چهارشنبه، خرداد ۱۵، ۱۳۸۷

زبان انگلیسی یاد بگیرید - قسمت سوّم و پایانی

به نظر من بهترین راه برای یاد گرفتن یک چیز، دوست داشتن آن است. اگر شاخه‌ای از ریاضیات را بتوانید واقعاً دوست بدارید، یاد گرفتن آن برایتان راحت‌تر می‌شود و بهتر هم یاد می‌گیرید. باز هم به نظر من، دوّمین راه خوب برای یاد گرفتن یک چیز، نیاز داشتن به آن است. اگر این نیاز واقعاً حیاتی باشد، تقریباً می‌توان مطمئن بود که یادگیری در پی است. امّا باز هم بهترین حالت، وقتی است که موضوع یادگیری را بتوانید با انگیزه‌ی مستقیم دوست بدارید. مثلاً اگر می‌خواهید ریاضیات یاد بگیرید، انگیزه‌تان شخصی و مستقیم باشد، نه این که مثلاً فیلم A Beautiful Mind را دیده‌باشید و به خاطر جذّابیت شخصی John Nash در این فیلم بخواهید به او شبیه شوید. علاقه داشتن به شخصی که در یک زمینه به درجه‌های بالا رسیده، می‌تواند الهام‌بخش باشد امّا به شرط آن که انگیزه‌ی اوّلیه‌ی یادگیری در شما موجود باشد، نه این که مثلاً بخواهید ریاضیات را فقط به خاطر علاقه به Nash و یا فیزیک را به خاطر علاقه به Feynman یا آینشتاین یاد بگیرید و یا این که فرضاً با دیدن سریال «روزگار قریب» به سرتان بزند که پزشکی چیز خوبی است. این نوع انگیزه‌ها که بیشتر (و نه منحصراً) در نوجوان‌ها بروز می‌کند، به نظر من برای دنبال کردن یک رشته‌ی تخصّصی، بسیار گمراه‌کننده هستند، چرا که در این حالت شخص یادگیرنده با مشاهده‌ی خصوصیّات و وضعیّت پیرامونی شخص دیگری که در یک رشته فعّالیّت می‌کند و موفّق است، برانگیخته می‌شود و فکر می‌کند انرژی و انگیزه‌ی لازم برای پیمودن مسیر مشابه را دارد، در حالی که پیمودن مسیر یادگیری، یک تجربه‌ی شخصی طولانی‌مدّت است و اگر انگیزه‌های آن درونی نباشند، به احتمال زیاد به هدفی که در اوّل وجود داشته منتهی نخواهندشد. اگر شما بخواهید Feynman بشوید، باید بدانید که روزها و ساعت‌های خسته‌کننده‌ی زیادی را در پیش دارید که باید به خواندن کتاب‌ها و مهم‌تر از آن، به حل کردن مسائلی اختصاص دهید که هزاران نفر پیش از شما حلّشان کرده‌اند. شما می‌خواهید شبیه یک شخصیت یگانه بشوید و ممکن است هیچ وقت نتوانید درک کنید که باید کارهای «معمولی» زیادی انجام دهید تا بتوانید پیشرفتی متوسّط داشته‌باشید.

امّا اگر بخواهید زبان بیاموزید، شاید بتوانید در بعضی موارد از این وضعیت اغواکننده سود ببرید. اتّفاقاً خیلی‌ها به خاطر علاقه‌ای که به یک فرهنگ خارجی دارند، مثلاً به خاطر علاقه به فرهنگ آمریکایی (درست یا نادرست) خیلی سریع‌تر می‌توانند ترکیب‌ها، کلمه‌ها، ساختارها و لهجه‌ی زبان انگلیسی را جذب کنند. به نظر من بیشترین مشکل افرادی که با چنین انگیزه‌هایی روی به زبان‌آموزی می‌برند آن است که برای ساختارهای رسمی (formal) در زبانی که یاد می‌گیرند ارزش کافی قائل نمی‌شوند و در نتیجه غلط‌های املائی و دستوری فراوان در نوشتار آنها هست و هنگام صحبت کردن هم از نظر تلفّظ درست کلمات و رعایت دستور زبان می‌لنگند و چه بسا اعصاب اطرافیان خود را خط‌خطی می‌کنند.

