پنجشنبه، اردیبهشت ۳۱، ۱۳۸۸

سروش

آقای دکتر سروش، از شما ممنونم. این که مغضوب کیهان و صدا و سیما و رسانه‌ها و محفل‌های مشابه هستید، شاید یک دلیل عمدهٔ محبوبیت شما بود. از گذشته‌ای که به نظر من هیچ وقت قابل دفاع نبوده، خوب دفاع کردید. خودتان را لو دادید.

همچنان شما را در حوزهٔ کاری خودتان آدم مهم، قدرت‌مند و حتّی قابل احترامی می‌دانم، امّا فقط و فقط در همان حوزه. نامهٔ شما در پاسخ به سخنان محمود دولت‌آبادی به نظر من بیش از هر چیز نشان داد که یا قدرت دیدن اشتباه گذشته‌تان را ندارید، یا از اعتراف به آن سخت واهمه دارید. شما باعث شدید احترام من برای صادق زیباکلام خیلی بیشتر شود، چون او جرأت اعتراف کردن به اشتباهش را داشت و معذرت هم خواست. من قطعاً او را می‌بخشایم و شما را نه. دست شما اگر به خون آغشته نباشد، حتماً به خاکستر کتاب آلوده است.

خودمانیم آقای سروش، اگر حرف هر کس را با قدّش بسنجیم، نامهٔ شما بهتر از نامهٔ محمّد مایلی‌کهن نبود.
شما آدم دانش‌مندی هستید، و دشمنانی دارید که آدم‌های بدی هستند. با وجود همهٔ این‌ها، خودتان آدم خوبی نیستید. شما مقصّرید، بی‌ادبید و قلدر. با نثر تیز و ذهن چالاک و کلام روان‌تان زور می‌گویید، چنان که وقتی در حلقهٔ قدرت بودید با اهرم‌های دیگری هم زور گفتید. شما گناه‌کارید. خدا همهٔ ما را هدایت کند.

برچسب‌ها: , ,

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home