سه‌شنبه، اردیبهشت ۰۳، ۱۳۸۷

لینوکسی که من می‌بینم

چند ماه است که علّافم به معنای حقیقی کلمه و در این دوران علّافی کارهای مختلفی کردم، مثل مهاجرت به لینوکس و گرد و خاک به پا کردن حول و حوش آن یا نقّاشی سقف آشپزخانه‌ی مامانم یا خواندن یکی دو تا کتاب خوب. البته از وقتم بهترین استفاده را نکردم، امّا با توجّه به این که با استرس و بلاتکلیفی روزمرّه ویزا مواجه بودم و هستم، شاید خیلی هم کارم بد نبوده.

چند وقت پیش پست‌هایی درباره‌ی لینوکس نوشتم. به جای توضیح دادن درباره‌ی آن پست‌ها بهتر است نیتم را از نوشتن آنها بگویم. من قصد داشتم از ویندوز جدا شوم و به لینوکس «مهاجرت» کنم، امّا زیاد مطمئن نبودم که این کار به زحمتش بیارزد و نهایتاً موفّقیّت‌آمیز باشد. پس راه چاره را در ان دیدم که مملکت لینوکس را با اهالی‌اش بسنجم. این کار به خصوص در مورد لینوکس کار خوب و درستی بود، چرا که اهالی لینوکس ادّعا می‌کنند که «لینوکس یک فرهنگ است.». فرهنگ هم بدون جامعه‌ای که در ان وجود دارد بی‌معنی است. پس من هم شروع کردم چند نفر از اهالی این جامعه و شاید بیشتر از همه مهرداد مؤمنی را آزمودم.

اگر آن پست‌‌ها را خوانده‌باشید، الآن با توضیحی که دادم متوجّه روش من شده‌اید. این روش در واقع در کلاس درس خیلی خوب به کار می‌‌آید: آموزگار مربوطه را با ایرادهای منطقی و کوچک کمی آزار دهید. البته می‌شود ایرادهای غیرمنطقی گرفت و صرفاً از لذّتی موذیانه بهره برد، امّا اگر هدف یاد گرفتن باشد و تعامل، باید با دقّت و انصاف سؤال پرسید. نکته فقط در این است که از پرسیدن سؤال‌هایی که ممکن است به نظر ناشیانه و ساده بیایند پرهیز نکنید. در واقع شما با این روش به بحث دامن می‌زنید و فضا را گرم می‌کنید تا چیزهای جالب را در جریان یک تعامل پیدا کنید و بفهمید.

من با جواب دادن به مواردی که مهرداد (به نقل از منبع دیگری) در ذکر برتری لینوکس بر ویندوز (و شاید مک) آورده‌بود، مشابه روشی که در بالا گفتم را پیاده کردم. نتیجه‌ی این بحث این بود که انگیزه‌ی کافی برای رفتن به سوی لینوکس با اراده‌ای قوی را پیدا کردم. دو نکته در این‌جا نباید ناگفته بماند. یکی این که مهرداد مؤمنی به عنوان یک کاربر-برنامه‌نویس علاقه‌مند به لینوکس بحث را منصفانه و محترمانه و در عین حال با جدیت ادامه داد و این خیلی مهم بود. از او تشکر می‌کنم و امیدوارم این منش در جامعه‌ی بیمار ایران گسترش پیدا کند. در ضمن اگر کسی را آزار داده‌ام (مهم‌تر از همه، مهرداد را) معذرت می‌خواهم. نکته‌ی دوّم این بود که من تا حدّی با لینوکس آشنا بودم و این لازمه‌ی ورودم به بحث بود. می‌توان پابرهنه و ناشیانه وارد بحثی شد و گاهی هم ممکن است نتایج مفیدی به بار آید، امّا شرط منطقی بحث آن است که هر کس اوّل مقدّماتی را فراگیرد و نکاتی ابتدائی را با خودش بحث کند و هرچه به ذهنش آمد را ناپخته به زبان نیاورد. این در تعارض با روشی که در بالا گفتم نیست، چرا که همیشه چیزهای زیادی برای پرسیدن و بحث کردن وجود خواهند داشت. مطالعه و تفکّر اوّلیه فقط باعث می‌شوند که پرسش‌های بهتری بپرسیم، دقیق‌تر باشیم و بر نکات مهم‌تری انگشت گذاریم.

