بهره از این معجون خوش‌شانسی. اگر نمی‌توانیم کاری برای‌شان بکنیم، لااقل در این هنگام شادمانی به آن‌ها هم بیاندیشیم.

آزادی‌ات مبارک باشد خانم صابری.

برچسب‌ها: , ,

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home