سه‌شنبه، اردیبهشت ۱۷، ۱۳۸۷

زبان انگلیسی یاد بگیرید - قسمت صفرم

ماه می ۲۰۰۸ (یعنی ماه جاری میلادی) برای من ماه بدی محسوب می‌شود، چرا که سفارت کانادا هنوز به من جوابی نداده و این تأخیر چندماهه به احتمال قوی باعث خواهدشد نه تنها امکان شروع دوره‌ی دکتری در دانشگاهی که از آن پذیرش داشتم را پیدا نکنم، بلکه مدت دوساله اعتبار مدرک تافلم هم تمام شد و ممکن است مجبور شوم دوباره امتحان بدهم.

دوسال پیش در آزمون تافل شرکت کردم. در آن زمان در ایران امتحان تافل فقط به روش کاغذی (PBT) برگزار می‌شد که نمره بنده هم از ۶۷۷ شد ۶۱۷ و در قسمت انشاء هم از ۶ نمره ۴/۵ آوردم و این‌ها نسبتاً نتایج خوبی محسوب می‌شوند. با توجّه به این که من آخرین بار حدوداً ۱۲ سال پیش بود که در یک کلاس زبان جدّی شرکت کردم (و البته سه چهار سال پیش هم برای دست گرمی یک ترم به یک کلاس مکالمه رفتم)، و با در نظر گرفتن این که تاکنون پایم را از این مملکت اسلامی بیرون نگذاشته‌ام و با انگلیسی‌زبان‌ها هم معاشر نبوده‌ام، دوستان و همکلاسان بسیاری این نتیجه را غیرمنتظره ارزیابی کردند و چندین بار درباره‌ی «رمز موفّقیّت» من پرسیدند.

چون کم‌کم سال تحصیلی هم رو به پایان است و بساط کلاس‌های آموزش زبان هم پررونق‌تر خواهدشد، و نیز به خاطر این که خیلی از نویسندگان و خوانندگان این وبلاگستان فارسی دوست دارند از محتوای انگلیسی که قسمت اعظم وب را پر کرده بیشتر بهره ببرند، فکر کردم بد نیست درباره‌ی آموختن زبان مبین انگلیسی، و پیش از آن درباره‌ی آموختن به طور کلّی، چند نکته را که به تجربه فرا گرفته‌ام در اینجا بیان کنم، باشد که مشترک گرامی پند گیرد و پول و وقت عزیز را بیهده خرج نکند.

من فکر می‌کنم تجاری شدن بیشتر امور در این دوره و زمانه باعث شده ما خیلی از چیزهای بدیهی را دیگر نتوانیم به سادگی بفهمیم و نمونه‌اش هم همین کلاس‌های کنکور و کلاس‌های زبان هستند. هم موقعیّت تدریس زبان را دارم و هم می‌توانم وارد بازار کنکور شوم، امّا هر دو زمینه به نظر من نادرست هستند. تبلیغات وسیع این نوع کلاس‌ها فقط بر پایه‌ی القای این اصل است که شما به تنهایی نمی‌توانید چیزی فراگیرید و در واقع خنگ و ناتوان هستید. البته همین طور هم هست. اگر فکر می‌کنید خنگ هستید، مطمئن باشید اشتباه نمی‌کنید. امّا خبر خوب آن که شما می‌توانید خنگ نباشید. فقط کافی است خنگ‌بازی را کنار بگذارید، بر تنبلی ذهنتان چیره شوید و یک بار برای همیشه (انشاءاللّه) بفهمید که خنگ نیستید. خوب، فهمیدید؟ حالا به دقّت اطرافتان را نگاه کنید. هیچ وقت در طول تاریخ بشر سابقه نداشته که این قدر منابع متنوّع برای یادگیری همه چیز در دسترس او قرار داشته باشد. هر چیز که بخواهید یاد بگیرید، از روش بافتن شال‌گردن تا تکنیک رفع گرفتگی لوله فاضلاب تا روش ساختن یک لیزر، با کمی حوصله و جستجو کردن در همین اینترنت می‌توانید یاد بگیرید. شما حتّی می‌توانید بدون صرف هزینه‌ای برای خریدن کتاب یا رفتن به دانشگاه، فیزیک را تا سطح لیسانس یاد بگیرید و بعد از آن هم راه باز است. نه؟ اینجا را ببینید.

