یکشنبه، بهمن ۲۸، ۱۳۸۶

ادامه‌ی بحث لینوکس و ویندوز

دوست داشتم زودتر از این درباره‌ی جواب‌های مهرداد بنویسم، امّا سرم با کارهای مختلف گرم شد.
یک بار دیگر هم یادآوری می‌کنم که بحث من درباره‌ی نسخه‌های رومیزی ویندوز و لینوکس است. درباره‌ی دنیای سرورها من سوادش را ندارم که بخواهم اظهار نظر کنم و بقیه هم اگر سوادش را ندارند بهتر است مثل من بحث را محدود به چیزی کنند که جلوی رویشان است.
طبق همان شماره‌ها و جواب‌های مهرداد پیش می‌رویم:

1 - اگر مهرداد واقعاً فکر می‌کند سیستم‌های خانگی ارزش ویروس‌نویسی را ندارند، به نظر من در اشتباه است. به نظر من بیشتر کسانی که برای ویندوز ویروس ساخته‌اند، سیستم‌های دسکتاپ را هدف گرفتند و هدف‌های خیلی متنوّعی هم داشته‌اند. بر خلاف مهرداد که ادّعا می‌کند اهداف ویروس‌نویس‌ها منحصر به دو موضوع است، ویروس‌هایی را می‌توانیم ببینیم که با هدف‌‌هایی مثل خراب‌کاری موذیانه (نه فقط در حدّ شوخی)، سرقت اطّلاعات شخصی (مثل شماره و رمز کارت اعتباری)، تبلیغات تجاری و حتّی سیاسی و چیزهای دیگر ساخته شده‌اند. خیلی‌ها ادّعا می‌کنند که بسیاری از ویروس‌های معروف را شرکت‌های امنیّتی برای رونق گرفتن بازار خودشان می‌سازند و اگر این حرف تا حدودی درست باشد، منطقی است که هدف این حمله‌ها سیستم عامل متداول‌تر باشد که در حال حاضر ویندوز است. بحث مشابهی را می‌شود درباره‌ی انواع دیگر کدهای مخرّب و بدافزارها دنبال کرد.
برای شنیدن خبر ویروس‌های لینوکسی که جنجال بیشتری به پا کنند، باید کمی صبور باشیم. این جریان قبلاً شروع شده.

2 - در این مورد بررسی‌های دقیق آزمایش‌گاهی باید انجام بگیرد که نه من امکانش را دارم و نه ظاهراً مهرداد. امّا نمی‌دانم کجای حرف من در این مورد آمیخته با«احساسات» بود! پس من این مورد را به عنوان یک مسأله‌ی باز در نظر می‌گیرم. در عین حال باید دو نکته را در نظر داشته‌باشیم: یکی این که مایکروسافت به دلیل کاربرد گسترده‌ی ویندوز در سراسر جهان، مجبور است در زمینه‌ی فایل‌سیستم‌های جدید خیلی محتاط باشد و سازگاری فایل‌سیستم‌ها را با دقّت زیادی رعایت کند. ثانیاً ارائه‌ی فایل‌سیستم جدید ویندوز (موسوم به WinFS) که البته زیادی به تأخیر افتاده، ممکن است نظر همه را درباره‌ی این نوع مسائل عوض کند.

3 - اصل ادّعا درباره‌ی هنگ کردن یا نکردن لینوکس است، نه درباره‌ی علّت آن. معماری لینوکس شاید به ظاهر ریسک چنین مشکلی را کم کند، امّا در عمل هم برای من و هم برای مهرداد پیش آمده که سیستم لینوکس‌مان هنگ کند. اگر فکر می‌کنید ما استثنا هستیم، این شما و این گوگل.

4 - مهرداد توضیح بیشتری در این‌باره داده که جالب است. حرفش علی‌الاصول درست به نظر می‌آید.

