سه‌شنبه، تیر ۰۴، ۱۳۸۷

۱۰ پرسش درباره‌ی احمدی‌نژاد

این آقا ۱۰ سؤال احمدی‌نژادی مطرح کرده و از «وبلاگ نویسان متعهد و دلسوز که همیشه اسلام ناب محمدی (ص) را یاری کرده و حق را تنها نگذاشته اند» دعوت کرده‌ تا به تعدادی از آنها پاسخ دهند. سؤال‌ها «احمدی‌نژادی» است، یعنی با همان طرز فکر خود جناب احمدی‌نژاد و با همان پیش‌فرض‌ها و نگرش‌های جزمی و ساده‌انگارانه مطرح شده‌اند. البته منِ نوعی احتمالاً مخاطب سؤال‌ها و فراخوان حضرت «خبرنگار مسلمان» نیستم، امّا همین جوری دلم می‌خواهد پاسخ یا نظر خودم را به هر ۱۰ پرسش بنویسم:

۱- صفات چه کسی را نزدیکتر به آرمانهایی می دانید که امام امت برای یک مسئول حکومت اسلامی ترسیم کرده بودند؟ رفسنجانی، خاتمی يا احمدی نژاد؟ تفاوت دستاورهای دولت احمدی نژاد با دولتهای رفسنجانی و خاتمی چیست؟

من به صفات ترسیمی کاری ندارم، چون حرف‌ها و نوشته‌های امام خمینی را هزار و یک جور می‌شود ترکیب و تفسیر کرد. من صفات خود او را، یعنی سیره‌ی عملی امام خمینی را ملاک قرار می‌دهم.

به نظر من از میان این سه تن، صفات هاشمی رفسنجانی از همه به امام خمینی نزدیک‌تر است. هاشمی کسی است که در ظاهر و باطن خود را نه از مردم، بلکه از حکومت می‌داند و سعی می‌کند سیاست‌مدار خوبی باشد. این دقیقاً همان شیوه‌ی امام خمینی است. اگرچه خانه‌ی امام خمینی ساده بود، امّا زندگی او ساده نبود. او و خانواده‌اش جماران، یکی از بهترین نقاط تهران، را تصرّف کردند، تأسیسات و تجهیزات فراوانی در آنجا مستقر کردند و بسیاری از همسایگان خود را از آنجا فراری دادند و در عوض پایگاهی برای یک قشر اشرافی جدید که عمدتاً از روحانیان تشکیل شده به وجود آوردند.

خاتمی در هشت سال ریاست‌جمهوری خود البته خیلی چیزها آموخت و تغییر کرد، امّا منش و روش او هنوز مانند کسی نیست که ساز و کار حکومت در ایران را درک کرده‌باشد.

احمدی‌نژاد در میان این سه نفر عملاً از همه ریاکارتر است: لباس مندرس می‌پوشد و مانند شخصیت‌های فیلم‌های «دفاع مقدّس» حرف می‌زند، ادّعا می‌کند که زندگی ساده و سالمی دارد، و در عین حال فرزندانش را به عقد فرزندان مقامات بالا درمی‌آورد، برادرش را معاون خود می‌کند، خواهرش را به شورای شهر راهنمایی می‌کند، و در فسق و فجور آن می‌کند که شاهان قاجار نکردند.

امّادر مورد دستاوردها: دولت هاشمی رفسنجانی دستاوردهایی داشت که مورد استفاده‌ی دولت خاتمی قرار گرفت. دولت خاتمی دستاوردهایی داشت که مورد استفاده‌ی دولت احمدی‌نژاد قرار گرفت. دولت احمدی‌نژاد دستاوردهایی دارد که ۱۰ تا دولت دیگر باید بیایند و تلاش کنند آثار منفی آن را بزدایند.

