چهارشنبه، اردیبهشت ۱۸، ۱۳۸۷

زبان انگلیسی یاد بگیرید - قسمت یکم

چرا می‌خواهید زبان یاد بگیرید؟ فکر نکنید پاسخ این سؤال بدیهی است. دست‌کم در جامعه‌ی امروز ما، می‌شود بدون تسلّط بر زبان انگلیسی هم امور روزمرّه را بدون مشکل یا سرافکندگی گذراند. از طرف دیگر مهارت‌ها و دانستنی‌های فراوان دیگری هستند که می‌توان وقت و انرژی لازم برای زبان‌آموزی را صرف آنها کرد. مثلاً شما می‌توانید بروید و در یک دوره‌ی آموزش سیم‌کشی ساختمان شرکت کنید و مدرک فنّی و حرفه‌ای بگیرید. فکر نکنید شوخی می‌کنم. با آن مدرک می‌توانید مجوّز مغازه یا کارگاه بگیرید و تازه وام هم می‌شود گرفت. هیچ کدام از این‌ها مستلزم آن نیست که زبان انگلیسی را خوب بدانید و از طرف دیگر با آموختن زبان ممکن است به هیچ کجا نرسید.

بسته به این که هدف شما از اقدام به فراگیری زبان چه باشد، روشی هم که برای یاد گرفتن انتخاب می‌کنید متفاوت خواهدبود. یادتان باشد که من گزینه‌ی کلاس‌های زبان را از ابتدا کنار گذاشتم و بنابراین وقتی می‌گویم راه‌های متفاوتی هست، شرکت در کلاس را یکی از آنها به حساب نمی‌آورم.

حالا بیایید دلایل مختلفی را که ممکن است انگیزه‌ی شما برای زبان‌آموزی باشند یکی‌یکی بررسی کنیم. هر کسی که پی زبان‌آموزی است معمولاً یکی از انگیزه‌های زیر را دارد. تعداد کسانی که دو یا چند انگیزه را هم‌زمان دارند، زیاد نیست.
  1. متداول‌ترین دلیل، در واقع وجود ندارد. یعنی بیشتر کودکان، نوجوانان و جوانان به کلاس زبان می‌روند یا به این دلیل که والدینشان معتقدند باید به کلاس زبان بروند، یا به این دلیل که دوستان آنها به کلاس زبان می‌روند و جلوی دوستان نباید کم آورد و یا این که در بهترین حالت، امیدوارند زبان انگلیسی در آینده به کارشان بیاید.
  2. کنکور. در هر رشته‌ای که بخواهید کنکور بدهید، زبان یکی از درس‌های عمومی است و در بعضی رشته‌ها یک درس اختصاصی هم هست. پس زبان دانستن ظاهراً به کار کنکور می‌آید. امّا مسأله این است که زبان کنکور در واقع زبان نیست، بلکه مثل بقیه‌ی درس‌های کنکور بیشتر ترفند تست زدن است و تا حدّ زیادی هم درصد شما بستگی به این دارد که قبلاً چه قدر تست زده‌اید و سرعت و دقّت تست زدنتان را به چه میزان بالا برده‌اید. پس همان طور که با تسلّط بر ریاضیات دبیرستانی و بدون تست زدن، احتمالاً درصد خوبی در ریاضیات کنکور به دست نمی‌آید، در مورد زبان هم بیشتر، تست زدن ملاک موفّقیّت است. به زبان‌دانی نیست. از این جهت بین کنکور ورود به دانشگاه، کنکور کاردانی به کارشناسی و کنکور کارشناسی ارشد تفاوت زیادی وجود ندارد. تست بزن آقاجان.
  3. خوب، بعضی‌ها از بد حادثه به مقطع دکترای (ناپیوسته‌ی) دانشگاه‌های داخل کشور می‌رسند و در گذراندن امتحان زبان ورودی دچار مشکل می‌شوند. بله. کم نیستند دانشجوهای دکترایی که مجبور می‌شوند کتاب Headway بخوانند و در کلاس‌های زبان شرکت کنند و این باعث روسیاهی نظام آموزش عالی ایران است، چرا که نشان می‌دهد چنین دانشجوهایی در طول دوره‌های لیسانس و فوق‌لیسانس هیچ وقت مجبور نشده‌اند به طور جدّی با متون تخصّصی به زبان انگلیسی سر و کار داشته‌باشند. صرفاً با خواندن جزوه‌ها و گاهی هم کتاب‌های تألیف داخلی و یا ترجمه‌شده، واحدها را گذرانده‌اند و بالا آمده‌اند. امّا این افراد، خصوصاً در رشته‌های فنّی و علوم پایه بالأخره مجبورند در طول دوره‌ی دکترا مقاله و کتاب به زبان انگلیسی بخوانند و در ضمن باید به انگلیسی مقاله هم بنویسند. اوضاع جالبی نخواهدبود.
  4. بعضی‌ها هم مثل ما عزم دیار غربت می‌کنند. در دیار غربت هم از شما مدرک TOEFL یا IELTS می‌خواهند. اکثر دوستان برای به دست آوردن نمره‌ی خوب در این آزمون‌ها، روانه‌ی کلاس‌های آمادگی مربوطه می‌شوند و تعداد زیادی از آنها هم در کسب نمره‌ی مطلوب در این امتحانات ناکام می‌مانند، هرچند اکثراً به حدّنصاب مطلوب دست می‌یابند.
  5. ضرورت شغلی. شخصاً اطّلاعات دقیقی درباره‌ی این که در کدام مشاغل در ایران دانستن زبان انگلیسی یک مزیت مهم محسوب می‌شود، ندارم. اتباع خارجی در ایران پرشمارند، امّا غالباً افغانی یا عرب هستند و آنها هم فارسی صحبت می‌کنند. به این ترتیب تعداد مشاغلی که در آنها به خاطر مواجه بودن با خارجی‌ها باید بر زبان انگلیسی مسلّط بود، در ایران خیلی کمتر از کشورهای دیگر است. مشاغلی وجود دارند (مانند ترجمه) که در آنها زبان مهم‌ترین ابزار کار است. بحث ما طبعاً درباره‌ی چنین مشاغلی نیست.
  6. علاقه‌ی شخصی. برای این که از سانسور اخبار خارجی، فیلم‌ها و سریال‌ها و کتاب‌های ترجمه‌شده در ایران بگریزید، راهی به جز دانستن زبان ندارید. در ضمن بسیاری از مطالب جالب در اینترنت، بسیاری از کتاب‌های ارزشمند خارجی و ... ممکن است هرگز به فارسی ترجمه نشوند و شما ممکن است نخواهید خود را از دست‌یابی به این‌ها محروم کنید. ممکن است به ادبیات جهان (خصوصاً ادبیات انگلیسی‌زبان) علاقه‌مند باشید. ممکن است یک یا چند رشته‌ی علمی و یا فنّی و یا هنری و یا فلسفی را به طور جدّی دنبال کنید (واقعاً جدّی). هر کدام از این علایق به تنهایی برای این که شما را مجبور کنند زبان انگلیسی یاد بگیرید کافی است.
  7. مهاجرت، کار و روابط اجتماعی. خیلی از ایرانی‌ها دوست دارند مملکت اسلامی را ترک کنند و به بلاد کفر بروند (و در میان همین‌ها خیلی‌شان واقعاً متشرّع هستند، فکر نکنید فقط لامذهب‌ها از این وضع خسته‌اند). بعضی‌ها نمی‌خواهند مهاجرت کنند، امّا زیاد اهل گشت و گذار در خارج از کشورند. عدّه‌ای هم برای اشتغال می‌خواهند از ایران خارج شوند. تمام این‌ها به زبان دانستن محتاجند.
  8. علاقه به زبان. من افراد خیلی کمی را دیده‌ام که زبان بیاموزند چون واقعاً دوست دارند زبان بدانند. هر زبان حامل حدّاقل یک فرهنگ است و زبان انگلیسی که بین‌المللی‌ترین زبان است، فرهنگ‌های بسیاری را میزبان است. همین مسأله برای آنها که intellectual هستند کافی است تا پی آموختن زبان بروند.
  9. OK. خوب، راستش را بخواهید خیلی از مردم (مخصوصاً در میان دخترها) هنوز که هنوز است دوست دارند به جای فارسی، اردو حرف بزنند و آموخته‌های مدرسه و دانشگاه برای این منظور کفایت نمی‌کند. بد به حال این‌ها.
اگر گروه(های) دیگری هم به ذهن شما می‌رسد بگویید تا بنویسم. در قسمت بعد بالأخره به روش آموختن زبان می‌رسیم.