5 - بوت شدن یک سیستم دسکتاپ لینوکسی متعارف بیشتر از سیستم ویندوزی مشابه طول می‌کشد. این مسأله بارها برای من تکرار شده و علّتش هم ظاهراً این است که همان معماری فوق‌العاده‌ی سیستم عامل که آن قدر مایه‌ی مباهات اهالی لینوکس است، برای بارگذاری و برای شناختن قطعات سیستم به زمان بیشتری نیاز دارد. درمورد سیستمهای سرور چیزی نمی‌گویم چون قرار شد نگویم.

6 - صد تا فایل‌سیستم؟ خوب، بله حرف من «مغرضانه» بوده، البته اگر لطفاً به من بگویید که چه غرضی داشته‌ام تا خودم هم بفهمم. امّا مسأله این است که فایل‌سیستم‌های رایج، حتّی در دنیای لینوکس، تقریباً به تعداد انگشت‌های یک دست هستند. این که شناختن چنین تعداد فایل سیستمی را یک برتری لینوکس نسبت به ویندوز بدانیم، مثل این است که یک کامیون داشته‌باشیم که تمام بارش چرخ زاپاس باشد و بگوییم این کامیون هرگز لنگ پنچری نخواهد‌ماند.

7 - در این مورد هم اگر باز دامنه‌ی بحث را محدود به کاربران خانگی و اداری (سازمان‌های کوچک و متوسّط کنیم)، در اختیار داشتن کد نرم‌افزار معمولاً باعث مزیت خاصّی نمی‌شود. از طرف دیگر، کاربری که در اختیار داشتن کد نرم‌افزار برایش یک مزیّت باشد، یعنی آن درجه از سواد فنّی را داشته‌باشد که بتواند در کد منبع دست ببرد، غالباً از پشتیبانی رسمی بی‌نیاز است. پس نمی‌توان این دو مزیّت را با هم در نظر گرفت.

8 - این که ویندوز شما را مجبور می‌کند برای نصب شدنش یک درایو primary را انتخاب کنید، چندین مزیّت دارد. برای نمونه اینجا را بخوانید تا موضوع دستتان بیاید. این را هم بگویم که پارتیشن‌بندی برای نصب ویندوز بسیار ساده‌تر است تا برای نصب لینوکس. برای نصب لینوکس شما حدّاقل به دو پارتیشن با فایل‌سیستم‌های متفاوت نیاز دارید (مثلاً یک ext3 و یک swap). در حالی که ویندوز کار پارتیشن swap را خودش از طریق page file انجام می‌دهد. یک مزیّت دیگر این روش این است که شما می‌توانید توزیع این فایل‌های page را در ویندوز به طور دل‌خواه تغییر دهید تا سیستم‌تان بسته به نوع کار شما بهینه شود.

9 - ممکن است شما نتوانید ویندوز را روی یک ابزار همراه که قبلاً ویندوز نداشته، نصب کنید، امّا نصب کردن نسخه‌ای از لینوکس که از ابتدا روی همان ابزار (مثلاً یک PDA) نصب نبوده، کار راحتی نیست. راه دوری نرویم؛ درباره‌ی نوت‌بوک‌ها شما در خیلی از انجمن‌های لینوکسی می‌خوانید که بهترین راه استفاده از لینوکس بر روی یک نوت‌بوک آن است که نوت‌بوکی بخرید که لینوکس دارد. بله، علی‌الاصول خیلی کارها می‌شود کرد، امّا باید دید آیا واقعاً به زحمتش می‌ارزد؟

10 - من هواپیما ندارم. خوب هواپیما ندارم دیگه، چی بگم؟

11 - «باگ»! در این مورد فقط یک نکته را بگویم: خیلی وقت‌ها چیزی که از دید کاربر باگ نرم‌افزار است، در واقع چیزی است که سازنده‌ی نرم‌افزار آگاهانه در آن گنجانده و هدف خاصّی هم از گنجاندنش داشته، امّا کاربر آن چیز را دوست ندارد و فوراً آن را باگ معرّفی می‌کند. خیلی وقت‌ها هم کاربر با نرم‌افزار به اندازه‌ی کافی آشنا نیست و رفتار خاصّی از جانب نرم‌افزار را «باگ» تلقّی می‌کند. گذشته از این‌ها، شما برای رفع یک باگ مشخّص در لینوکس فقط باید بگردید و بگردید و مرجع یگانه‌ای برای رجوع وجود ندارد.

