سه‌شنبه، تیر ۱۸، ۱۳۸۷

میوه‌ای به نام موز

موز مهم‌ترین میوه‌ی جهان است، میوه‌ای که تاریخی ۷۰۰۰ ساله دارد و بیش از تمام محصولات دیگر در دنیا کشت می‌شود. موز اوّلین fast-food بوده‌است. تمام موزهای یک خوشه با یک سرعت می‌رسند و مزه‌ی یک‌سانی هم دارند. به همین دلایل است که موز میوه‌ای این‌چنین به درد بخور است. با وجود آن که موز از مزرعه تا دست مصرف‌کننده معمولاً باید هزاران کیلومتر حمل شود، قیمت جهانی موز کمتر از قیمت جهانی سیب است و علّتش هم همین یک‌سان بودن است: آهنگ یک‌سان رسیدن و خصوصیات یک‌سان میوه‌ها باعث می‌شود همه‌ی موزهای یک محموله را بتوان با یک شیوه نگهداری کرد و ضایعات بسیار کمی داشت. برای مقایسه، هر کدام از شش نوع سیب متداول در بازار، برای نگهداری و حمل طولانی‌مدّت به شیوه‌ی منحصر به فردی نیازمند است. امّا همین یک‌سانی موز، باعث می‌شود آفت یک‌سانی بتواند تمام کشتزارهای آن در سراسر جهان را تهدید کند: در پاکستان، گواتمالا و هر جای دیگر. وقتی آفت پیدا شد، بسیار سریع در تمام جهان پراکنده می‌شود.

از دید زیست‌شناختی، موز در واقع یک نوع توت بزرگ است. درخت موز هم در واقع درخت نیست، بلکه یک نوع بوته‌ی خیلی بزرگ است (در واقع، بزرگ‌ترین بوته‌ی جهان). تنه‌ی آن کاملاً گوشتی است و هیچ پوستی ندارد. موزی که در سراسر دنیا به صورت تجاری کاشته و عرضه می‌شود، تنها یکی از بیش از ۱۰۰۰ گونه‌ی موز است. این گونه‌ی رایج، Cavendish نام دارد و برای دیدن گونه‌های دیگر موز باید به نقاطی که بومی آنجاها هستند بروید. تنها یک نوع موز دیگر به جز موز Cavendish را ممکن است در بازارهای برخی نقاط دنیا به طور محدود پیدا کرد که آن هم نوعی موز قرمزرنگ است. امّا چرا تنها این گونه از میان بیش از ۱۰۰۰ گونه موز توانسته به بازار راه یابد؟ مهم‌ترین دلیل شاید آن باشد که موز Cavendish بر خلاف اکثر گونه‌های دیگر موز، می‌تواند به اندازه‌ی کافی دوام آورد تا از مزرعه به بازار برسد. برای این منظور باید معمولاً مسافرت‌های دریائی طولانی را پشت سر گذارد.

