یکشنبه، اسفند ۱۱، ۱۳۸۷

دانشجوی سوسول شکمو

تصویر عمومی از دانشجوی دکتری چیست؟ آدمی که برای شستن ظرف‌هایش هم وقت ندارد، قوت غالبش تخم ماکیان است، هفته‌ای یک بار اگر فرصت بشود حمّام می‌رود و ... ؟

حالا به موجودی که به ندرت تخم‌مرغ می‌خورد (و در واقع تخم‌مرغ‌هایش آن قدر که در یخچال مانده‌اند دارند خراب می‌شوند)، و در عوض در یخچال و فریزر قُرمه‌سبزی و خورش(ت؟) (باز هم ممنون از جناب فاریا به خاطر راهنمائی‌شان) کرفس و سس ماکارونی و سوپ جو و شویدپلو دارد و الآن هم جلوی لپ‌تاپش نشسته و دارد گوشت‌کوبیده با ترشی و ماست چکیده می‌خورد، انصافاً چه می‌گویید؟ فقط فرصت نشد که نان سنگک هم تُست کنم، وگرنه عیش امشبم کامل می‌شد. فقط همین مقوله‌ی آشپزی را داشته‌باشید. باقی قضایا مایه‌ی آبروریزی است.

برچسب‌ها:

2 Comments:

At سه‌شنبه, اسفند ۱۳, ۱۳۸۷ ۱۱:۵۱:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous مهدی said...

آقا موشه ای شکموی دله
دیدی افتاد دمت آخر لای تله
حالا چشات از کاسه در اومده
شکسته پات عمرت به سر اومده

 
At سه‌شنبه, اسفند ۱۳, ۱۳۸۷ ۹:۴۷:۰۰ بعدازظهر, Blogger Farya said...

آفرین که خورشت ننوشتید! خورش اسم مصدر شین دار فارسی است، مثل گویش، روش، و تپش.

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home