12 - ویندوز یک سیستم‌عامل تجاری است. اگر تجاری بودنش از نظر ما اساساً مذموم است، بهتر است اصلاً وارد بحث‌های فنّی‌اش نشویم. این مسأله را قبلاً هم گفته‌بودم. ایرادهایی که به یک چیز می‌گیریم باید مجموعاً یک چارچوب منطقی و سازگار داشته‌باشند.

13 - نه تنها یاد گرفتن لینوکس برای کاربر سخت‌تر و زمان‌برتر است، بلکه برنامه‌نویسی برای آن هم سخت‌تر است. به طور سنّتی برنامه‌های لینوکسی غالباً با زبان‌های خانواده‌ی C نوشته می‌شوند و از این جهت زیاد پیشرفت نکرده‌اند. اگر شما تجربه‌ی برنامه‌نویسی با چنین زبان‌هایی را داشته‌باشید، قدر چیزی مثل سی‌شارپ را خواهیددانست. از سی‌شارپ هم می‌توانید ـمثلاً با استفاده از مونو) برای برنامه‌نویسی در لینوکس استفاده کنید، امّا قوی‌ترین و متداول‌ترین ابزارهای برنامه‌نویسی در لینوکس (مثلاً Qt) بر محور زبان‌های قدیمی‌تر هستند.

14 - شرط، حلقه، piping، و همه‌ی این‌ها در قالب فایل‌های batch هم وجود دارند. گوگل بفرمایید.

16 - اینجا را ببینید و اینجا را (فقط برای نمونه).

17 - ویندوز سرور 2008 هم قابلیت مجازی‌سازی را به شکل توکار خواهدداشت. باید قبول داشت که مسأله‌ی مجازی‌سازی قبلاً اهمّیّتی را که الآن پیدا کرده، نداشت. من با قابلیت‌های مجازی‌سازی لینوکس کار نکرده‌ام و بنابراین اظهار نظر هم نمی‌کنم.

18 - پشتیبانی هسته‌ی لینوکس از تعداد بیشتری سخت‌افزار نسبت به ویندوز، در نظر اوّل واقعاً هیجان‌انگیز است. امّا مسأله این است که این پشتیبانی خیلی وقت‌ها به آن خوبی نیست که به نظر می‌رسد. مثلاً کارت (چیپ) صوتی یا کارت شبکه ممکن است به ظاهر شناخته شوند و کار هم بکنند، امّا برای نمونه، وقتی می‌خواهید یک فیلم ببینید، صدا قطع و وصل شود یا اصلاً تبدیل به برفک شود! نمونه‌ی دیگرش درایورهای VGA هستند. در هر حال درایور ویندوزی یک قطعه در اکثر موارد خیلی راحت‌تر پیدا می‌شود تا درایور لینوکسی آن. نصب درایور هم در لینوکس سخت‌تر از ویندوز است. یک چیز جالب دیگر هم این است که ممکن است درایور یکی از قطعه‌های سیستم شما در محیط Gnome کار بکند و در محیط KDE کار نکند (تجربه‌ی خود من درباره‌ی چیپ صوتی).