من واقعاً اعتقاد دارم این که در این وضعیت موجود کسی برای یاد گرفتن زبان انگلیسی به کلاس زبان برود فقط در یک صورت توجیه‌پذیر است: این که وقت کمی داشته‌باشد و به طور اضطراری نیاز به یادگیری زبان داشته‌باشد، مثل دوستانی که برای شرکت در آزمون تافل یا IELTS فرصت کوتاهی دارند. در غیر این صورت، و خصوصاً با در نظر گرفتن این که ما ایرانی‌ها چه قدر عمرمان را هدر می‌کنیم، فقط با کمی استفاده بهتر از وقت (یعنی تلویزیون کمتر دیدن، خرید تفنّنی کمتر رفتن، با دوستان کمتر گپ تلفنی زدن و ...) می‌شود هر چیزی (و تأکید می‌کنم، هرچیزی) را در مدّتی بسیار کوتاه‌تر از مدّت زمانی که انتظار داریم، یاد گرفت. امّا کوتاه‌ بودن دوره‌ی یادگیری به معنی راحت بودن آن نیست. زندگی کردن اصولاً زحمت دارد و بیشترین زحمت را وقتی متحمّل می‌شویم که همواره در پی آسودگی باشیم. آسودگی دست‌نایافتنی است. بله.

در دو پست آینده (و شاید هم بیشتر) درباره‌ی روشی که برای آموختن زبان انگلیسی به همه پیشنهاد می‌کنم، خواهم‌نوشت. باز هم تأکید می‌کنم که این روش راحت نیست، امّا راحت‌تر از آن چیزی است که ممکن است تصوّر کنید. روش راحتی برای یاد گرفتن وجود ندارد و این را کسانی که دوره‌های فشرده‌ی آموزش زبان را با موفّقیّت گذرانده‌اند، به خوبی می‌دانند. تا آن موقع یک کم به پاسخ این پرسش فکر کنید: هیچ وقت یک تبلیغ\آگهی\برنامه\نوشته‌ی غیرتجاری دیده‌اید که بگوید یادگرفتن راحت است؟

برچسب‌ها:

2 Comments:

At چهارشنبه, اردیبهشت ۱۸, ۱۳۸۷ ۹:۳۰:۰۰ قبل‌ازظهر, Blogger مشاهدات پراكنده said...

جالب بود البته فکر نمی کنم احتیاجی باشه دوباره امتحان بدی چون یک بار پذیرش گرفتی دیگه.

ما با هم تافل دادیم به نظرم. من شدم 647 و 5،5. پست های زبان آموزیتو با RSS دنبال می کنم به نظرم جالبه که میخوای اینکار رو بکنی.

ادامه بده. ایشالا ویزا هم جور میشه.

 
At پنجشنبه, اردیبهشت ۱۹, ۱۳۸۷ ۱:۵۰:۰۰ بعدازظهر, Blogger قلم said...

من خودم هم کم کم دارم جو زده می شوم. از وقتی که با این نرم افزار tell me more کار کرده ام چنان در این زبان انگلیسی پیشرفت داشته ام که باورش برای من سخت است. این نرم افزار درست به مانن یک استاد زبان انگلیسی این زبان را در کله ادم فرو می کند. اصلا باور نمی کردم بدون کلاس و خرج هزینه و به تنهائی بتوانم در زمینه زبان انگلیسی تا به این حد پیشرفت کنم.
موفق باشی

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home