پنجشنبه، مهر ۰۴، ۱۳۸۷

Quiz Room

یک اتاق بزرگی در این‌جا هست به نام quiz room. در این اتاق میزهایی هست که دانشجوها می‌آیند پشت آن‌ها می‌نشینند و quiz می‌دهند. بند و بساط مفصّلی دارد این اتاق و کار من هم فعلاً در این‌جا است. وقتی دانشجویی امتحانش را داد، می‌تواند ورقه‌اش را در یکی از دو قفسه بگذارد. یکی برای آنها که وقت ندارند و می‌خواهند بروند، یکی هم برای آن‌ها که می‌خواهند بمانند و تصحیح شدن ورقه را ببینند.
quiz room چهار قسمت اصلی دارد. یکی میز و بند و بساط مسئول اتاق است که یک خانمی است به نام سیندی خانم. قسمت بیشتر اتاق را میز و صندلی‌های مخصوص امتحان دادن اشغال کرده‌اند. یک قسمت مخصوص ما دستیاران آموزشی است که می‌نشینیم و ورقه‌ها را تصحیح می‌کنیم و یک قسمت هم محلّ انتظار دانشجوهایی است که منتظرند نوبتشان شود برای تصحیح ورقه. با خودم فکر می‌کنم این بند و بساط مفصّل برای امتحان دادن هفتگی چه قدر برای دانشجوی بی‌چاره اضطراب‌آور است.

ورقه‌هایی را که برای تصحیح شدن می‌آورند، به ترتیب تصحیح می‌کنیم. ورقه هر کس را که برمی‌داریم، نامش را صدا می‌زنیم. مشکل من از این‌جا شروع می‌شود. خیلی از اسم‌ها را نمی‌توانم درست بخوانم و ماشاءاللّه از هر ملّیتی هم که بخواهید این‌جا دانشجو هست. چند بار پیش آمده که اسم کسی را آن قدر غلط بخوانم که خودش نتواند تشخیص دهد. گاهی هم اسم دانشجویی را می‌خوانم که رفته‌است، امّا نمی‌دانم این اسم دختر است یا پسر. بنابراین نمی‌توانم بپرسم he is not here یا she is not here. تازه این که اسمی را با تلفّظ درست بگویی هم کافی نیست، باید با آهنگ درست هم تلفّظش کنی تا دوزاری در محلّ مورد نظر فرود آید.

از این مرحله که رد بشویم، نوبت تصحیح کردن ورقه می‌رسد. دانشجوی مربوطه را در یک صندلی کنارت می‌نشانی و کلید سؤال‌ها را باز می‌کنی و با خودش جواب‌ها را می‌بینی و نمره می‌دهی. هر دانشجو می‌تواند هر امتحان را تا ۳ بار بدهد تا بتواند نمره‌ی قبولی را بیاورد و در این مدّت دیده‌ام که اکثرشان نمره‌ی لازم را در یکی دو بار اوّل نمی‌آورند. quiz room معمولاً شلوغ است و سیندی می‌گوید برای تصحیح کردن هر ورقه حدّاکثر ۳ دقیقه وقت دارید. البته فکر کنم زمان متوسّط من چیزی در حدود ۵ دقیقه یا بیشتر باشد. آنها که ورقه تصحیح کرده‌اند، می‌دانند که اگر جواب آخر مسأله درست باشد، کار آدم راحت است. اگر جواب خیلی پرت باشد هم کار آدم نسبتاً ساده است. اگر راه‌حل تا یک جایی درست باشد و بعد اشکال به وجود آمده‌باشد، کار سخت می‌شود. در ضمن باید حواست به دانشجو هم باشد که اشتباهش را بفهمد و دوباره تکرار نکند. اشتباه‌ها خیلی شبیه هم است. در امتحان این هفته که امتحان اوّل بود، یکی از سؤال‌های متداول این است که سینوس یا تانژانت زاویه‌ای را می‌دهند و از دانشجو خواسته می‌شود که کمان‌های مربوط به آن را بین صفر تا ۳۶۰ درجه بیابد. اکثر دانشجوها مقدار داده‌شده را به ماشین‌حساب می‌دهند و سینوس یا تانژانت آن را حساب می‌کنند و بعد از یک جای عجیب و غریبی یک زاویه جدید به دست می‌آورند. پناه بر خدا. با این دانشجوها در عجبم که بیولوژی چه‌طور پیشرفت می‌کند.

اشتباه دیگرشان این است که بین intensity و intensity level موج صوتی نمی‌توانند ارتباط درستی برقرار کنند و همین طور بین این دو تا و توان. در رسم کردن نمودار موج هم خیلی مشکل دارند. سعی می‌کنم به هر کدام بگویم که برای دفعه‌ی بعد چه نوع مسائلی را تمرین کند. تا الآن کسی را بیرون نفرستاده‌ام که لبخند نزند. هر چی می‌کشم از این قلب رئوفم می‌کشم به جان حاجی.

برای هر امتحان، حدود ۱۵ نمونه سؤال هست و همه‌ی نمونه سؤال‌ها و کلیدشان در زونکن‌هایی در قسمت دستیاران آموزشی هست. یک جور جای نسبتاً ایمنی است. همه چیزش سیستمی است. سیستم را که یاد گرفتی، تکنیسین شده‌ای!

امّا همین که مجبورم با دانشجوها حرف بزنم و حرف‌شان را بشنوم، هم برای تقویت توانائی مکالمه‌ام خوب است و هم برای روحیه‌ام. مجموعاً کار خیلی باکیفیتی نیست، امّا خیلی هم بد نیست.

برچسب‌ها: ,

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home