19 - اوّل این نکته را بگویم که محیط گرافیکی ویندوز واقعاً غیرقابل تغییر نیست. شما می‌توانید تغییرات بسیاری را بر آن اعمال کنید، تا جایی که می‌توانید رابط کاربری ویندوز XP را به شکل ویستا درآورید. امًا این که گفتم محیط‌های KDE و Gnome هردو در مقایسه با محیط ویندوز زمخت هستند، نباید چندان باعث تعجّب باشد. ویندوز یک سیستم عامل تجاری است که کار حرفه‌ای حجیمی برای بهبود ظاهر آن انجام شده و رقیب اصلی آن هم در این زمینه نه محیط‌های گرافیکی لینوکس، بلکه سیستم‌عامل‌های شرکت اپل بوده‌اند. به نظر من اصلاحاتی که در هر نسخه از محیط‌های گرافیکی لینوکس نسبت به نسخه‌های قبلی انجام شده، بیشتر تجربی است تا بر پایه‌ی اصول طرّاحی. در این زمینه می‌توان خیلی بیشتر و وسیع‌تر بحث کرد.

22 - اکثر برنامه‌هایی که به طور پیش‌فرض بر روی توزیع‌های معروف لینوکس نصب هستند، نسخه‌ی ویندوزی هم دارند. حالا این که برای نصب آنها شما باید جداگانه وقت بگذارید، لااقل یک مزیت دارد و آن هم این است که ده‌ها برنامه‌ی ریز و درشت که اکثرشان را هرگز احتیاج نخواهیدداشت بدون اطّلاع شما روی کامپیوترتان نصب نخواهدشد. خواندن لیست دقیق برنامه‌هایی که یک توزیع لینوکس روی سیستم شما به طور پیش‌فرض نصب می‌کند و تصمیم‌گیری درباره‌ی این که واقعاً کدام‌ها را نیاز دارید و کدام را نه، کار راحتی نیست و زمان کمی هم از شما نمی‌گیرد. درست که این برنامه‌ها اکثراً رایگان هستند، امّا شما احتمالاّ برای سخت‌افزار کامپیوترتان پول پرداخت کرده‌اید و نمی‌خواهید منابع سیستم‌تان تلف شوند.

24 - من که نفهمیدم چی را باید گوگل کنم، امّا هر چیز که هست، خوب است که معکوسش را هم گوگل کنیم. مثلاً اگر باید دنبال شواهدی باشیم که سریع‌تر بودن تبادل داده در لینوکس را گزارش کنند (اگر منظور مهرداد این بوده)، خوب است برعکسش را هم جستجو کنیم.

26 - pidgin در ویندوز از یونیکد پشتیبانی نمی‌کند. امّا مسأله‌ی مهم‌تر این است: اگر شما به جای تایپ کردن، بخواهید روی گوگل یا یاهو voice chat کنید، باید در لینوکس از چه برنامه‌ای استفاده کنید؟ گوگل‌تاک هنوز نسخه‌ی لینوکسی ندارد. اسکایپ نسخه‌ی لینوکسی دارد که هنوز در مرحله‌ی بتا است و درست کار نمی‌کند (مثلاً وقتی کسی به شما زنگ می‌زند، دگمه‌ی پاسخ‌گویی به تماس کار نمی‌کند!). یاهومسنجر هم ظاهراً نسخه‌ی لینوکسی دارد که به خوبی نسخه‌ی ویندوزی نیست. پس اگر چت کردن، آن هم به شکل صوتی، بخش مهمّی از کارهایی است که با کامپیوترتان انجام می‌دهید، زیاد به لینوکس فکر نکنید، حتّی با وجود تمام ابزارهای ظاهراً قدرتمندی که برای چت کردن دارد.

31 - بله. کاری که برنامه‌ی konqueror در زمینه‌ی مدیریت فایل‌ها انجام می‌دهد جالب است. خیلی هم جالب. قبول.

34 - مهرداد شاید در این مورد اشتباه کرده‌باشد. یک میلیون ترابایت، نه یک ترابایت. درایوهای یک ترابایتی مدّت خیلی زیادی نیست که به بازار آمده‌اند. تا یک‌هزار‌ترابایت راه درازی در پیش است. یک میلیون که جای خود دارد.

منبع اصلی اینجاست. فراموش نکنیم.

برچسب‌ها: , ,

0 Comments:

ارسال یک نظر

Links to this post:

ایجاد یک پیوند

<< Home