دوشنبه، اسفند ۲۶، ۱۳۸۷

کتاب‌های امسال برای سال نو

از طریق ‌بهمن‌آقا خبردار شدیم که در این زمان شریف آخر سال، یک عدّه از وبلاگ‌نویسان معلوم‌الحال کتاب‌های خوبی را که در سال رو به پایان ۸۷ خوانده‌اند، معرّفی می‌کنند تا بقیه هم بتوانند احیاناً بخوانند و منفعتش را ببرند، خاصّه در تعطیلات بی‌پایان سال نو. من خودم کتاب‌خوان قهّاری نیستم (خواهش می‌کنم)، امّا یک قواره آن‌طرف‌تر، لیلا هست که هزینه‌ی کتاب سالانه‌اش بیشتر از پول خورد و خوراکش می‌شود. از لیلا خواستم برای من و شما کتاب‌های خوبی را که امسال خوانده معرّفی کند. لیلا نوشته‌است:


۱- قلب ، شکارچی تنها / کارسون مک کالرز / شهرزاد لولاچی / نشر افق

این کتاب علاوه بر این‌که خوب نوشته شده یکی از بهترین داستان هایی رو داره که تا به حال خوندم. توصیفات کتاب دقیق و کاملند، ولی هیچ وقت ملال‌آور نمی شوند. هم‌چنین طرز بیان و درک افکار افراد مختلف اون قدر خوب و عاقلانه هست که من تعجب کردم که کارسون مک کالرز بیست و سه ساله چه جوری این همه چیز رو درک کرده . این کتاب بهترین کتابی بود که من امسال خوندم.


۲- دوست بازیافته / فرد اولمن / ترجمه ی مهدی سحابی / نشر ماهی

متن این کتاب و زاویه دیدش با کتاب های دیگری که در مورد جنگ جهانی دوم نوشته شده فرق داره و همین هم باعث کشش داستان شده. ولی اون چیزی که کل کتاب رو عجیب کرده پایان عالی اونه. همون جور که جین آستن در شروع کتاب هاش خواننده رو غافل‌گیر می کنه، فرد اولمن در پایان داستانش کاری کرده که بعد از پایان کتاب خواننده چند لحظه ای نفس نکشد. من از خوندن این کتاب راضی‌ام.


۳- وانهاده / سیمین دوبووار / ناهید فروغان / نشر مرکز

این اولین کتابی بود که از سیمین دوبووار می خوندم و از همون اول هم از لحن صریح و بی مقدمه اش خوشم اومد. ابتدا از این که یه داستان تکراری رو دوباره مطرح کرده بدم اومد ولی کم‌کم در طول این داستان از خط به خط کتاب لذت بردم. هم از شیوه‌ی نگارش داستان و هم از طرز نگاه و بیان راوی خوشم اومد و در آخر کتاب از تموم شدنش ناراحت شدم.


۴- در نبردی مشکوک / جان اشتاین بک /محمد قاضی /نشر روایت

به نظر من تمام کتاب‌های اشتاین بک ارزش حداقل یک بار خوندن رو دارن ولی اکثر کتاب‌هاش زیادی حجیم هستن. این کتاب در مقایسه با اون‌ها کوتاه‌تره و همچنین تمام ویژگی های خوب کتاب های اشتاین بک را به اضافه‌ی ترجمه‌ی خوب محمد قاضی دارد، اگرچه این کتاب در سال 1370 منتشر شده و برای همین هم احتمال دسترسی به اون کم هستش. یک نمونه‌ی خوب و قابل دسترس‌تر از آثار اشتاین بک کتاب «به خدای ناشناس» ترجمه‌ی علی منیری از نشر درِ دانش بهمن هست که اون هم مثل بیشتر کتاب‌های اشتاین بک به توصیف یک دوره از زندگی یک خانواده در آمریکا می پردازد که به نظر من این کتاب هم کتاب خوبی هستش.


۵- همچون ستارگان / کاترین پترسون / نیلوفر مهدیان / نشر نی


۶- نان و گل سرخ/ کاترین پاترسون /حسین ابراهیمی (الوند) / کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

کاترین پاترسون از جمله نویسنده هایی هستش که به نظر من نظم فکری خوبی داره. ابتدای داستان ها و روال اون ها کاملاً مشخصه و پایان کتاب‌هایش هم هیچ وقت بی‌موقع نیست. اگر از داستان‌هایی که متن روان و کلیت مشخصی دارند و خوندنشون زیاد دردسر نداره خوشتون میاد، دو کتاب «نان و گل سرخ» و نیز «همچون ستارگان »را پیشنهاد می کنم. البته روان بودن و پیچیده نبودن فضاهای داستانی ایشون دلیل بر بی ارزشی یا سادگی کتاب‌هاشون نیست. این ویژگی ها فقط باعث می شوند که خواننده بتواند از کتابی خوب، به راحتی لذّت ببرد.


