چهارشنبه، مرداد ۱۶، ۱۳۸۷

میراث مکتوب بر دیوار

شاید بیشتر از یک سال است که دارم فکر می‌کنم کدام دیوار بود که رویش نوشته شده‌بود «انقلاب ما انقلاب آرمان‌هاست، نه انقلاب واقعیّت‌ها». یک جایی بود که لااقل هفته‌ای دو-سه بار از جلویش رد می‌شدم. یادم نمی‌آید. زیاد هم مهم نیست. فقط امیدوارم هنوز آن نوشته جلوی چشم رهگذران باشد و قابل خواندن. هر کس نوشته بودش، راست نوشته‌بود. بدجوری راست بود.

امّا این یکی را خوب یادم هست. در خانه‌ی قبلی‌مان که بودیم، روی دیوار خانه‌ی روبرویی ما با رنگ نوشته شده‌بود: «نهال آزادی را با خون خود آبیاری کن.» به نظرم نویسنده‌ی این شعار طرز فکر چپی داشته. احتمالاً یکی از اوّلین جمله‌هایی بوده که توانسته‌ام خارج از کتاب‌های دبستان به طور کامل (و البته به تدریج) بخوانمش. نمی‌دانم چندصد بار چشمم به این دیوارنوشته افتاد و نمی‌دانم هنوز سر جایش هست یا نه. نکته‌ی جالبش این است که خانه‌ی قبلی ما تقریباً در محلّ زندان سابق قزل‌قلعه بود. جالب‌تر، این که یکی از همسایه‌های ما قبلاً در همان زندان قزل‌قلعه زندانی بود؛ در زمان رژیم سابق.

یک بار کنار خانه‌مان را خاک‌برداری کردند برای ساخت و ساز و یک شورولت زیر زمین پیدا کردند. این هم از پرسش‌های بی‌پاسخ است برای من که چه کسی، در چه زمانی و به چه دلیلی یک سواری شورولت را دفن کرده‌بود.

برچسب‌ها: ,

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home