یکشنبه، اردیبهشت ۲۷، ۱۳۸۸

بنده‌ی حقیر سراپا تقصیر خیلی خفنم

حضرت آيت الله بهجت از مرحوم آقا شيخ محمد حسين اصفهانى نقل مى کردند که فرموده بودند: من سيزده سال در درس مرحوم آخوند خراسانى صاحب کفايه شرکت کردم. در طول اين سيزده سال فقط يک شب موفق نشدم در درس ايشان شرکت کنم و آن شبى بود که به زيارت کاظمين رفته بودم و به موقع نرسيدم. در بين راه که مى آمدم، حدس مى زدم که ايشان در اين شب چه مطالبى را بيان خواهند کرد و پيشاپيش آنها را نوشتم و بعد که به نجف آمدم و با دوستان صحبت کردم، ديدم تقريباً همه مطالبى را که ايشان بيان فرموده بودند، پيشاپيش حدس زده و يادداشت کرده بودم و تقريباً نوشته من چيزى از درس ايشان کم نداشت; يعنى با اين موقعيت علمى که مى توانستند درس استاد را پيشاپيش بنويسند، ولى مقيد بودند که يک جلسه هم درس استاد فوت نشود.


منبع

***********************
خوب، خدا آقای بهجت را رحمت کند. من خودم مقلّدش بودم. امّا این که می‌بینم روحانی‌های محترم این قدر با افتادگی از خودشان تعریف می‌کنند، یک مقداری حسّم را نسبت به آن‌ها خط‌خطی می‌کند.

فرض کنید یک آدم دانشگاهی داستانی مانند ماجرای بالا را تعریف کند:
من درس فلان را با دکتر بهمان داشتم و فقط یک جلسه از درس را به خاطر آن که در فلان کنفرانس بودم از دست دادم، امّا در راه برگشت از کنفرانس در اتوبوس با خودم حدس زدم که مطالب آن جلسه چیست و بعد که حدس‌هایم را با جزوه‌های بچّه‌ها مقایسه کردم، دیدم تقریباً نود درصد مطالب را درست حدس زده بودم.

در یک محیط متوسّط دانشگاهی، درباره‌ی کسی که چنین چیزی بگوید چه فکری می‌کنند؟ راستی، به نظر شما مهندس ایرج حسابی آموزش حوزوی دیده‌است؟

برچسب‌ها: , ,

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home