در پست‌های قبل از این سری گفتم که به نظر من (و تأکید می‌کنم: به نظر من) بهترین راه یاد گرفتن یک چیز، درگیر شدن با آن است، در ابتدای همین پست هم گفتم که این درگیری در بهترین حالت به خاطر دوست داشتن است و در پله‌ی بعدی به خاطر نیاز. امّا نمی‌توان فقط به انگیزه‌های احساسی اتّکا داست. همچنان که برای آشنا شدن با یک فرد و شناختن او، صحبت کردن با او راه بهتری است تا در آغوش گرفتنش، برای آموختن هم باید صبر داشت و منطقی حرکت کرد. فکر نکنید فقط کسانی که زبان را به خاطر انگیزه‌های فرعی و احساسی یاد می‌گیرند در جذب ساختارها مشکل دارند. افرادی هستند که (برای نمونه) فیزیک می‌خوانند تا باهوش به نظر برسند. این‌ها هم دقیقاً همان مشکل را دارند: ساختار رسمی مورد استفاده در فیزیک را که همان ریاضیات باشد، دست و پا شکسته یاد می‌گیرند. این‌ها آدم‌هایی هستند که در سمینارها، جلسه‌های دفاع و سر کلاس‌ها، یک اغتشاش ثابت در محیط ایجاد می‌کنند و همیشه روی اعصاب دیگران می‌روند. این‌ها معمولاً در حل کردن مسأله مهارتی ندارند و اگر موقع مسأله حل کردن هم کنار شما بنشینند، فقط افکارتان را پریشان می‌کنند. بیشترین تأسّف را باید به حال این گونه افراد خورد، که چیزی را برای چیز پست‌تری دنبال می‌کنند و در نتیجه حاضر نیستند بهای ذهنی و زمانی لازم برای یاد گرفتن و مهارت یافتن را بپردازند.

پس اگر مصمّم هستید که زبان یاد بگیرید، باید برای مأنوس شدن با املای کلمه‌ها، یاد گرفتن مفهوم و کاربرد عبارت‌های ترکیبی و برای آموختن گرامر، وقت و دقّت لازم را خرج کنید. دقّت داشتن نیازمند صرف انرژی است. دقّت خودبه‌خود حاصل نمی‌شود و باقی نمی‌ماند.

ساختارهای زبانی‌ای که در یک نوع متن به کار می‌روند، با ساختارهای به کار رفته در متنی به همان زبان امّا با موضوعی دیگر، تفاوت زیادی دارند. مثلاً اصطلاحات و ترکیب‌های به کار رفته در مقاله‌های ماهنامه‌ی IEEE Spectrum که بیشتر به مهندسی الکترونیک و کامپیوتر مربوط است، متفاوتند از مجموعه‌ای که در مقاله‌های Reader's Digest خواهیدیافت. بنابراین اوّلاً اگر تجربه‌ی خواندن (یا حتّی نوشتن یا گفتگو کردن) در یک حیطه‌ی معیّن را به زبانی خارجی داشته‌اید، فکر نکنید حتماً باید بتوانید هر مطلب نه چندان دشوار دیگری را هم به همان زبان درک کنید. ثانیاً در هر حوزه‌ی کاربردی‌ای که می‌خواهید از زبان استفاده کنید، سعی کنید مطالب همان حوزه را بیشتر مطالعه کنید و بفهمید. مثلاً اگر می‌خواهید راهنمای تور شوید، خواندن مقالات Scientific American فایده‌ی زیادی برای این منظور شما نخواهدداشت. امّا در هر حال از مطالعه‌ی روزانه‌ی مطالب خبری که به زبان خبری حرفه‌ای نوشته شده‌اند، غافل نشوید. مطالعه‌ی روزانه و منظّم متون خوب، بهترین و بیشترین کمک را به شما می‌کند تا ساختارهای زبان را یاد بگیرید و در به کارگیری آنها مهارت پیدا کنید.

هر قدر هم که این مطالعه‌های تمرینی را ادامه دهید، باز هم برای یاد گرفتن زبان از آموختن مستقیم دستور زبان (گرامر) بی‌نیاز نیستید. منابع و ابزارهای بسیار زیادی روی اینترنت هستند (رایگان و غیررایگان) که می‌توانید برای آموختن گرامر و سایر بنیان‌های زبان از آنها استفاده کنید. بهترین منبعی که من برای آموختن گرامر تا سطح متوسّط دیده‌ام، یک جزوه‌ی ۱۲۳ صفحه‌ای بود که بیش از ۱۰ سال پیش در یک کلاس تافل به ما دادند. نمی‌دانم این جزوه مانند بیشتر جزوه‌های دیگر آنجا از یک کتاب معتبر خارجی کپی شده‌بود (که هرگز نیافتم) یا اساساً در همان مؤسّسه تألیف یا تدوین شده‌بود. به هر حال آن را نگه داشتم و بعداً اسکن کردم. از این‌جا می‌توانید دریافتش کنید.

در ضمن،
در طول مدّتی که نوشتن این پست‌ها به طول انجامید، دو پست جالب دیگر هم درباره‌ی ابزارهای زبان آموختن دیدم. یکی این پست از یک پزشک است درباره‌ی یک شبکه‌ی اجتماعی به نام Palabea که برای آموختن زبان طرّاحی شده‌است. یک پست بسیار مفید و جالب دیگر هم در وبلاگینا است درباره‌ی ۲۰ ابزار زبان‌آموزی مختلف. به یاد داشته‌باشید که این‌ها همه ابزار هستند و مفیدند، امّا گوهر یادگیری همان تصمیم‌گیری فردی، داشتن انگیزه‌های منطقی و بعد تلاش منظّم و داشتن تمرکز و دقّت است.
موفّق باشید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از این سری:
قسمت صفرم
قسمت یکم
قسمت دوم

برچسب‌ها:

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home