سه‌شنبه، خرداد ۰۷، ۱۳۸۷

Busted in translation

برگرداندن واژه‌ها و اصطلاحات انگلیسی (یا به طور کلّی هر زبان غیرفارسی) به فارسی یک مشکل دائمی مترجمان است و من می‌توانم تقریباً با اطمینان بگویم که هر مترجم یک دیکشنری کوچک شخصی در ذهنش دارد که اصطلاحات خاصّی را همیشه به یک شکل ترجمه می‌کند و این اگرچه ممکن است راه‌گشا و باعث روانی حاصل ترجمه باشد، امّا در میان‌مدّت و درازمدّت باعث یک نوع جمود فکری می‌شود که حاصل آن ثابت ماندن کیفیت کار یک مترجم و پیشرفت نکردن اوست. این خطر در ایران که کارهای بساز و بنداز ارزش اجتماعی بیشتری دارند، مترجمان را بیشتر تهدید می‌کند. مترجمان دم‌دستی با این خطر به طور مستقیم مواجه هستند (هرچند خودشان ممکن است آن را خطر نپندارند) و مترجمان حرفه‌ای‌تر یا آنها که مثل من، حرفه‌ای نیستند امّا به حاصل کار اهمّیّت می‌دهند، به نوعی درگیری غیرمستقیم با این خطر دارند؛ این دسته‌ی اخیر برای مصون نگه داشتن طرز فکر و تجربه‌ی کاری خودشان از آشفتگی بازار کار حرفه‌ای، سعی می‌کنند معادل‌ها و ترکیب‌هایی را به طور استاندارد به کار ببرند که این استاندارد البته شخصی است.

امّا نوشتن این پست را به نیّت گفتن نکته‌ی بالا شروع نکردم. می‌خواستم بگویم فقر علمی و فنّی زبان فارسی خیلی وقت‌ها بدجوری مترجم را به دردسر می‌اندازد و آن هم وقتی است که آدم با یک اصطلاح فنّی مواجه می‌شود که به طور مستقیم فنّی نیست، بلکه اهالی یک رشته آن را به عنوان قسمتی از گویش یا لهجه‌ی محاوره‌ای خود ابداع کرده‌اند. الآن دارم کار ترجمه‌ی یک مقاله را به پایان می‌برم و با اصطلاح "killer app" مواجه شده‌ام. خدا به باعث و بانی و متولّی ویکی‌پدیا عمر با عزّت بدهد که تقریباً در تمام تنگناهای این‌چنینی دست آدم را می‌گیرد. مدخل مربوط به "killer app" را که در واقع مخفّف "killer application" است، این‌جا ببینید. به لطف ویکی‌پدیا دست‌کم الآن معنی این اصطلاح را می‌دانم. حالا مانده‌ام چه ترجمه‌اش کنم. اگر مثلاً ترجمه‌اش کنم «برنامه‌ی خطیر» (وای، خدایا)، شاید از نظر معنی لفظ به لفظ زیاد خطا نکرده‌باشم، امّا نه مفهوم این اصطلاح را رسانده‌ام و نه حالت jargon بودن این اصطلاح را نشان داده‌ام. برای application که در این‌جا به مفهوم برنامه (نرم‌افزار) است، نمی‌توانم کلمه‌ی بهتری پیدا کنم و killer هم در این ترکیب به معنی حیاتی، بنیادین، پایه‌ای، اصلی و چیزهایی از این دست است. این عبارت برای اشاره به برنامه‌هایی که نقش اصلی را در یک زمینه‌ی کاری دارند، مورد استفاده قرار می‌گیرد. اگر مثلاً ترجمه‌اش کنم به «نرم‌افزار اصلی»، حالت jargon بودنش کاملاً فنا می‌شود. «برنامه‌ی اصلی» شاید ترجمه‌ی بهتری باشد، امّا خواننده ممکن است در فهم این که اشاره به یک نرم‌افزار است، دچار مشکل شود.
بکس و باد کرده‌ام.

برچسب‌ها: ,

2 Comments:

At شنبه, خرداد ۱۸, ۱۳۸۷ ۱۱:۳۳:۰۰ قبل‌ازظهر, Blogger کورش علیانی said...

سلام
http://qbpd.blogspot.com/2008/06/blog-post_07.html
با دوستي

 
At سه‌شنبه, خرداد ۲۱, ۱۳۸۷ ۷:۱۳:۰۰ قبل‌ازظهر, Blogger ctesiphon said...

براى killer application ميتونبد از ”برنامه‌‌ى كاربردى خفن“ استفاده‌كنيد، هم شكل جارگن (زبان زرگرى رايانه‌بازان) رو نگهداشته، هم ميرسونه كه اين برنامه چيز بسيار كاردرستيه كه مردم براش سرودست ميشكنن و حاضرن براي اين دگمه كت و شلوار بدوزن!

پاينده باشيد.

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home