الآن دو ماهی می‌شود که به جامعه‌ی جهانی کاربران لینوکس پیوسته‌ام. لینوکس برای من چندان کم‌دردسر نبوده، امّا به نظر من به دردسرش می‌ارزیده. توزیعی که به کار می‌برم فدورا است. درباره‌ی این که چرا این توزیع را بر بسیاری گزینه‌های دیگر، خصوصاً بر اوبونتوی دوست‌داشتنی ترجیح داده‌ام، شاید بعداً بنویسم. فعلاً کمی درباره‌ی تجربه‌ی این دو سه ماه اخیرم با لینوکس می‌گویم.

کار کردن با لینوکس الآن خیلی با چند سال پیش فرق دارد. اوّلین لینوکسی که من نصب کردم ردهت ۶ یا ۷ بود و در آن موقع واقعاً نمی‌توانستم با آن کار مفیدی انجام دهم. جامعه‌ی نرم‌افزارهای open source و free در این چند سال اخیر چیزهای زیادی از رقابتشان با ویندوز و مک فراگرفته‌اند و البته مسیر یادگیری یک‌طرفه نبوده‌است. لینوکس و برنامه‌های متن باز و آزاد بسیار کاربرپسندتر از گذشته شده‌اند. امّا یک تفاوت عمده که در حین کار کردن با لینوکس نسبت به زمان کار کردن با ویندوز احساس می‌کنید، لمس کردن نزدیک‌تر واقعیّات و دشواری‌هایی است که در طرّاحی و ساخت نرم‌افزار و سیستم عامل وجود دارد. در حین کار کردن با ویندوز بسیاری از مشکلات را نمی‌بینید و این بیشتر به دلیل سیطره‌ی ویندوز بر بازار کامپیوترهای شخصی است که در نتیجه‌ی آن مشکلاتی مانند یافتن درایور ویندوزی یک سخت‌افزار خاص تقریباً همیشه با یک جستجوی ساده به سرانجام مطلوب می‌رسند. امّا در دنیای لینوکس اگر قطعه‌ای مانند کارت صوتی را سیستم عامل خودش درست نشناسد و به کار نگیرد، ممکن است ساعت‌ها جستجو و آزمون و خطا پیش‌روی شما باشد. این از دید کاربری که می‌خواهد کارهای روزمره‌اش را با کامپیوتر انجام دهد قطعاً یک نقطه‌ی ضعف است برای لینوکس. امّا اگر بخواهید کمی فنّی‌تر نگاه کنید، شما در دنیای لینوکس با مشکل بزرگ‌تری مواجه نیستید، بلکه مشکل را بهتر و مستقیم‌تر می‌بینید. اگر می‌خواهید خودتان مشکلات سیستمی و نرم‌افزاری‌تان را حل کنید، لینوکس در واقع راه شما در یافتن مشکل را کوتاه‌تر می‌کند، اگرچه ممکن است راه‌حلّ آن مشکل طولانی‌تر و دشوارتر از حالت مشابه ویندوزی باشد.

لینوکس (و سیستم‌های یونیکسی مشابه آن) دید شما را نسبت به کامپیوتر و اینترنت تغییر می‌دهد. تا زمانی که از ویندوز استفاده می‌کردم، اینترنت فضایی جذّاب امّا پرخطر بود و در عین حال برای کار کردن با کامپیوترم وابستگی چندانی به اینترنت نداشتم. امّا کار کردن با لینوکس اینترنت را تبدیل به فضای تنفّسی کاربر می‌کند؛ فضایی که برای یافتن برنامه‌های کاربردی ریز و درشت و به‌روز نگه داشتن سیستم به طور مداوم به آن وابسته است و در ضمن بسیار امن‌تر از وقتی است که از ویندوز بخواهید وارد آن شوید.

