شنبه، فروردین ۱۷، ۱۳۸۷

Herbert Von Karajan

دیروز (پانزدهم مارس ۲۰۰۸)، صدمین سال‌روز فرخنده‌ میلاد هربرت فون کارایان بود. آنها که من را می‌شناسند، می‌دانند که ارادت خاصّی به جناب کارایان دارم. قصدم در این‌جا ذکر بیوگرافی او نیست، چرا که بیوگرافی او را در جاهای مختلفی روی وب و از جمله در ویکی‌پدیا می‌توان جست و مطالعه کرد. فقط می‌خواهم به چند جنبه‌ی جالب از شخصیت کارایان اشاره کنم، چه در مقام رهبر ارکستر و چه به عنوان یک انسان از دیدگاه کلّی‌تر، یا نه، قصدم اشاره هم نیست. می خواهم کمی از کارایان بنویسم.

این که کارایان معروف‌ترین رهبر قرن بیستم شده به نظر من حاصل وجود چند خصوصیت به طور هم‌زمان در وجود اوست. ابتدا موسیقی. کارایان مانند اکثر موسیقی‌دانان بزرگ آموختن موسیقی را از کودکی آغاز کرده و در عین حال مانند خیلی از مشاهیر ناحیه‌ی آلمانی‌زبان اروپا، تا دوران نوجوانی تصمیمی قطعی برای انتخاب موسیقی به عنوان حرفه نداشته‌است. امّا کارایان با رهبران بزرگ زیادی معاصر بوده که هر یک سبک اجرای خاصّ خود را داشته‌اند. چه چیزی اجراهای کارایان را متمایز می‌کند؟ در کتاب گفتگوی ریچارد آزبرن با کارایان (که در ایران با ترجمه‌ی علی‌اصغر بهرام بیگی توسّط انتشارات آگاه چاپ شده) خود کارایان یاکلاو تالیش، رهبر چک‌تبار را به عنوان کسی معرّفی می‌کند که الگوی او در زمینه‌ی رهبری ارکستر بوده‌است و در توصیف تالیش چیزی می‌گوید که دقیقاً با توصیفی که من از کارایان در ذهن دارم تطبیق می‌کند: تمام ارکستر را همچون سازی واحد به خدمت می‌گرفت.

در واقع اوّلین آشنائی من با اجراهای کارایان در زمانی بود که هیچ درباره‌ی خود او و سرگذشت و اجراهایش نمی‌دانستم. در آن زمان (ده یازده سال پیش) اینترنت تقریباً در ایران وجود نداشت و کامپیوتر هم هنوز خیلی گران بود و حتّی CDهای صوتی چیزهایی خیلی گران و کم‌یاب بودند. یک کاست خریدم که چند قطعه‌ی رمانتیک با اجرای کارایان (ارکستر فیلارمونیک برلین) بر روی آن بود؛ و شیفته‌ی اجرای آنها از موومان سوّم «شهرزاد» (اثر ریمسکی کورساکف) شدم. در آن زمان کمتر از ده کاست موسیقی کلاسیک داشتم و تازه شروع به آموختن ساز ویولن کرده‌بودم. بعد کم‌کم متوجّه شدم که اجراهای کارایان از آثار دیگری هم در بازار موسیقی موجود است، مهم‌تر از همه سمفونی‌های بتهوون که چند تا رسماً به شکل کاست با مجوّز ارشاد منتشر شده‌بودند و چند تا را هم فروشگاه بتهوون (رحمة‌اللّه علیه) عرضه می‌کرد. بعداً که به اینترنت دسترسی یافتم، یکی از اوّلین چیزهایی که همیشه جستجو می‌کردم اطّلاعات درباره‌ی کارایان بود. می‌خواستم بدانم جایگاه جهانی رهبری که بیشتر از بقیه‌ی رهبران می‌پسندیدم (و هنوز هم می‌پسندم) چه بود. خوب یادم هست که اوّلین CD صوتی که از شهر کتاب مرکزی خریدم اجرای کارایان و ارکستر فیلارمونیک برلین از سمفونی اوّل برامس بود (در حالی که در آن زمان هیچ وسیله‌ای برای گوش کردن به آن CD نداشتم!). اوّلین CD کپی‌شده که خریدم، سمفونی ششم چایکوسکی بود با همان اجرا و اوّلین CD که دادم برایم رایت کنند کنسرتو ویولن بتهوون بود با اجرای کارایان، موتر، برلین فیلارمونیک. خلاصه این که ما به جناب کارایان خیلی ارادت داشته و داریم . این که گوش آموزش‌ندیده‌ی من توانست تفاوت اجرای کارایان با اجراهای دیگر را متوجّه شود، یکی از چیزهایی است که همیشه مایه‌ی مباهات من خواهد بود، لااقل پیش خودم.