اوّلین گونه‌ی موز که به بازار آمریکا راه یافت، گونه‌ای به نام Gros Michel بود که مزه‌ی آن بهتر از موزهای Cavendish بود و اندازه‌ی آن هم بزرگتر بود. امّا آن گونه در حدود ۵۰ سال قبل از چرخه‌ی تولید تجاری خارج شد. موز Gros Michel از هر جهت بهتر از موز Cavendish کنونی بود، جز در یک مورد: مقاومت در برابر بیماری‌های گیاهی. به همین علّت بود که موز Cavendish بر موز Gros Michel برتری تجاری یافت. بیماری‌ای که منجر به شکست تجاری Gros Michel شد، یک نوع قارچ است که بیماری پاناما نام دارد. علّت این نام‌گذاری هم آن است که این مرض نخستین بار در پاناما مشاهده شد. موز Gros Michel در حدود ۱۰۰ سال پیش به بازار مصرف آمریکا ارائه شد و تقریباً بلافاصله مزارع آن دستخوش این آفت قرار گرفتند. هر مزرعه‌ی یک شرکت موز که دچار آن آفت می‌شد، آن را می‌بستند و مزرعه‌ی جدیدی در مکانی دیگر می‌ساختند. این چرخه‌ی ساختن، تعطیل کردن و از نو ساختن مزارع موز تقریباً تمام آمریکای مرکزی را در بر گرفت و به رقابتی میان شرکت‌های موز تبدیل شد. نهایتاً حدود سال ۱۹۵۰ بود که دیگر زمینی برای مسابقه باقی نماند! شرکت‌های موز تقریباً ورشکسته شدند و در واپسین لحظه موز Cavendish را برگزیدند که در برابر آفت مقاوم بود. چرا در آخرین لحظه؟ چون موز Cavendish را در مقایسه با Gros Michel موزی نامرغوب می‌دانستند و در برابر کشت آن مقاومت می‌کردند، تا جایی که چاره‌ای نماند. در طول ۵۰ سال اخیر موز Cavendish تقریباً موزی ایمن در برابر آفات شناخته شده و تقریباً هیچ اقدامی برای محافظت از آن در برابر آفات انجام نمی‌شد. امّا حدوداً ۱۰ سال پیش که موز Cavendish در نقاطی از آسیا کاشته شد، دگردیسی جدیدی از بیماری پاناما مشاهده شد که به موز Cavendish حمله کرد. از همان کشتزارهای کوچک در مالزی که نخستین بار این آفت جدید مشاهده شد، گسترش آن با سرعتی بیش از نوع پیشینش آغاز شد. این آفت اکنون در هند، پاکستان و چین گسترش یافته (در مورد ایران خبری ندارم)، به ناحیه‌ی اقیانوس آرام و استرالیا هم کشیده شده و در حال پیش‌روی به سوی آمریکا است. هرچند هنوز بیماری جدید پاناما به آمریکا نرسیده، امّا این اتّفاق قاعدتاً رخ خواهدداد. احتمالاً زمان رسیدن این بیماری به آمریکا در حدود ۱۰ سال دیگر خواهدبود. هیچ درمانی برای این بیماری تاکنون شناخته نشده و در صورت رسیدن این قارچ به آمریکا و گسترش آن، ممکن است کلّ صنعت موز را نابود کند، مگر آن که باز هم گونه‌های جدیدی از موز مورد استفاده قرار گیرند یا راهی برای مبارزه با آفت پیدا شود. این خطری است که هر زراعت تک‌گونه‌ای را تهدید می‌کند.

دانش‌پیشگانی در تلاشند که جلوی انقراض نسل موز Cavendish را بگیرند یا گونه‌هایی را جایگزین آن در بازار تجارت کنند. مرکز تحقیقات جهانی در این زمینه کجاست؟ آزمایشگاهی در دانشگاه کاتولیک Leuven در بلژیک این تحقیقات را رهبری می‌کند. امّا چرا بلژیک؟ مهم‌ترین گونه‌های موز جهان و همچنین‌ گونه‌هایی از موز که برای تغذیه مردم بومی اهمّیّت زیادی دارند، در آفریقا پراکنده‌اند و بلژیک هم در طول قرن نوزدهم بیشترین مستعمرات را در آفریقا داشته‌است. در طول قرن بیستم این نفوذ استعماری تبدیل به کنجکاوی علمی شد و از این روست که بلژیکی‌ها بهترین متخصّصان موز در دنیا را دارند.