مفهوم همین به‌روز نگه داشتن سیستم عامل هم در لینوکس بسیار متفاوت از ویندوز است. در ویندوز شما باید سیستم عامل و تک‌تک برنامه‌های دیگر را جداگانه به‌روز کنید و اگر یک کاربر نوعی ایرانی باشید که از ویندوز و انواع برنامه‌های قفل‌شکسته استفاده می‌کنید، به‌روز شدن آنها (خصوصاً آنتی‌ویروس‌ها) یک نگرانی هرروزه است، چرا که ممکن است «کرکش خراب شده»باشد. در ضمن حقّ اعتراض به سازنده به خاطر باگ‌های نرم‌افزارش را هم ندارید و نمی‌توانید از او پشتیبانی بخواهید. در لینوکس، سیستم عامل و تمام اجزای آن و برنامه‌ها و اجزای دیگری که نصب کرده‌اید به طور یک‌جا قابل به‌روز شدن هستند و نگرانی یا شرمندگی هم وجود ندارد. البته مجبور نیستید تمام به‌روز‌رسانی‌ها را دریافت و نصب کنید. پشتیبانی از نرم‌افزار در دنیای متن باز و آزاد شاید از جهتی به خوبی نرم‌افزارهای تجاری نباشد، به این مفهوم که معمولاً سرویس‌های تلفنی و پشتیبانی شخصی وجود ندارد، امّا برای ملّت قهرمان ما که زیر بار سلطه‌ی اجانب نرم‌افزارفروش نمی‌رود (و اگر هم برود آنها تحریم می‌کنند)، این مزیّت‌ها از ابتدا موجود نبوده‌اند که با روی بردن به نرم‌افزارهای آزاد و متن باز از دست بروند. معمولاً انجمن‌های کاربری هر سیستم عامل یا نرم‌افزار متناسب با حجم و تعداد کاربران آن گسترش یافته‌اند و منبع خوبی برای رجوع و کمک گرفتن در حین بروز مشکل هستند. برای نمونه، من به سادگی در سایت فدورا ثبت‌نام کردم و امکان پست کردن بر روی انجمن‌های آن را دارم و از جستجو در آنها هم برای حلّ مشکلی بهره گرفته‌ام. در دنیای ویندوز اگر هم چنین امکانی را بر اساس مجوز قانونی ویندوز نوت‌بوکم داشتم، با تردیدی هر روزه مواجه بودم که آیا مایکروسافت کاربران ایرانی را محدود خواهدکرد یا نه.

وقتی به سوی لینوکس آمدم کمی نگران بودم که آیا خواهم‌توانست تمام کارهای روزمره‌ام را با آن به خوبی انجام دهم یا نه. مثلاً درباره‌ی یک دیکشنری خوب یا ایجاد فایل‌های pdf و همچنین ویرایش آنها نگرانی داشتم. تمامی این مشکلات اکنون برطرف شده‌اند و این حسّ بسیار خوبی به من می‌دهد.

شاید این تشبیه مناسبی باشد از ذهنیت و نگرانی‌هایی که درباره‌ی کار کردن با لینوکس داشتم: مهاجرت از ویندوز به لینوکس مثل مهاجرت از تهران به شهری دیگر بود. ناپایداری‌ها و مشکلات زندگی در تهران آدم را به ستوه می‌آورد، امّا در عین حال گریز و گزیری نمی‌یابد، چرا که مجموعه‌ی امکانات تهران در سایر شهرهای ایران موجود نیست. من به شهر دیگری رفتم و تهران را به ساکنانش سپردم. شاید به شهری خارج از ایران رفتم. امّا این‌جا مجموعاً بهتر از تهران است. از اسارت تهران هم رمیدم. امّا از تهران شروع کردم. پس به تهران (ویندوز) احترام می‌گذارم و منطق وجودی آن را درک می کنم.

برچسب‌ها: , ,

2 Comments:

At چهارشنبه, اردیبهشت ۰۴, ۱۳۸۷ ۴:۰۷:۰۰ قبل‌ازظهر, Blogger مهرداد said...

جالب بود، هم ایده ات برای شناختن لینوکس، هم پستت!

البته حقیقت امر اینه که اول کار خوشم اومد از این کار، (بحث و بررسی موارد) بعد از یکی دو نظرم مشکلاتم نذاشت اونو ادامه بدم، و از طرفی هم به این نتیجه رسیدم که فایده ای نداره. :D

خوب حالا از اینکه حس می کنم مفید بوده حس خوبی دارم.

موفق باشی...

-------------
پ.ن. راستی اون دلایل هم بیشتر شدن ;)

 
At پنجشنبه, اردیبهشت ۰۵, ۱۳۸۷ ۴:۴۸:۰۰ قبل‌ازظهر, Blogger مهرداد said...

راستی، درسته که جشن انتشار اوبونتو رو کاربران اوبونتو برگزار می‌کنن، ولی این دلیل نمی‌شه که دیگر کاربران لینوکس نتونن در اون شرکت کنن!
قبل از داشتن اوبونتو، ما لینوکس و نرم‌افزارهای آزاد رو داریم! پس جشن انتشار اوبونتو در واقع جشنی برای همه‌ی نرم‌افزارهای آزاد است!

 

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home