۷- دختر پرتغال / یاستین گوردر /مهرداد بازیاری / نشر هرمس

این اولین کتابیست که تا کنون از یاستین گوردر خواندم و باید بگم تجربه‌ی خوبی بود. در گذشته هم سعی کرده بودم دنیای سوفی و راز فال ورق این نویسنده را بخوانم ولی تا حالا نتوانستم تمومشون کنم ولی دختر پرتغال به دلیل کم‌حجم بودن و جذابیت بیشتر داستان تونست نظرم رو جلب کنه. اگر بتونید قسمت‌های کسل‌کننده‌ی اون رو که خیلی کم هستند تحمل کنید، فکر می کنم در آخر مثل من از این کتاب خوشتون بیاد.


۸- دختر کشیش / جرج اورول / مهدی افشار / آپادانا

امسال تونستم بعد از مدتها این کتاب رو گیر بیارم و برای همین هم فکر می کنم حیفه اون رو در این لیست قرار ندم.

به نظرم تمام کسانی که قلعه حیوانات و 1984 رو خوندن و از این دو کتاب خوششون اومده باید دختر کشیش رو هم بخونن تا بفهمند که اورول توانسته است جور دیگری هم خوب بنویسد. هر چند این کتاب ویژگی خاصی دارد که من در دیگر آتار اورول ندیدم و اون هم صراحت و روانی متن داستان هستش. به هر حال خواندن این کتاب رو به تمامی کسانی که به کتاب های چاپ شده سی سال پیش و یا قدیمی‌تر دسترسی دارند، توصیه می کنم چون تا جایی که می دانم این کتاب در سال‌های اخیر دوباره چاپ نشده است.


خوب، من از لیلا خیلی خیلی ممنونم که این کتاب‌ها رو معرّفی کرده. توصیه‌های لیلا رو جدّی بگیرید که ضرر نمی‌کنید. خودم هم امسال فقط در نیمه‌ی اوّل سال که در ایران بودم فرصت و انرژی کتاب خواندن داشتم و با کمال افتخار توانستم رمان «زیردست» را بخوانم که رمانی واقع‌گرایانه از هاینریش مان است. ترجمه‌ی زیبای محمود حدّادی به نظر من این اثر را در فارسی به خوبی بازآفرینی کرده. البته این ترجمه چندان روان نیست و آن هم به دلیل نثر دقیق و زیبای کتاب است و من انتظار ندارم کسی چنین اثری را به نثر روان بازآفرینی کند. خواندن این کتاب را به همه و خصوصاً به دوست‌داران ادبیات آلمان پیش‌نهاد می‌کنم. ناشر این کتاب هم نشر ماهی است که خدا از شرّ ممیّزی و آفات دیگر مصونش بدارد.

یادم نمی‌آید امسال کتاب دیگری خوانده باشم (منظورم البته رمان است). «سلاخ‌خانه‌ی شماره‌ی پنج» را هم همین اواخر خواندم که یادم نیست دقیقاً کی بود. آن هم کتابی خوب بود، امّا زیاد خوشم نیامد.

در میان کتاب‌هایی که در این چند سال اخیر خوانده‌ام، «اشتیلر» واقعاً یک چیز دیگر بود. نویسنده: ماکس فریش، و مترجم: علی‌اصغر حدّاد. ناشر هم ماهی است.


در پایان هم بگویم که این روزها دلم برای نثر سَلینجر در «بالابلندتر از هر بلندبالایی» تنگ شده. سَلینجر در نظر من آن غولی نیست که همه دوست دارند از او بسازند، امّا زیرک است و عمیق. امیدوارم قبل از مرگش باز هم چیزهای خوبی منتشر کند.

آخ، یادم آمد که از وقتی آمده‌ام این‌جا هم یک کتاب ایرانی دیگه هم خوانده‌ام: «دو دنیا»، نوشته‌ی گلی ترقّی. این کتاب وقتی این‌جا بودم به دستم رسید و البته در ایران هم پیدا می‌شود. مجموعه داستان نسبتاً جالبی است که در آن ظاهراً گلی ترقّی شرح افکارش و خاطراتی را می‌نویسد که در یک دوره‌ی استراحت روانی از ذهنش گذشته‌اند. این کتاب به ویژه از آن جهت که فضای سال‌های دور تهران و جامعه‌ی مرفّه آن را تصویر می‌کند، برای من جالب بود. برای روزهای عید هم خواندنی قابل توصیه‌ای است.

برچسب‌ها: ,

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home