۲- به نظر شما چرا محمد خاتمی و رفسنجانی به سفرهای استانی منظم و جامع و در حقیقت به عمق محرومیتهای ایران نمی رفتند؟

چون هدف آنها توسعه و پیشرفت مملکت و مهمتر از همه ایجاد زیرساخت‌های اساسی برای کشور بود و در عین حال (به طور نسبی) از معاونت و مشاوره‌ی افرادی خبره و آگاه بهره‌مند می‌شدند. در ضمن آنها به سفرهای داخلی زیادی می‌رفتند، امّا سیرک و کارناوال راه نمی‌انداختند و به مردم بی‌نوا امید واهی نمی‌دادند. سرمایه‌گذاری‌ بر روی پروژه‌های زیربنایی را مقدّم بر دست و دل‌بازی‌های پوپولیستی و تورّم‌زا می‌دانستند. سعی می‌کردند درمان کنند، نه این که تسکین و تخدیر فوری بدهند. همان نیروگاه‌ها، سدها، کارخانه‌های ذوب فلز، پالایشگاه‌ها، کارخانه‌های سیمان و تأسیسات زیربنایی دیگر که در آن دوره‌ها با درآمد نفتی خیلی کمتر از الآن ساخته شد، الآن به جای حقوق عقب‌افتاده و به اسم «سهام عدالت» به مردم قالب می‌شود. این دولت هم از توبره‌ی اندوخته‌های پیشین می‌خورد و هم از آخور دلارهای نفتی سرشار.

احمدی‌نژاد همان دار و دسته‌ی رفقایش را که در شهرداری بودند به دولت آورد و عملاً جز آنها با کس دیگری نتوانست تا کند. یکی از دلائل عزل و نصب‌های پرشمار در دولت نهم، همین ناسازگاری احمدی‌نژاد با حقایق کشورداری و اصول علمی است. سفرهای استانی در واقع ناشی از منش و تفکّر «هیأتی » و کتره‌ای اوست. می‌خواهد به تک‌تک مسائل خودش برسد (که شاید البته ناشی از نیتی خیرخواهانه باشد) امّا این کارش باعث احیاء و تقویت سنّت عریضه‌نویسی شده و چشم و دهان تمام مردم را متوجّه پایتخت کرده.

با این حال به نظر من مهم‌ترین هدف او از سفرهای استانی، گسترش و تحکیم پایه‌های قدرت خودش است. من این سفرها را نوعی لشکرکشی می‌بینم برای تسخیر قلوب مردم ساده‌دل.

۳- علت هجمه های ناجوانمردانه برخی دوست نماهای اصولگرا و ائتلاف ضددولت این اصولگرانماها با دوم خردادیها - که روزی دشمن یکدیگر بودند- چیست؟

علّت این «هجمه‌های ناجوانمردانه» این است که اوّلاً آن مهاجمان سیاست‌پیشه هستند و طبعاً طالب قدرت. این خصلت تمامی آلودگان سیاست است و شاید کمتر کسی را بشود پیدا کرد که این قدرت‌طلبی در او قوی‌تر از خود آقای احمدی‌نژاد باشد. در ثانی، خطاها و لجاجت‌های جاهلانه‌ی دولت نهم و عواقب وخیمی که برای مملکت داشته‌اند، این دولت را در فضای رسانه‌ها و اذهان مردم مستعد این «هجمه‌های ناجوانمردانه» کرده‌اند.

۴- دکتر احمدی نژاد نزد چه گروهی محبوب و نزد چه کسانی منفور است؟ چه کسانی از زمین خوردن ایشان خوشحال می شوند؟

دکتر احمدی‌نژاد منتخب قشرهای فرودست جامعه است و در میان صاحبان سرمایه و صنعت، طبقه‌ی دانشگاهی و اهالی فکر و تحقیق کمتر جایگاهی دارد. سفرهای استانی و بسیاری اقدامات پوپولیستی دیگر او عمدتاً با هدف حفظ این محبوبیت است.

۵- علت محبوبیت محمود احمدی نژاد در دنیا و زنده شدن نام امام و انقلاب در میان ملتهای آزاده دنیا چیست؟

علّت این که فکر می‌کنید احمدی‌نژاد در دنیا محبوب است، چیست؟ احمدی‌نژاد کسر کوچکی از قدرت جرج بوش را به عنوان یک رئیس‌جمهور دارد، امّا تقریباً همان مقدار در دنیا شناخته‌شده و منفور است که جرج‌بوش. رسانه‌هایی که در داخل کشور روز و شب از محبوبیت احمدی‌نژاد در دنیا می‌گویند، عمدتاً دستگاه‌های جیره‌خوار و وابسته به دولت، مانند خبرگزاری فارس و یا روزنامه‌ی ایران هستند.

