سه‌شنبه، دی ۱۰، ۱۳۸۷

سوژه‌ی فیلم جدید تیم برتون

سفینه به نزدیکی زمین رسید. فقط حدود هزار کیلومتر (به مقیاس زمینی‌ها) با زمین فاصله داشت و حالا باید تصمیم می‌گرفتند که محلّ مناسب فرود کجاست. اهالی مریخ (یا هر قبرستان دیگری که سفینه را فرستاده‌بود) شروع کردند به اسکن کردن زمین: بیشتر سطحش پوشیده از آب بود. بعضی جاها سبزتر بودند و بعضی‌جاها از پوشش گیاهی خبری نبود. آنها دنبال جایی بودند که پیشرفت زمین را نشان دهد، جایی که جدید‌ترین و پیشرفته‌ترین ساخته‌های ساکنان زمین را ببینند، جایی که ساکنانش درک بهتری از بقیه‌ی مردم زمین داشته‌باشند و قدرت بیشتری در سازمان‌دهی و مدیریت منابع. بالأخره «آدم فضایی‌ها» این قدر راه را نیامده‌بودند که چیزهای معمولی ببینند. آنها هم محدودیت‌های خودشان را در منابع و هزینه‌ها داشتند و می‌خواستند بیشترین و بهترین اطّلاعات را در چند روزی که می‌توانستند در زمین سپری کنند، به دست آورند. می‌خواستند یک‌راست سراغ گروهی بروند که از همه پیشرفته‌تر و باهوش‌تر باشند. در صورت امکان، می‌خواستند بروند سراغ گروهی که توانسته‌اند بر بقیه‌ی دنیا مسلّط شوند و آن را رهبری کنند. منطقی است، نه؟

بر پایه‌ی اسکن‌های انرژی و تحلیل تصاویر و بررسی شبکه‌های مختلفی که از آن بالا می‌دیدند (شبکه‌های برق، راه‌ها، ساختارهای شهری و مانند این‌ها)، تصمیم خودشان را گرفتند:
سر خر را کج کردند به سوی تهران، تا بروند و محمود احمدی‌نژاد را ببینند. او آینده‌ی انسان زمینی بود.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی‌نوشت: این پست زهرا بهانه‌ی این نوشته بود.

برچسب‌ها:

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home