جمعه، اردیبهشت ۱۸، ۱۳۸۸

سلب و ایجاب

وقتی مردم ایران داشتند انقلاب می‌کردند، همه می‌خواستند شاه نباشد و همین محور وحدت بود. این جور که معلوم است، کسی زیاد به فکر این نبود که بعد از شاه مملکت را چه کسی و چگونه اداره کند.
وقتی مردم داشتند به خاتمی رأی می‌دادند، می‌خواستند ناطق نوری نباشد، امّا در ضمن می‌خواستند خاتمی باشد.
وقتی همه به دائی فحش می‌دادند که به تیم ملّی گلاب زده، ظاهراً همه می‌خواستند دائی (فعلاً) نباشد. امّا زیاد کسی به فکر نبود که این دائی که رفت کدام عمو بیاید. نتیجه‌اش لااقل در آن مقطع آمدن مایلی‌کهن شد.
این‌ها را گفتم که بگویم کافی نیست نبودن یک چیز یا شخص نامطلوب را بخواهیم. باید در ضمن بدانیم که اگر این نبود، به جایش چه چیزی باشد و آن چیز باید یک گزینه‌ی واقعی و در دسترس باشد. ظاهراً تجربه‌ی دوران اخیر ما هم این را می‌گوید که ایجابی بودن خیلی بهتر از سلبی بودن مطلق است.

حالا خیلی‌ها که موسوی یا کروبی را زیاد قبول ندارند، می‌گویند بیایید به این یا آن یکی رأی بدهید که عجالتاً از این شرّ بزرگ خلاص شویم. ظاهراً آقای کروبی هم همین را گفته‌است که مهم‌ترین اولویّت در حال حاضر رأی نیاوردن احمدی‌نژاد است (شاید می‌خواسته بعدش بگوید حتّی اگر به قیمت انتخاب شدن من باشد، که مشاوران و اصحابش نهیب زده‌اند.).

این روزها زیاد در جریان جنب و جوش‌های انتخاباتی ایران نیستم، امّا همین قدر را می‌دانم که (بر اساس قرائن) هیچ یک از این دو نفر آقایان (کروبی و موسوی) دامنی پاک از خون‌ریزی‌های دهه‌ی ۶۰ ندارند. معتقدم که خون به ناحق ریخته‌شده بالأخره خون‌ریز را گرفتار می‌کند. در عین حال همان طور که قبلاً هم این‌جا نوشته‌ام، انتخاب سیاسی را همیشه انتخاب میان بد و بدتر می‌دانم. بالأخره محکومیم یا به انتخاب کردن یا به مفعول و منفعل شدن.
بر همین اساس هم هنوز مردّد هستم که به کدام یک رأی بدهم: موسوی یا کروبی. هیچ کدام را آدم مطلقاً صالحی نمی‌دانم. نظرم فعلاً به موسوی بیشتر متمایل است، امّا باید بیشتر دید و شنید و بیشتر تأمّل کرد.

خیلی‌ها را هم می‌بینم که در انتخابات قبلی ریاست‌جمهوری به احمدی‌نژاد رأی دادند و الآن غمگین و پلاسیده می‌گویند دیگر رأی نمی‌دهیم. دوست دارم صمیمانه به این‌ها فحش بدهم. آن موقعی که شما موجودات بی‌تمیز نباید رأی می‌دادید، دور قبل بود، نه حالا. خون با خون پاک نمی‌شود، امّا رأی با رأی پاک می‌شود. من اگر دستم به صندوق برسد، رأی می‌دهم و همه کس دیگر را هم به رأی دادن فرا می‌خوانم، حتّی اگر واقعاً فکر می‌کند باید به احمدی‌نژاد رأی بدهد.

برچسب‌ها: , ,

2 Comments:

At یکشنبه, اردیبهشت ۲۰, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۶:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous ناشناس said...

واقعا فکر میکنی بین این اوباش با کمی اختلاف در ظاهر، کسی مناسب پیدا میشه؟در ضمن اونهایی که قصد دارن رای ندن لزوما دور قبل به ا-ن رای ندادن.

 
At یکشنبه, اردیبهشت ۲۰, ۱۳۸۸ ۹:۵۵:۰۰ بعدازظهر, Blogger Mostafa said...

به ناشناس:
فکر کنم از نوشته‌ی من معلوم است که خود عمل انتخاب کردن را لازم می‌دانم، هرچند بین گزینه‌هایی که هیچ کدام کاملاً مطلوب نیستند.
و باز هم فکر می‌کنم از نوشته‌ام معلومه که گفته‌ام بعضی از آنها که به احمدی‌نژاد رأی دادند این دور می‌خواهند رأی ندهند، نه این که هر کس می‌خواهد رأی ندهد حتماً دور قبل به احمدی‌نژاد رأی داده.
با این حال ممنونم از نظر شما.

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home