نمونه‌ی دیگری از ارتباط موز با سیاست را می‌توان در امریکای مرکزی دید، جایی که بیش از یک قرن است موز یکی از ارکان سیاست را تشکیل می‌دهد. شرکت‌های بزرگ موز برای آن که موز را در بازار ارزان نگه دارند، کنترل قیمت زمین و نیروی کار را در دست گرفتند. این کنترل شدیداً غیرانسانی بود. شرکت‌ها برای رسیدن به هدف خود باید در واقع هیچ پولی برای زمین و نیروی کار نمی‌دادند. پس با درنده‌خویی زمین‌های آمریکای مرکزی را اشغال کردند، انسان‌ها را به بردگی گرفتند، ارتش آمریکا را برای این اهداف مورد استفاده قرار دادند و قتل‌عام‌هایی را مرتکب شدند. بیش از ۲۰ مرتبه، وقتی تلاشی برای اتّحاد کارگران صنعت موز صورت گرفت یا درخواست پرداخت قیمت منصفانه‌ برای زمین مطرح شد، شرکت‌های موز با خشونت مداخله کردند. کشورهای آمریکای مرکزی مانند گواتمالا، هندوراس و سپس کشورهای جنوبی‌تر مانند کلمبیا، اکوادُر، کوبا و جاماییکا عملاً به تصرّف شرکت‌های موز درآمدند و اصطلاح «جمهوری موز» از آنجا پیدا شد. برخی از این کشورها هنوز زیر سلطه‌ی صنعت موز هستند: در اکوادُر یکی از نامزدهای همیشگی ریاست‌جمهوری، رئیس یکی از بزرگ‌ترین شرکت‌های موز است (غیر از Chiquita یا Dole).
از نگاه زیست‌شناختی، تمام این فجایع را می‌توان به بیماری پاناما نسبت داد، چرا که با آلوده شدن یک مزرعه به این قارچ، دیگر نمی‌توان در آن موز پرورش داد. پس باید زمین‌های جدیدی یافت و شرکت‌های موز به این ترتیب برای حفظ سود خود، روی به توحّشی فزاینده آوردند. البته تلاش برای حفظ سود، قطعاً توجیه‌کننده‌ی خشونت و سلطه‌طلبی نیست.

امّا اکنون چه کار می‌توان انجام داد؟ مهندسی ژنتیکی نقش مهمّی در اصلاح وضع موجود دارد، چرا که برای به بار آمدن موز چرخه‌های متعدّدی باید طی شوند و اگر بدون مهندسی ژنتیک بخواهیم بهبود خصوصیات نسل موز را دنبال کنیم (یعنی با ایجاد نسل‌های هیبریدی به روش مرسوم)، پیشرفت بسیار کُند خواهدبود. با مهندسی ژنتیک می‌توان مستقیماً سراغ خصوصیّات مورد نظر رفت. از سوی دیگر باید سعی کنیم سراغ گونه‌های دیگر موز برویم که با توجّه با زودرس‌تر بودن آنها، این به معنی جستجو برای شیوه‌های پیشرفته‌تر و سریع‌تر حمل محصول به بازار است. امّا به این ترتیب افزایش قیمت موز اجتناب‌ناپذیر خواهدبود. به این ترتیب مفهوم موز در فرهنگ عمومی هم تغییر خواهدکرد. شرکت‌های موز هم ناچار به دنبال تکنولوژی‌های گوناگون خواهندرفت، چرا که هر گونه موز تکنولوژی متفاوتی را برای رسیدن و تازه و سالم ماندن می‌طلبد. یکی از چیزهای جالب در این میان احتمالاً آن خواهدبود که گونه‌ای موز قرمزرنگ که اکنون در برخی نقاط جهان به طور محدود در بازار موجود است، سهم بیشتری از بازار بیابد. آیا برای موزهای قرمز آماده‌ایم؟ شرکت‌های موز مسلّماً در این مورد محافظه‌کار خواهندبود، چرا که مقاومت مصرف‌کنندگان در تغییر ذائقه ممکن است به سود آنها لطمه بزند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
~ برگرفته از مصاحبه‌ی Steve Mirsky با Dan Koeppel در برنامه‌ی ۲۳ آپریل ۲۰۰۸ Science Talk

Dan Koeppel یکی از ویراستاران National Geographic Adventure است و کتابی نوشته به نام Banana: The Fate of the Fruit that changed the World است. سایت رسمی این کتاب این‌جا است. (در واقع یک وبلاگ است.)

~ یک مقاله‌ی خوب در مورد موز را هم می‌توانید اینجا بخوانید که نوشته‌ی Steve Mirsky است.

~ موز در ویکی‌پدیا (مدخلی بسیار جالب و غنی)

برچسب‌ها: , ,

1 Comments:

At چهارشنبه, تیر ۱۹, ۱۳۸۷ ۵:۱۵:۰۰ بعدازظهر, OpenID macromediax said...

بلاگر در ایران فیلر شده پنلش . در یک سری isp ها مانند asiaTech ... منم مشکل دارم

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home