ملّت‌های آزاده‌ی دنیا کدامند؟ لبنانی‌ها آزاده‌اند که اگر کمک‌های خارجی نبود دستی‌دستی یک جنگ داخلی دیگر راه می‌انداختند؟ فلسطینی‌های حماس آزاده‌اند که به سوی اسرائیلی‌ها سنگ پرتاب می‌کنند و هنگامی که با گلوله‌ی اسرائیلی‌ها کشته شدند، تفنگ‌های خود را فقط در مراسم تشییع جنازه آتش می‌کنند؟ عراقی‌ها آزاده‌اند که به خودشان هم رحم نمی‌کنند؟ آزادگی آیا تابعی از میزان دلارهای نفتی تنقیه‌شده به «ملّت‌های آزاده» است؟ این دلارها که حقّ مردم ایران است و بدون اجازه‌ی آنها صرف جنگ‌افروزی در دیگر ممالک می‌شود، اگر به «ملّت‌های آزاده» تقدیم نشود، آیا باز هم آنها آزاده باقی خواهندماند؟ آیا به اندازه‌ی کافی از این نگرش چپی ضربه نخورده‌ایم که هر جا حرکتی چریکی بر ضدّ یک «امپریالیست» یا «مستکبر» به وجود آمد، بدون مطالعه به حمایت از او برخاستیم؟ آن کنفرانس کذائی جنبش‌های آزادی‌خواه جهان که یکی دو سال بعد از انقلاب در تهران برگذار شد، آیا کم به حیثیت بین‌المللی حکومت نوپای ایران لطمه زد؟ هر کس سنگی برداشت و شیشه‌ی عمارت مجلّلی را شکست، آزادی‌خواه است؟

۶- اگر در انتخابات سوم تیر، دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور نمی شد، چه می شد؟ چرا رهبری دولت نهم را اصولگراترین دولت پس از انقلاب دانستند؟

اگر در انتخابات آن سال سیاه، احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور نمی‌شد، یک آدم عاقل‌تر از او رئیس‌جمهور می‌شد. احمدی‌نژاد شهردار تهران باقی می‌ماند. امّا رئیس‌جمهور که احتمالاً هاشمی رفسنجانی می‌بود، به سرعت دم احمدی‌نژاد را می‌چید تا این فجایع به بار نیاید.

رهبر ایران یک سیاست‌مدار است و توصیفی که از دولت نهم به عنوان اصول‌گراترین دولت پس از انقلاب داشت، در راستای سیاست‌مداری او و بهره‌برداری از محبوبیت احمدی‌نژاد در میان توده‌های فرودست بود. این توصیف مربوط به گذشته بود و بسیار بعید است که چنین تعریفی را این روزها از زبان آقای خامنه‌ای در وصف دولت نهم بشنوید. او عاقل‌تر از آن است که با طناب احمدی‌نژاد به درون چاه رود.

۷- سوم تیر چه درسهایی به سیاسیون و اقتصادیون و احزاب داد؟

درس تلخ دموکراسی: دموکراسی به طور اتوماتیک به وضعیت بهینه منجر نمی‌شود. اگر صاحبان اندیشه منفعل و خاموش باشند، زمینه‌ی حکومت اوباش فراهم می‌شود، چنان که شد.

۸- مهمترین مانع بر سر تحقق اهداف اقتصادی دولت را چه چیز می دانید؟

اهداف اقتصادی دولت.

۹- چرا علیرغم همه تخریبها باز هم مردم به صداقت دکتر احمدی نژاد ایمان دارند و او را از جنس خودشان می دانند؟

چون مجبورند. هوا را از مردم بگیر، امیدشان را نه. با این حال این روزها زیاد کسی را نمی‌بینم که احمدی‌نژاد را از جنس خود بداند.

۱۰- مهمترین نقاط قوت دولت نهم و زیباترین صفات فردی و مدیریتی دکتر احمدی نژاد را چه چیزهایی می دانید؟ محبوبیت دکتر احمدی نژاد پیش شما کم شده یا زیاد؟ ما چگونه او را یاری کنیم؟

دولت نهم یک دولت بسیار فعّال است و این به نظر من بهترین خصوصیت آن است. اگر دولت خاتمی همین میزان فعّالیّت را داشت، الآن آقای احمدی‌نژاد در دانشگاه علم وصنعت مشغول تصحیح ورقه‌های امتحانی ترافیک و آسفالت بود.