برچسب‌ها:

2 Comments:

At یکشنبه, اردیبهشت ۲۲, ۱۳۸۷ ۲:۴۸:۰۰ قبل‌ازظهر, Blogger Mohammad said...

مبحث جدید فوق العاده ای رو باز کردید خیلی ممنون من هم حالا جز خوانندگان پروپاقرص شما هستم

 
At پنجشنبه, اردیبهشت ۲۶, ۱۳۸۷ ۳:۲۵:۰۰ قبل‌ازظهر, Blogger adaughterofpersia said...

آفرین، به نکته ی بسیار خوبی اشاره کرده ای، من جدیدن این مسئله برام مطرح شده که واقعن چرا 4 سال تموم توی کانون ایران آمریکا اونهمه زبان یاد گرفتم دبیرستانی که بودم، حتی کتابهای تخصصی دانشگاهیمون هم که انگلیسیه هیچ ربطی به مهارت در مکالمه نداره! یه جورایی جدیدن فقط بخاطر اینکه انقدر انگلیسی حرف زدن بلدم دلم می خواد یه مدت برم یه کشور خارجی!! من ریشه ی این همه کلاس زبان رفتن و کلاس زبان برگزار کردن رو در قبل از انقلاب می بینم : که ایران می رفته که یه چیزی مثل مثلن مالزی الان بشه و یه عالمه شرکت های اینترنشنال شعبه داشته باشن و مردم کشور هم مجبور بوده اند که با کاردار های خارجی ارتباط برقرار کنند و باید انگلیسی بلد بوده اند. اما الان در مملکت ما بسته شده حتی ماهواره هم داشتنش ممنوع است و باز هم ما به کلاس زبان می رویم!!

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home