دوشنبه، آذر ۱۱، ۱۳۸۷

سن‌ایچ آش رشته

همیشه به مامان ایراد می‌گرفتم که چرا آش رشته‌اش غلیظ است و توی معده‌ی آدم مثل بتون جمع می‌شود.
امروز خودم آش رشته درست کردم و قدر آش مامانم را دانستم. به زحمت توانستم کشک را قاطی‌اش کنم و موقعی که می‌خواستم بقیه‌ی آش را از قابلمه به ظرف دیگری بکشم که در یخچال بگذارم، تقریباً جامد بود. حالا هر وقت که بخواهم از این آش بخورم، باید یک کمی مایه‌ی آش را بردارم و با آب جوش قاطی کنم و مدّتی گرمش کنم. اسمش را گذاشتم سن‌ایچ آش. البته ایرادم به مامان محترمه هنوز سر جای خود است. هرچه باشد ایشان پیش‌کسوت هستند.

امّا آش، آش است و انصافاً مزّه‌اش هم خوب بود. جای همگی شما خالی بود. احتمالاً در قدم بعدی، آش رشته‌ی لیپتون تولید می‌کنم.

برچسب‌ها:

4 Comments:

At دوشنبه, آذر ۱۱, ۱۳۸۷ ۳:۵۷:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous یگانه said...

مزه ی آش به همین بتونی بودنشه.
البته دلیلش هم این میتونه باشه که هرچی که بیشتر بمونه رو شعله بیشتر جا میفته لامصب و خوشمزه تر میشه D:
مال منم همیشه اینطوری میشه مامانم میاد بهش آب اضافه میکنه.

 
At دوشنبه, آذر ۱۱, ۱۳۸۷ ۹:۲۸:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous ناشناس said...

تورو خدا لیپتنش را درست نکنید که حال آدم را بهم میزند ....همان سن ایچ قابل خوردن تر است ..لطفا آش رشته را به لجن زار تباهی نکشید ....
"یکی ار حامیان آش رشته "

 
At سه‌شنبه, آذر ۱۲, ۱۳۸۷ ۱۱:۵۱:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous ناشناس said...

سلام.اولین باره وبلاگتون رو می خونم و خیلی خوشم اومد از مطالبتون مخصوصا قسمت مربوط به زبان.بیشتر در این مورد بنویسین.مرسی.

 
At چهارشنبه, آذر ۱۳, ۱۳۸۷ ۱:۵۶:۰۰ بعدازظهر, Anonymous محمد said...

سلام مصطفی جان
امیدوارم حالت خوب باشه
اگه قراره یک فیلم تو زندگیت ببینی حتما این فیلم رو ببین :

انجمن شاعران مرده
Dead Poets Society

http://downloads.ir/1387/07/27/dead-poets-society-1989/

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home