دوشنبه، شهریور ۲۵، ۱۳۸۷

هوا را از من بگیر، لپ تاپم را نه

در ایران که بودم، زیاد نوت‌بوکم را این جا و آن جا با خودم نمی‌بردم. بیشتر در خانه بودم و جاهای دیگر هم که می‌رفتم لازم نبود یا ارزش نداشت که ببرمش.

امّا اینجا روزی دو بار باید با احتیاط جمع و جورش کنم، بگذارمش داخل کوله‌پشتی مربوطه و با متعلّقاتش حمل کنمش. چرا؟ خوب یک دلیلش این است که بدون کامپیوتر کارم راه نمی‌افتد و هم در خانه و هم در دانشگاه دسترسی بی‌دردسر به اینترنت دارم. در دانشگاه یک کامپیوتر روی میزم گذاشته‌بودند که گفتم بردارندش. یکی از فن‌های داخلش خیلی سر و صدا می‌کرد، سیستم عاملش یک ردهت قدیمی بود و حتّی فایرفاکسش نسخه‌ی یک و خُرده‌ای بود (قبل از یک و نیم) و در ضمن مانیتورش هم یک CRT نوزده اینچی بود که خوب، البته یک موقعی چیز گران‌بهایی محسوب می‌شده، امّا الآن به قول یکی از دانشجوهای دیگر، زباله است. خلاصه این که جمعش کردند و مانیتورش هنوز روی زمین است، کنار میزم.

به خانه هم که برمی‌گردم اوّلین کارم این است که کامپیوترم را عَلَم کنم. چرا؟ چون پنجره‌ی ارتباطم است، با ایران، با دوستانم در ایران و کانادا و اروپا. چون از این پنجره هوا می‌گیرم و نفس می‌کشم. در ضمن ایمیل‌های دانشگاه را هم باید زودزود چک کنم.

اگر یک روز از این روزها بی کامپیوتر بمانم احتمالاً زار خواهم‌زد.
چند شب پیش که حالم اندکی خراب بود، خوابیدم و کابوس دیدم: لپ‌تاپم را دزدیده‌بودند.

برچسب‌ها:

2 Comments:

At سه‌شنبه, شهریور ۲۶, ۱۳۸۷ ۵:۲۸:۰۰ قبل‌ازظهر, Blogger Neg said...

سلام. من تمام این مدتی که وبلاگت رو می خوندم خیال می کردم زن ای. دی شب که پست قبلی رو خوندم یهو فهمیدم مرد ای و کلی جا خوردم!

 
At سه‌شنبه, شهریور ۲۶, ۱۳۸۷ ۹:۳۶:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous محمد said...

سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه.
از مطلبی که در مورد ادامه تحصیل نوشتید خیلی متشکرم.
توصیه تون خیلی مهمه و من هم منظورم ادامه تحصیل در خارج فقط یکی از انگیزه های ادامه تحصیل بود.
با نظرتون هم کاملا موافقم.
از اینکه وقت میگذارید و برای نظرات ارزش قائل هستید هم خیلی سپاسگذارم.
موفق و پیروز و شاد باشید.
mohammad_tz66@yahoo.com

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home