بهترین خصوصیت احمدی‌نژاد به نظر من این است که همیشه خوش است. در عالم خودش است. خوش به حالش.

منفوریت احمدی‌نژاد پیش من روزافزون است.

احمدی‌نژاد را با نفرین کردنش یاری کنیم: خدایا عاقلش کن. آمین.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی‌نوشت: یادم رفت تشکّر کنم از آرش کمانگیر که این‌جا به این پرسش‌ها اشاره کرده و خودش هم به سه تا از آنها جواب داده. مرسی آرش.

برچسب‌ها: ,

6 Comments:

At چهارشنبه, تیر ۰۵, ۱۳۸۷ ۲:۲۰:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous ناشناس said...

همه اش یک طرف این یکی
(۸- مهمترین مانع بر سر تحقق اهداف اقتصادی دولت را چه چیز می دانید؟

اهداف اقتصادی دولت.)

یک طرف!(-:

عین واقعیت بود. این ؛خبرنگار مسلمانها؛ هم که خوب تکلیفشان معلوم است

 
At چهارشنبه, تیر ۰۵, ۱۳۸۷ ۳:۱۲:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous نیما said...

من هم مطلبی در همین مورد نوشتم:
http://nima.rasouli.org/۲۰۰۸/۰۶/۳-tir-and-ahmadinejad.html

 
At چهارشنبه, تیر ۰۵, ۱۳۸۷ ۴:۱۶:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous علی راد said...

دستت درد نکنه رفتی تو فید ریدرم و لینکهای وبلاگم
دوست دارم کلی خندیدم دلم خنک شد
تو شرکت لینک سایتت رو منتشر کردم از هر اتاقی یا صدای ایول ایول میومد یا خنده

 
At چهارشنبه, تیر ۰۵, ۱۳۸۷ ۷:۳۵:۰۰ قبل‌ازظهر, Blogger hamed said...

امام راحل می فرماید : « می خواهیم آن کسی که در راس امور است ، آن هم با مردم رفیق باشد و بنشیند و خودش را نگیرد . در بین مردم بنشیند با آنها صحبت بکند ، هر کس حاجتی دارد با او بگوید ، وقت داشته باشد با او صحبت بکند ... نه او از مردم وحشت کند ، نه مردم از او وحشت بکنند . این باید دستور باشد برای همه حکومتها و ملتها . وقتی یک حکومت اینطور شد ، ملت دنبالش است ، ملت حافظش است . همان طور که او حافظ ملت است ، ملت هم حافظ او هستند و ما می خواهیم یک همچو چیزی پیدا بشود که ملت حافظ دولت به همه جهات باشد ، دولت هم حافظ منافع ملت به همه جهات باشد . اگر یک همچو چیزی شد ، یک مملکت آرامی پدید می آید که هیچ کس هم نمی تواند در آن تصرف بکند . » ( صحیفه امام ، ج 8 ص 351 )

 
At پنجشنبه, تیر ۰۶, ۱۳۸۷ ۳:۱۶:۰۰ قبل‌ازظهر, Anonymous ناشناس said...

این نقل قول از امام راحل فقط بیشتر نشان میدهد که امام راحل عقل و سواد درستی نداشت!
بنده خدا در عهد قبیله و عشیره باقی مانده بود فکر میکرد قرار است یک ده ۱۰-۱۲ خانواری را اداره کند!
هرکسی درد دارد بیاید پیش کدخدا (رییس جمهور) بنشیند و درد دل ند و سماور هم آن بغل قل قل کند و یک چایی بریزد و با هم بخورند و...!

خیال میکنید این حماقت تمام شده؟! نخیر! هنوز که هنوز است مدیران و دانشگاهی های این مملکت هستند که به این چیزها باور دارند.

 
At پنجشنبه, تیر ۰۶, ۱۳۸۷ ۸:۵۴:۰۰ بعدازظهر, Anonymous ناشناس said...

http://i27.tinypic.com/ixa8f8.jpg

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home