کارایان در زمان بلوغ صنعت ضبط صفحه‌های گرامافون شروع به ضبط کردن اجراهایش کرد و در واقع یکی از خصوصیات بسیار مهمّ او این بود که هم در کار فنّی ضبط مهارت و دقّت زیاد داشت (فراتر از حدّ یک موسیقی‌دان) و هم ارزش و اهمّیّت این صنعت را درک کرد. برای من بسیار جالب است که همّت گماردن کارایان به ضبط‌های متعدّد نه از سر خودشیفتگی، که از روی روشن‌بینی بود. کارایان نخستین رهبر ارکستر بود که اجرایی از او بر یک CD ارائه شد و احتمالاً نخستین ضبط دیجیتال موسیقی کلاسیک نیز مربوط به اوست. حتّی گفته می‌شود که سونی نخستین CD هفتصد مگابایتی را به درخواست کارایان ساخت تا بتواند تمام سمفونی نهم بتهوون را بر روی یک CD ضبط کند. CDهای نخستین ۶۵۰ مگابایتی بودند. او همکاری نزدیکی با شرکت سونی داشت که سازنده‌ی نخستین DVDها بوده‌است و چندین اجرای کارایان هم در سال‌های پایانی عمر او برای عرضه بر روی DVD ضبط شد. دقّت، علاقه و مهارت فنّی کارایان در ضبط، در حدّ بهترین مهندس‌های ضبط بوده، چنان که بعضی از ضبط‌های قدیمی او که در دوران ماقبل استریو به شکل مونو (تک‌کانال) ضبط شده‌اند، استریو به گوش می‌آیند.

کارایان مانند هر انسان بزرگ دیگری، از شجاعت و جسارت بهره‌ی کافی داشت. موقعی که می‌خواست به عنوان رهبری جوان، امتحان رهبری ارکستر بدهد، تمام اعضای دسته‌ی ارکستر را مرخص کرد و تنها نوازندگان ویولن‌سل را باقی‌گذارد تا چیره‌دستی خود و ایده‌هایش در اجرا را به داوران نمایش دهد. در اجرا و ضبط موسیقی نوآوری‌های مهمّی داشت و در روابطش با هنرمندان دیگر هم چندان محافظه‌کار نبود. در زمان جنگ دوّم جهانی در آلمان ماند و به عضویّت حزب نازی درآمد. این مسأله طبعاً در دوران پس از جنگ برای او مشکلاتی به بار آورد. پرلمن به همین دلیل هرگز حاضر نشد با او به همکاری بپردازد. در برابر، منوهین و اویستراخ با کارایان اجراهای زیادی داشتند (هر سه ویولنیست یهودی هستند). منوهین عضویت کارایان در حزب نازی را با عضویت اویستراخ در حزب کمونیست در شوروی مقایسه کرده و آن را با توجّه به جبر آن دوران موجّه می‌دانسته‌است.

در مقام یک رهبر، یک خصوصیت بسیار مهمّ دیگر کارایان آن بود که هم رهبر ارکستر سمفونیک بود و هم رهبر اپرا. در اجرای اپرا صاحب‌سبک و بسیار محبوب بود. ضبط‌های بسیاری از اجراهای کارایان از اپراهای واگنر، موزارت، وردی، روسینی، پوچینی و دیگران باقی مانده (صوتی و یا تصویری) که بی‌شک از گنجینه‌های اپرا به شمار می‌روند.

کارایان تا کمتر از یک سال پیش از مرگش در سال ۱۹۸۹، منسب رهبری مادام‌العمر ارکستر فیلارمونیک برلین را در اختیار داشت (نهایتاً استغفا داد.). در دوران او این ارکستر بازسازی شد و اقتدار و آوازه‌ای بیش از آن‌چه در دوران پیش از جنگ داشت به دست آورد و آثار متعدّد و بسیار متنوّعی را نیز هم در جای‌جای دنیا (از جمله در تالار رودکی تهران) هم اجرا کرد و هم ضبط نمود. کارایان کنسرواتواری در سالزبورگ (زادگاهش) ساخت و یک جشنواره سالیانه را نیز بنیان نهاد.

در میان شاگردان کارایان این سه نفر شاید از همه معروف‌ترند: کلودیو آبادو، سی‌جی‌ اوزاوا و آن-سوفی موتر که این آخری البته سولیست ویولن است، امّا شاگرد مسلّم کارایان نیز محسوب می‌شود.

نکته‌ی آخر در مورد کارایان: کارایان را تنها موسیقی‌دان و رهبر ارکستر ندانید. او خلبان ماهری هم بوده و یک کوه‌نورد حرفه‌ای، قایق‌ران و اسکی‌باز توانا نیز به شمار می‌آمده. شاید قرن بیست و یکم استعداد لازم برای پرورش انسانی در قامت کارایان را نداشته‌باشد، پس چه خوب که او ارثیه‌ای مفصّل از اجراهایش برای تمام انسان‌ها به یادگار گذاشته. از این میراث ارزشمند، بشنوید همان قطعه‌ای را که نخستین بار من را به کارایان علاقه‌مند کرد: قطعه‌ی سوّم از سوئیت سمفونیک شهرزاد، با عنوان پرنس و پرنسس جوان، اثر نیکلای ریمسکی کورساکوف و با اجرای ارکستر فیلارمونیک برلین، به رهبری هربرت فون کارایان.

بسیاری از اجراهای کارایان را به شکل کامل یا ناقص روی سایت‌هایی مثل یوتیوب می‌توانید ببینید. این دو سایت هم اطّلاعات و قطعه‌های بسیار جالبی از او دارند: karajan.co.uk و karajan.org.

برچسب‌ها:

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home